X
تبلیغات
تحليل و پرسش و پاسخ سياسي
تحليل و پرسش و پاسخ سياسي
پاسخ سوالات سیاسی خود را در این صفحه وب ببینید
نگارش در تاريخ پنجشنبه 28 فروردین1393 توسط پاسخگو

آمریکا و اروپا به چه دلیل در حوزه بین الملل نقش آفرینی دارند؟


امریکا و اروپا در واقع وارثان نظم جدید پس ازجنگ جهانی دوم هستند . از نظر قدرت نظامی امریکا همچنان حرف اول را می زند و به اضافه قدرت اقتصادی که بزرگترین اقتصاد جهانی مربوط به اروپا و امریکاست . از نظر سیاسی هم در سازمان ملل و شورای امنیت دارای سه رای حق وتو هستند . با توجه به روحیه استکباری و امپریالیستی که داشته اند اکثر کشورهای فعلی تحت سلطه یا هماهنگ با آنان هستند . در نتیجه قدرت اثرگذاری بیشتری دارند . پیشرفت های علمی و تکنولوژیک اروپا و امریکا هم در حد مطلوبی است . بنابراین قدرت نقش آفرینی بیشتری در جهان دارند   

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه 27 فروردین1393 توسط پاسخگو

هدف از تبلیغات و فشار روانی آمریکا بر برنامه صلح آمیز انرژی هسته ای ایران چیست؟


امریکایی ها چند هدف را پیگیری می کنند . اولا :‌ترساندن دنیا از جمهوری اسلامی و ارائه تصویری وحشتناک از ایران و ترساندن همسایه های ج.ا.ا. در نتیجه فروش سلاح به این کشورها .

دوم :‌این که با این فضاسازی تحریم ها گسترده تر شود و ملت ایران را مجبور به دست کشیدن از اهدافش نماید . یعنی مردم ایران ناامید شوند .

سوم اینکه ملتهای دیگر منطقه و دنیا متوجه شوند که در افتادن با استکبار هزینه دارد و هیچ ملتی نمی تواند بر خلاف میل امریکا پیشرفت نماید ( تاثیر بر بیداری اسلامی ) سرانجام باید تسلیم شد.

چهارم :‌حفظ موقعیت برتر امریکا در پیگیری مسائل جهانی و اثبات این که هر مساله مهم جهانی سرانجام باید به دست امریکایی ها حل شود

نگارش در تاريخ پنجشنبه 14 فروردین1393 توسط پاسخگو

جدائی کریمه از اوکراین و اقدام پوتین از نظر ادبیات سیاسی و حقوق بین الملل امری قانونیست یا خیر؟

منطق  فعلی نظام بین الملل زور و قدرت است . نباید انتظار داشت که کشورها منافع ملی خود را رها کنند و متوجه ادبیات سیاسی و حقوقی باشند . روسها می گویند یک دولت قانونی در اوکراین حاکم بوده که عده ای زیاده خواه بر خلاف توافقی که با دولت داشته اند با کمک غربی ها این دولت را برکنار کرده اند . هدف آنها هم روی کار آوردن دولت هماهنگ با غرب و مخالف منافع روسیه است . بنابراین اقدامی که مخالفین دولت اوکراین انجام داده اند از نظر ادبیات سیاسی و حقوق بین الملل کار درستی نبود . بنابراین شبه جزیره کریمه را که قبلا هم متعلق به روسیه بوده و به اوکراین داده اند و الان هم اکثریت جمعیت آن روس تبار هست با همه پرسی به روسیه ملحق کرده اند . این همان منطق غربی ها در حمله به کشورهاست پس دنیا مجبور است به این وضعیت تن بدهد . باید باورمان شود در نظم فعلی دنیا قدرت و زور حرف اول را می زند که روسها فعلا در این قضیه از غرب پیشی گرفتند


برچسب‌ها: اوکراین, انقلاب اوکراین, کریمه, روسیه, پوتین
نگارش در تاريخ چهارشنبه 13 فروردین1393 توسط پاسخگو

