ویژگی نماینده خوب

در گفتگو با عبدالله گنجی مدیر مسئول روزنامه جوان

به نظر شما يک نماينده خوب بايد چه ويژگي داشته باشد؟

در صدر انقلاب گفتماني با عنوان گفتمان تخصص و تعهد مطرح بود. امروز شرايط اقتضاء مي‌کند که اين گفتمان بازيابي و بازخواني شود. متخصصيني که تعهد ديني و انقلابي ندارند به کار نظام جمهوري اسلامي نمي‌آيند! همان متخصص غيرمتعهد است که بمب اتم مي‌سازد و در هيروشيما و ناکازاکي مي‌اندازد. علم بدون تهذيب به هيچ دردي نمي‌خورد. در طرف مقابل ممکن است کسي متعهد، متدين و اهل اخلاق باشد، اما تخصص و خاصيتي از جهت کارآمدي نداشته باشد که به درد نظام بخورد، ما بايد در انتخابات کساني را انتخاب کنيم که هر دو خصوصيت تخصص و تعهد را با هم داشته باشند. افرادي که کارآمد، متخصص و داراي جوهره اعتقادي و انقلابي باشند، افرادي که در طراز انقلاب، نظام اسلامي و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي ديده شوند. اگر هر کدام از اين دو خصلت را نداشته باشند يک جاي کار مي‌لنگد. اگر فرد تخصص نداشته باشد ناکارآمد خواهد بود و اگر تعهد نداشته باشد فرد کارآمدي مي‌شود که الگويي جز الگوي توسعه غربي ندارد.

.

پیش بینی آینده اوضاع امنیتی افغانستان

 در گفتگو با پیر محمد ملازهی:

در مجموع نظر شما در مورد آینده اوضاع امنیتی افغانستان با وجود طالبان و  فعالیت نقطه ایی داعش چیست؟
ملازهی: در این زمینه داعش واقعا متفاوت است. اکنون داعش حضور خود را در بسیاری از کشورها نشان داده است. ولی محور و قدرت اصلی داعش در منطقه خاورمیانه به خصوص در کشورهای عراق و سوریه است که به اصطلاح اعلام خلافت کرده است.
 در خاورمیانه آمریکایی ها، اروپایی ها و روسیه خیلی جدی اند که این خلافت را از منطقه خاورمیانه حذف کنند. احتمال این که در آینده داعش نتواند سرزمین هایی که بدست آورده را در خاورمیانه حفظ کند وجود دارد، برای این که معادله‌ی قدرت در آن منطقه در حال تعدیل است؛ چیزی که در سوریه با ورود جدی روس ها به قضیه در حال گذر است و در این جا رقابت ها را از سطح داخلی سوریه و گروه های معارض داعش یا عراق بالاتر برده است. الان رقابت کاملا بین شرق و غرب می باشد یعنی یک طرف قضیه از دو تا محور شکل گرفته است:
محور اول تحت عنوان مقاومت اسلامی می گویند که در آن کشورهای ایران، عراق، سوریه و حزب الله لبنان در آن قرار دارند و اکنون روسیه از این محور حمایت می کند و حتی انتظار می رود در آینده چین به نوعی به این محور بپیوند.
محور دوم قدرت های غربی است که در آن آمریکایی ها، اروپایی ها و متحدان منطقه ای مثل ترکیه و عربستان سعودی و بقیه کشورهایی که به نوعی در سوریه نقش مستقیم و غیرمستقیم دارند و به کمک گروه های معارض آمدند.
بنابراین بحث اصلی این است که رقابت هایی که در خارج از منطقه بین روسیه و آمریکا مطرح شده، آیا می شود به راحتی حل و فصل شود؟ اگر تنها کشورهایی سوریه و عراق بودند، شاید بتوان این موضوع تصور را کرد، ولی اوکراین و یمن در این زمینه وجود دارد.
در هر حال رقابت اصلی بین روسیه و آمریکاست، به خصوص سیاست هایی که آقای پوتین پیش گرفته که خیلی جدی است. تنها چیزی که روسیه و آمریکا می تواند در منطقه خاورمیانه توافق کنند این است که داعش را از آن جا جمع کنند. اگر داعش از منطقه غربی خاورمیانه جمع شود و به بخش شرقی که در آن جا خلافت خراسان را اعلام کرده، بیاید، چه اتفاقی می افتد؟
 در جنگ سوریه و عراق نیروهایی از چچن و ازبک که نیروهای کیفی هستند و نقش اصلی را ایفا می کنند، حضور دارند و از نظر آمریکائی ها آن ها می توانند به آسیای مرکزی حتی به طرف شمال افغانستان در فرغانه علیه روس ها به کار گرفته شوند. حالا اگر چنین اتفاقی بیافتد که اتحاد بین روسیه و آمریکا و توافقی که بین این دو تا کشور بر سر داعش در منطقه خاورمیانه پیش آمده است، در شرق ایران در منطقه آسیای مرکزی پیش نیاید، حداقل این خواهد بود که داعش از طرف آمریکایی ها دیگر مورد حمله قرار نخواهد گرفت و قابل تصور است که آمریکائی ها با ابزار داعش، از طرف آسیای مرکزی روس ها را تحت فشار قرار بدهند و اگر داعشی ها به سمت ایالت سینکیان بروند، از طریق آن ها چین را تحت فشار قرار می دهند. و اگر از منطقه به سمت مناطق شرقی ایران بیایندف باز هم می توانند مورد حمایت آمریکا قرار گیرند.
بنابراین به نظر من ظرفیتی که داعش دارد همان ظرفیت تمام جریان های رادیکال های اسلامی است که به نوعی می توانند از شرایط جهانی استفاده و بهره بگیرند و با یک طرف دیگر بجگنند. این ها واقعیت هایی است که وجود دارد.
تا زمانی که معادله رقابتی که بین روسیه و آمریکاست، برای آن راه حل پیدا نشود به نظرم دشوار است که قضیه حل شود، به اضافه این که رقابت پشت پرده ایی هم بین ایران و عربستان سعودی وجود دارد.
بنابراین نمی شود قاطعانه گفت که در افغانستان چه وضعی پیش خواهد آمد؟ چون مسئله افغانستان کاملا مرتبط با آن چیزی است که در خاورمیانه وجود دارد. این ها مسائلی است که در سطح کلی تر در رقابت جهانی و همچنین در سطح رقابت منطقه ایی است. بنابراین به نظرم امید چندانی برای برقرای صلح کامل وجود ندارد، ممکن است بخشی از طالبان را بیاورند وارد مذاکره کنند، ولی طالبان هم مطالباتی دارد و مطالبات آن ها ساده نیست.
 مهم ترین مسئله این است که آن ها در مناطق پشتون نشین قدرت کامل را به دست بگیرند و می خواهند در داخل کشور وزارتخانه داشته باشند و اگر این اتفاق بیفتد، شمالی ها دنبال منافع خودشان هستند و ازبک ها هم دنبال مناطق خودشان هستند. در این صورت می گویند نظام باید فدرالی باشد که هم ازبک ها، هم تاجیک ها و هم هزاره ها بتوانند در مناطق خودشان به همان شکلی که طالبان قدرت دارد، اعمال قدرت کنند و این دارای پیچیدگی هایی است به سادگی نمی شود درباره آن بحث کرد.