سفر اوباما به عربستان در 8 فروردین 93 چه نتایجی در برداشته و تا چه حد از تنش در مناسبات ریاض و واشنگتن کاسته است؟ سوال دیگر اینکه این سفر چه تاثیری بر بحران سوریه خواهد داشت؟

در پاسخ به سوال اول باید گفت هم پیمانی دیرین و منافع دو طرف ایجاب می کند تنش های مقطعی رفع شود و در مورد اختلافات موجود حتی الامکان به توافق برسند. سفر اوباما حداقل در بعد تبلیغاتی تا مدتی تنش های سیاسی و دیپلماسی را خواهد زدود؛ اما نمی توان انتظار داشت در دو موضوع مهم مورد اختلاف یعنی ایران و سوریه، به این زودی وحدت نظر حاصل شود. عربستان به جمهوری اسلامی ایران به عنوان رقیبی سرسخت می نگرد که با اقتدار تمام در حال ایفای نقش منطقه ای است. مقامات سعودی دریافته اند که اعمال فشار و مهار ایران، فراتر از ظرفیت های منطقه ای بوده و در نتیجه دست به دامان ایالات متحده آمریکا شده اند.

نکته ای که آل سعود از آن غافلند و یا تغافل می کنند آن است که حتی واشنگتن خود را در رویارویی با جمهوری اسلامی عاجز می بیند و به همین دلیل از سیاست تنش زدایی با ایران استقبال کرده است. از طرفی ایران با آن که نسبت به آمریکا هیچ گونه اعتمادی ندارد، با اتخاذ سیاست «نرمش قهرمانانه» تلاش دارد ضمن ابراز مقاصد صلح جویانه، طرف مقابل را محک بزند. در سطح منطقه ای اما چنین سیاستی، به آسانی کشورهایی همچون عربستان و رژیم صهیونیستی را که رویکرد افراطی دارند، خلع سلاح می کند. با توجه به این واقعیت، می توان گفت در شرایط فعلی سعودی ها امید چندانی به تغییر سیاست های کاخ سفید نداشته و در نهایت با پذیرش معادلات جدید منطقه ای، ناچار به بازنگری در سیاست های خود خواهند شد.

اختلافات ریاض و واشنگتن در بحران سوریه نیز




ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه 13 فروردین1393 توسط پاسخگو

تکلیف ما سر دوراهی کالای داخلی و خارجی چیست؟!

مقام معظم رهبری در سخنرانی ابتدای سال خود در حرم مطهر رضوی فرمودند: «نمی‌گوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض می‌کنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر می گذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه‌مردم است.»


دوگانه «حرمت» و «ضرورت» در این جمله باعث می‌شود تلاش کنیم آن را به کمک ادبیات فقهی تحلیل کنیم. لذا توجه به این نکات ضروری است:

    1. احکام تکلیفی به پنج قسم «وجوب»، «استحباب»، «اباحه»، «کراهت» و «حرمت» تقسیم میشود. هریک از افعال اختیاری انسان، متعلّق یکی از این پنج حکم شرعی واقع میشود.
    2. «اباحه» دو معنای عام و خاص دارد. اباحه به معنای خاص، در مقابل آن چهار حکم دیگر است، ولی اباحه به معنای عام، صرفاً در مقابل «حرمت» قرار میگیرد و شامل آن چهار حکم دیگر میشود. یعنی کارهای واجب و مستحب و مباح(به معنای خاص) و مکروه، همگی بالمعنی الاعم «مباح» هستند.
    3. فعلی که «حرام» نیست، یعنی مباح (بالمعنی الاعم) است. وقتی میگوییم فلان کار حرام نیست، ممکن است «واجب» باشد، یا «مستحب»، یا «مکروه» و یا «مباح بالمعنی الاخص». تعیین یکی از این چهار حکم، نیازمند دلیل است.
    4. اصطلاح «ضرورت» اگر در مورد انجام دادنِ یک فعل به کار رفت، میتواند به معنای «وجوب» یا «استحباب مؤکّد» باشد. پس وقتی گفته میشود «خرید جنس داخلی ضرورت است»، یعنی یا «واجب» است و یا «مستحبّ مؤکد».
    5. ضرورت خرید جنس داخلی چه موقع معنا پیدا میکند؟ بر اساس اصول علم اقتصاد،


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه 14 اسفند1392 توسط پاسخگو

تحولات اوکراین در روزهای اخیر شتاب تندی گرفته است. رئیس‌جمهور از کشور خارج شده است، دولت موقت در کیف تشکیل شده و اعلام کرده ماه مارس انتخابات برگزار خواهد کرد، در شبه‌جزیره کریمه که برخوردار از اکثریتی روس است درباره استقلال از اوکراین همه‌پرسی انجام خواهد شد و از هر گوشه کشور زمزمه‌های جدایی‌طلبی و تجزیه به گوش می‌رسد.

چگونه انقلاب نارنجی اوکراین در سال 2004 که با فریاد‌های دموکراسی‌خواهی و نزدیکی بیشتر به غرب آغاز شد پس از چند سال فروکش کرده و بار دیگر حامیان روسیه بر سر کار آمدند. و چگونه اقدامات سیاستمداران طرفدار روسیه که رقبای خود را در زندان افکنده و خرسند از پایان کار نارنجی‌ها به قراردادهای میلیادی با روسیه می‌اندیشند کار را به جایی رساند که رئیس‌جمهور هم‌فکرشان از پایتخت فراری شده و کشور به سراشیبی تجزیه نزدیک می‌شود.

آنچه بیش از اختلاف نظر‌های سیاسی در اوکراین بر رویدادها تأثیر می‌گذارد مرزبندی‌های هویتی و قومی است که این کشور را به دو جناح بزرگ تقسیم کرده است. اگرچه مطالبات غیر هویتی نیز نقش بسیاری در تعیین نوع نگرش مردم این کشور ایفا می‌کنند اما در اکثر مواقع و بالاخص در تصمیمات کلان آنچه مشخص می‌کند فرد در کدام طرف ایستاده محل جغرافیایی زندگی وی و البته زبانی است که به آن تکلم می‌کند.

و اما داستان اوکراین را در ادامه مطلب  بخوانید




برچسب‌ها: اوکراین, انقلاب اوکراین
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه 5 اسفند1392 توسط پاسخگو
درباره اتفاقات اواکراین توضیح بدید

بررسی تحولات اوکراین از سه ماه پیش تاکنون، وجهی از حقیقت مفهوم سیاست و دموکراسی ادعایی غرب را آشکار می‌سازد. ویکتور یانوکوویچ، رئیس‌جمهور اوکراین که مجلس اوکراین روز گذشته غیرقانونی و زیر فشار مخالفان وی را خلع ید کرد، سند برجسته رسوایی غرب در تمسک مزورانه به دموکراسی است. یانوکوویچ همان کسی است که در سال 2004 در انتخابات بر «ویکتور یوشچنکو» که طرفدار غرب بود و غرب نیز از وی حمایت می‌کرد پیروز شد؛ اما مخالفان با ادعای تقلب در انتخابات و با کمک همه‌جانبه غرب علیه یانوکوویچ  «کودتای نارنجی» انجام دادند و در نهایت در انتخاباتی دست‌کاری شده عامل غرب یعنی ویکتور یوشچنکو به ریاست‌جمهوری رسید. چند سال بعد در سال 2010 یانوکوویچ با غلبه بر «یولیا تیموشنکو» به ریاست‌جمهوری اوکراین رسید که مخالفان وی از سه ماه پیش در کیف، پایتخت اوکراین علیه وی دست به اعتراض زدند. علت اصلی اعتراض به وی که حمایت غرب از مخالفان را نیز در پی داشت، مخالفت وی با امضای قرارداد تجاری اوکراین با اروپا بود. با اینکه بخش قابل توجهی از مردم اوکراین در جنوب و شرق این کشور از یانوکوویچ حمایت می‌کنند و تعداد مخالفان وی که در صحنه حاضرند با آرایی که مردم برای ریاست‌جمهوری به وی دادند برابری نمی‌کند، مقامات اروپایی و آمریکا با حمایت از معترضان و دخالت مستقیم در بحران اوکراین با حضور در این کشور تمام قوانین بین‌المللی و داخلی اوکراین را نقض کرده و با تشویق معترضان آتش مخالفت و خشونت را شعله‌ورتر کردند تا مشروعیت قانونی یانوکوویچ مخدوش و نادیده شود و آن‌ها در فضایی آشوب‌زده و گریخته از قانون بتوانند اغتشاشات خود را جای قانون نشانده و با آن قانون‌سازی کنند. با روشی که غرب برای حذف یانوکوویچ به کار گرفت موقعیت هر رئیس‌جمهوری که با غرب ناسازگار باشد در معرض خطر جدی است و چه بسا غرب از این واقعه برای همراه کردن صاحب‌منصبان کشورهای دیگر که با آن‌ها مخالفند، استفاده کند. چنانچه طرفداران یانوکوویچ در جنوب و شرق این کشور در حمایت از وی فعال شوند و پایدار بمانند امکان جنگ داخلی در اوکراین افزایش می‌یابد و اگر تسلیم وضع موجود شوند، آنچه در اوکراین گذشته می‌تواند روش جدیدی برای براندازی غیرقانونی ثبت و در جاهای دیگر تکرار شود.