وحید قاسمی

نقش جمهوری اسلامی ایران در گفتگوهای صلح با طالبان

 در گفتگو با پیر محمد ملازهی:

در زمینه گفتگوهای صلح با طالبان، آیا جمهوری اسلامی ایران نیز نقشی دارد؟
ملازهی: وقتی مذاکرات چهار جانبه است، آمریکائی ها نمی خواهند جناح پنجمی مانند ایران که صاحب نفوذ در منطقه است در چنین جریانی شرکت کند. چون در این نوع مذاکرات نفوذش را افزایش می دهد و بنابراین خیلی سخت است که اجازه بدهند ایرانی ها وارد این نوع جریانات شوند.
این موضوع به این معنا نیست که در آینده اگر مذاکرات به یک جایی برسد و اعضای شرکت کننده گسترش پیدا کنند و این مذاکرات به سطح کشورهای همسایه و کشورهایی که به نوعی در آن جا نفوذ دارند از ایران دعوت خواهند کرد تا بتوانند تضمینی از کشورهای همسایه به خصوص ایران، کشورهای آسیای مرکزی و حتی روسیه و نیز عربستان سعودی بگیرند.
 صحبت درباره این موضوع خیلی زود است، چون هنوز هیچ نشانه ی امیدوار کننده‌ایی بین طالبان و دولت مرکزی کابل پیش نیامده است که به اصطلاح گفت این مذاکرات مذاکراتی است که راه حل پیدا کنند. در این رابطه سوالات و ابهامات مهمی است؛ اگر به عنوان مثال شورای کویته صلح کند آیا جنگ در افغانستان تمام می شود یا خیر؟ آیا داعش جایگزین طالبان نخواهد شد؟ به اضافه این که طالبان تحت چه شرایطی حاضرند وارد یک معامله جدی با دولت کابل شوند؟
در این زمینه بحث هایی وجود دارد که طرح ژنرال پترائوس را عملیاتی کنند. در صورت عملیاتی شدن این طرح، مشکلات دیگری به وجود می آید. به این معنا که اگر مناطق پشتون نشین را در اختیار طالبان بگذارند آن موقع بحث اصلاح قانون اساسی مطرح خواهد شد. اگر بخواهند اصلاح قانون اساسی را انجام دهند همان چیزی است که شورای شمال خواهان آن است که تا به حال دولت وحدت ملی آن را نپذیرفته است، زیرا بعد از این که در کابل دولت وحدت ملی تشکیل شد و عبدالله عبدالله را به عنوان رئیس اجرایی انتخاب کردند، قرار بر این شد که قانون اساسی اصلاح شود و کشور به حالت نخست وزیری برگردد. یعنی مقام شورای اجرایی به مقام نخست وزیری برسد و نظام، پارلمانی شود و جای نظام متمرکزی که قدرت در دست رئیس جمهور است قرار بگیرد. به هر حال همه چیز ابهام دارد، یعنی این گونه نیست که تصور کرد به فوریت، پاکستانی ها با ورود طالبان به میز مذاکره موافقت کرده اند و جنگ در افغانستان تمام شود. بنابراین پیچیدگی های زیادی وجود دارد و نیاز به گفتگوهای بیشتری در این زمینه هست، اما گامی که در حال برداشته شدن است یک گام به جلو تصور می شود.

وحید قاسمی