برچسب‌ها: اوکراین, انقلاب اوکراین
نگارش در تاريخ دوشنبه 5 اسفند1392 توسط پاسخگو
 چرا وندی شرمن اعلام کرد ما به  غنی سازی ایران راضی هستیم ؟

وندی شرمن، رئیس گروه مذاکره‌کننده آمریکایی و معاون وزیر خارجه این کشور، دو روز پیش با حضور در جمع خبرنگاران رژیم صهیونیستی، به مسائلی درباره مباحث هسته‌ای ایران پرداخت؛ از جمله آنکه گفت: ما قصد داریم تا 20 جولای (29 تیر) با ایران توافق کنیم. اگر در پایان، ایران بخواهد غنی‌سازی کوچکی داشته باشد که پاسخ نیازهای علمی  را بدهد، باید محدود و تحت نظارت باشد... ما باید راضی باشیم که اگر آن‌ها برنامه غنی‌سازی داشته باشند، برنامه محدود است؛ در غیر این صورت، توافقی نخواهد بود... من دوست داشتم که هیچ غنی‌سازی و هیچ تأسیساتی وجود نداشت، اما این بدان معنی نیست که من به این هدف می‌رسم یا این تنها مسیر است.

فرازهای پیش‌گفته شرمن کاشف از رضایت آمریکا از غنی‌سازی هسته‌ای در ایران است. هر چند محدوده آن بسیار اندک توصیف شده است و این برخلاف میل باطنی و سیاست آمریکا است؛ بنابراین باید علت این رضایت نسبی را جست تا از طریق آن، بتوان غنی‌سازی ایران را از محدوده‌ای که شرمن گوشزد کرده است خارج ساخت. احتمالاً دو علت اصلی این موضع آمریکا عبارتند از: 1- حضور باشکوه و مقتدارانه مردم در راهپیمایی 22 بهمن و مواضع و شعارهای باصلابت ضداستکباری و حمایت از نظام اسلامی و دفاع از حقوق هسته‌ای. 2- حضور هوشمندانه صاحب‌نظران مسائل هسته‌ای و بین‌المللی و رصد دقیق مسائل و ارائه تحلیل‌های آگاهی‌بخش و نیز نقد منصفانه و راهگشای فرایند مذاکرات هسته‌ای.

حفظ این دو عامل قدرتمند در حاشیه نزدیک به صحنه مذاکرات هسته‌ای، اثر تعیین‌کننده‌ای بر روند گفت‌وگوها و تصمیمات نهایی دارد. از شروط بهره‌برداری بیشتر از این دو عامل، یکی، توجه به انتقاد منتقدان و دلسوزانه دانستن آن و دیگری، کوتاه نیامدن در برابر دشمن و اعتماد به کارآمد بودن حمایت ملی از حقوق هسته‌ای است. ایستادگی بر این حقیقت جهانی‌شده که «ملت ایران تمام حقوق هسته‌ای‌اش را می‌خواهد»، تمام موانع را برطرف می‌کند و تمام سدها را فرو می‌ریزد، پس استقامت کنید.

نگارش در تاريخ سه شنبه 8 بهمن1392 توسط پاسخگو
 واکنش اصلاح طلبان به سخنان سردار جعفری چه بود ؟
در ديپلماسي رسمي و ديپلماسي عمومي آمريکا آنچه بيش از همه خود را نشان داده اين است که براي پشتيباني از اين دو نوع ديپلماسي نياز به قوه قهريه و سخن موهم «گزينه‌هاي روي ميز» براي ترغيب به گفت‌وگو و مذاکره است؛ اما اين سخنان جديد کري در شرايطي که مراحل اوليه توافق ژنو در حال اجرا مي‌باشد، نوعي توهين و دهن‌کجي آمريکا به پيمان‌هاي دوطرفه و يا چندطرفه است و لازم بود که جناح‌هاي سياسي و مسئولان و رسانه‌ها هم‌صدا اين حماقت وزير خارجه آمريکا را محکوم مي‌کردند.

در اين حال رسانه‌هاي اصلاح‌طلب به جاي اينکه پاسخ قاطعي به سخنان نابخردانه کري بدهند واکنش‌هاي ذيل را انجام دادند:

1ـ سانسور و عبور بي‌سروصدا از کنار موضوع؛ رسانه‌هاي اصلاح‌طلب نه تنها واکنشي به سخنان کري نداشتند بلکه درصدد برآمدند که از برجسته‌سازي موضوع نيز خودداري کنند، گويا چنين اتفاقي رخ نداده است.

2ـ برجسته کردن سخنان روحاني؛ در مقابل، رسانه‌هاي اصلاح‌طلب سخنان روحاني را که از امکان بازگشايي سفارت آمريکا سخن به ميان آورده بود ـ برجسته کردند و به‌دنبال اين بودند که حرارت سخنان کري را با نرمش روحاني خاموش کنند!

3ـ سانسور و انتقاد از سردار جعفري؛ اصلاح‌طلبان نه تنها سخنان سردار جعفري را پوشش خبري گسترده ندادند؛ بلکه طلبکارانه او را به نقد کشيدند که چرا فضاي ديپلماتيک را  نظامي کرده است و به عبارتي در اينجا هم به نفع کري وارد ميدان شدند. تا اينجاي قضيه آنها بازي با حاصل جمع صفر را به آمريکايي‌ها با خته‌اند ولي در عين حال اظهار شادي نيز مي‌کنند.

اما سوي ديگر سخنان کري نيز جالب توجه است؛ برخي در صددند که موضع کري و تهديدات وي را براي گريز از فشارهاي کنگره و لابي صهيونيسم قلمداد کنند تا به اين اعتبار از پاسخ مسئولانه به وي شانه خالي کنند؛ اما اين موضوع را چه کسي مي‌تواند باور کند؟ شايد اين جماعت نفهمند که موضوعات داخلي آمريکا و تشتت و سردرگمي آنها نبايد باعث شود که ما هزينه به آمريکا پرداخت کنيم! و در عوض ما بايد اين پروژه را اگر واقعيت دارد مديريت کنيم تا به اهداف خود برسيم.گويا برخي اصلاح‌طلبان درصدد هستند که به آمريکا نان قرض بدهند تا وضعيت دروني خود را اصلاح کنند. از کساني که کار ديپلماتيک را ماهرانه دنبال مي‌کنند انتظار مي‌رفت به‌جاي سانسور و يا کوچک کردن سخنان فرماندهان نظامي از جان کري مي‌خواستند که مشکلات داخلي خود را به موضوعات امنيت ملي ايران گره نزند.

اين گروه اگر با چنين تحليلي به جلو برود هرگونه تهديد سخت را نيز در قالب‌هاي بازي آمريکايي بازي مي‌کنند و زمين و زمان بازي را به راحتي واگذار مي‌نمايند!

نگارش در تاريخ دوشنبه 7 بهمن1392 توسط پاسخگو
جان کری در مورد ایران چه تهدیدی کرد که سردار جعفری به آن پاسخ داد . پاسخ سردار چه بود؟

در شرايطي که آمريکا درصدد است توافق‌نامه ژنو را براي خود يک برد مسلم قلمداد کند وزير خارجه آمريکا در يک عرف غيرديپلماتيک سخن از گزينه نظامي را به ميان کشيد. جان کري وزير امور خارجه آمريکا در گفت‌وگو با شبکه العربيه با تکرار ادعاهاي گذشته عليه کشورمان گفت: در صورتي که ايران از تعهدات خود در توافق هسته‌اي ژنو سرپيچي کند گزينه نظامي  فوراً مطرح خواهد شد. اگرچه سخنان جان کري شباهت زيادي به سخنان نتانياهو نخست‌وزير رژيم صهيونيستي داشت؛ اما آمريکايي‌ها خودشان بهتر مي‌دانند که رگ‌بار آوريل در آمريکا، باعث فراواني گل در ماه مه در ايران نمي‌شود.

اين سخنان نابخردانه به سرعت از سوي مسئولان نظامي کشورمان پاسخ داده شد. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در واکنش به ادعاهاي جان کري گفت: «آقاي کري؛ اين را بدانيد نبرد مستقيم با آمريکا قوي‌ترين رؤياي مردان مؤمن و انقلابي در سراسر جهان است.» وي افزود: «تهديدات شما براي اسلام انقلابي بهترين فرصت است. پيشوايان اسلام، سال‌هاست ما را براي يک نبرد بزرگ و سرنوشت‌ساز آماده کرده‌اند. بعيد مي‌دانم مردان عاقل شما اجازه دهند آمريکا که در يک سوي اين نبرد سرنوشت‌ساز قرار دارد، گزينه مضحک نظامي را از روي ميز به صحنه عمل بکشانند.»

سرلشکر جعفري تصريح کرد: «آقاي کري؛ ما مي‌دانيم شما بدهکارترين کشور جهان هستيد و همه مي‌دانند ناتواني شما در حل مسائل و مشکلات اقتصادي‌تان، دولت آمريکا را چند هفته به تعطيلي کشاند.» وي تاکيد کرد: «خورشيد تمدن امپرياليستي شما به مغرب خود نزديک شده است. بيش از اين، با تکرار راهبردهاي شکست خورده مانند استفاده از قدرت نظامي، فروپاشي تمدن خود را شتاب ندهيد.»

سردار جعفري افزود: «آقاي کري! آمريکا و قدرت‌هاي نظامي او، در مقابل چشم مردم مجاهد و با ايمان ما بسيار کوچک و حقير هستند. اگر شما تخصص و فهم مسائل نظامي يا امنيتي را نداريد از کارشناسان مجرب خود بپرسيد که آيا واقعاً آمريکا توان و طاقت تحمل تبعات خانمان‌برانداز عمل کردن اين گزينه عليه ايران را دارد؟!»

پاسخ کوبنده فرمانده کل سپاه که به نمايندگي از غيرت و شجاعت مردم دلاور ايران به سران کاخ سفيد زده شد، نشان مي‌دهد که از يکسو استفاده بيش از ظرفيت مقامات آمريکا از گزينه تهديد، آن را کاملا بي‌اعتبار کرده و از سوي ديگر تلاش عده‌اي براي ماتيک کشيدن بر صورت ديو حاصلي به دنبال ندارد و خوي وحشتناک ديو خودش بيان‌کننده اسرار هويداي اوست.

سخنان سردار جعفري چيزي در برابر سياست "نرمش قهرمانانه"‌اي که اين روزها در دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي دنبال مي‌شود نيست، بلکه موضع‌گيري قاطعانه اي است که وجه ديگر اصول سياست خارجه نظام اسلامي را که حرکت بر مسير عزت و استقلال خواهي و استکبار ستيزي است، عيان مي‌سازد. به واقع تاکيد بر اين حقيقت است که سياست ديپلماتيک "گفتگو و تلاش براي ايجاد صلح در جهان" که از فرهنگ و اعتقادات اصيل ايراني – اسلامي ملت ايران نشات گرفته است، مستظهر به روحيه‌اي است که آزادگي و ايستادگي و استقامت در برابر زياده خواهي استکبار را در مکتب سرور آزادگان جهان حضرت حسين(ع) آموخته است!

نگارش در تاريخ سه شنبه 1 بهمن1392 توسط پاسخگو
با سلام

ضمن عذرخواهی از دوستانی که سوالات خود را پرسیده اند و جوابی نگرفته اند ، انشالله در صورت امکان در اسرع وقت به سوالات دوستان پاسخ داده خواهد شد .

با تشکر

نگارش در تاريخ سه شنبه 1 بهمن1392 توسط پاسخگو
لطفا در مورد نشست ژنو 2 و نتایج شرکت یا عدم شرکت ایران در آن توضیح بدید

یک روز پیش از برگزاری نشست ژنو2 «مارتین نسیرکی» سخنگوی سازمان ملل، با خواندن بیانیه «بان‌کی‌مون» دبیر کل این سازمان، درباره حضور ایران در ژنو2 گفت: بان‌کی‌مون به‌دلیل اظهارات علنی اخیر مقامات ایرانی ناامیده شد و دعوت از ایران برای شرکت در ژنو2 را پس گرفت.
دعوت همراه با تمجید از ایران و سپس پس‌‌گرفتن آن، موضوعی است که وزارت خارجه باید درباره آن توضیح دهد؛ اما درباره مسائل پیرامونی غیبت ایران در این نشست، می‌توان گفت: همان‌طور که حضور بدون پیش‌شرط ایران در این نشست می‌توانست مؤثر واقع شود، غیبتش هم می‌تواند تأثیر داشته باشد و چه‌بسا تأثیراتی بیشتر از آنچه که بر حضورش مترتب بود. آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند ایران را با پذیرش پیش‌شرط محتوای ژنو 1 که حذف بشار اسد را دنبال می‌کرد، به ژنو2 دعوت کنند تا امتیازات خودشان را در برابر روسیه، چین و نمایندگان دولت سوریه افزایش دهند. غیبت ایران یعنی از دست رفتن یک امتیاز مهم آمریکا. روی دیگر از دست دادن این امتیاز، کم‌اعتباری نتایج این نشست است؛ زیرا نمایندگان دولت سوریه احتمالاً مباحث مربوط به حذف بشار اسد را نمی‌‌پذیرند و روس‌ها و حتی شاید چینی‌ها هم روی چندان خوشی به آن نشان ندهند و ایران هم که در آن نشست حضور نداشته، هیچ الزامی به پذیرش مصوبات آن ندارد و می‌تواند با حفظ مواضع مستقلش همچون گذشته و حتی با انگیزه بیشتر، سیاست‌هایش را در قبال سوریه دنبال کند. تروریست‌ها و حامیانشان پس از ناکامی مفتضح‌کننده در براندازی بشار اسد و تحمل شکست‌های مکرر مأیوسانه به این نتیجه رسیدند که با پرچم و سازوکار دیپلماسی به جنگ عرصه عملیاتی بروند، هر چند این روش در مواردی جوابگو و راه‌حل است؛ اما به نظر می‌رسد در وضعیت حاضر، سلاح کارآمدی در معرکه سوریه نیست؛ زیرا حکومت سوریه در میدان نبرد، دست برتر را دارد و ایران اسلامی با نقش بسیار تعیین‌کننده‌اش به جای حضور در جبهه دیپلماسی، به علت خوی استکباری آمریکا در جبهه مقابل قرار گرفته‌ که نشانه‌های واقعی‌اش به پیروزی نزدیک‌تر است و بنابراین باید برای پیروزی قطعی بیشتر تلاش کند. با این توضیح می‌توان به پیروزی از مسیر کوتاه‌تر امید داشت. ان‌شاء‌الله

نگارش در تاريخ یکشنبه 22 دی1392 توسط پاسخگو
هدف از طرح مکرر موضوع آزادی سران فتنه چیست؟

فرض اول در خصوص کسانی که با طرح مکرر این موضوع اقدام به فضاسازی علیه نظام می­کنند این است که این عده نسبت به جرم و خیانت بزرگی که فتنه­گران در سال 88 مرتکب شدند، خود را به تغافل زده و در یک نگاه خوش بینانه بر این باورند که با اندک فشاری به نظام خواهند توانست به خواسته خود در آزادسازی سران فتنه دست یافته و به اصطلاح فضای امنیتی را به سیاسی تبدیل و زمینه فعالیت افراطیون را فراهم نمایند تا بتدریج به قدرت بازگردند. از نگاه این عده که معمولا خودشان نیز در جریان فتنه نقش آفرین بوده اند، دو مشکل اساسی برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت وجود دارد؛

یکی اینکه پاک کردن سابقه فتنه­گری آنها تا زمانی که موسوی و کروبی در حبس و سایر مجرمان در حال گذران دوره محکومیت خویش می باشند، امکان پذیر نخواهد بود. چرا که در این شرایط هم شورای نگهبان به خط قرمز ورود فتنه‌گران به قدرت حساسیت نشان خواهد داد و هم با اقبال عمومی هم مواجه نخواهند شد.

 دوم آنکه افراطیون اصلاح­طلب از سوی کسانی که در سال 88 با توصیه و تجویز آنها پای به خیابان گذاشته و سابقه رویارویی با نظام اسلامی در کارنامه آنها ثبت شده است، مورد بازخواست قرار گرفته و از آنها می پرسند که با چه توجیهی از بازگشت به قدرت در این شرایط دم می زنند که قربانیان فتنه گری گذشته آنها هنوز مجازات خود را پس نداده و معلوم  نیست چه کسانی باید تاوان افراط گری آنها را بپردازند.

فرض دوم در این ماجرا آن است که افراطیون اصلاح طلب امیدی به آزادی سران فتنه با راهکار فشار به نظام ندارند اما اولین نگرانی آنها این است که اگر ادامه وضعیت فعلی آنها را وادار به توبه کند، اولا خطای خود را پذیرفته و گناه بزرگ فتنه­گری علیه نظام اسلامی در کارنامه اصلاحات ثبت شده و در ادامه کار سیاسی آنها تاثیر منفی خواهد گذاشت. ثانیا چنانچه پرونده سران فتنه با مدیریت نظام بسته شود، از نظر آنها فتنه و اصلاحات افراطی به پایان خود نزدیک شده و عملا بستر سوء استفاده از آزادی قهرمانانه و ظرفیت محوری آنها از بین خواهد رفت.

 لذا افراطیون با علم به اینکه نظام از موضع خود عقب نشینی نخواهد کرد، بر طبل آزادی سران فتنه می­کوبند تا اولا این موضوع به عنوان خواست مشترک اصلاحاتی­ها فراموش نشود و ثانیا، آرامش فعلی کشور دستخوش فضای نامساعد سیاسی و روانی گردد. تلاش اصلاح­طلبان برای کشاندن دولت یازدهم به این ماجرا و تغییر اولویت اقتصادی دولت به اولویت های فرعی و حاشیه ای نیز در همین راستا ارزیابی می­گردد.

ادامه این فشارها دو احتمال دیگر را نیز در پی دارد؛ یکی فشار به نظام جهت برگزاری دادگاه محاکمه سران فتنه که در این صورت افراطیون اقدام به جنجال­آفرینی کرده و برای مدت مدیدی به سوژه کافی جهت راه اندازی جو روانی نامساعد دست خواهند یافت تا با صدور حکم نهایی، زمینه برخی اقدامات را نیز به زعم خویش فراهم سازند. احتمال بعدی فوت سران فتنه در شرایط حبس است که به دلیل کهولت سن و برخی بیماری­ها متصور می­باشد. فضاسازی جهت آزادی آنها بستر لازم را برای سوء استفاده از مرگ احتمالی سران فتنه را نیز فراهم می سازد.

نگارش در تاريخ یکشنبه 22 دی1392 توسط پاسخگو
رئیس جمهور در جریان گزارش صد روزه خود از تدوین پیش‌نویس منشور حقوق شهروندی خبر داد و هدف از انجام این کار را احترام به حقوق همدیگر و احساس آرامش در بخش‌های مختلف جامعه از جمله دانشگاه، بازار، ورزش و مدارس اعلام کرد. وی البته تاکید کرد این پیش نویس روی سایت دولت قرار گرفته تا نخبگان و مردم درباره آن نظر دهند.

تعداد زیادی از صاحب نظران و منتقدان اقدام به طرح دیدگاه­های خود در این رابطه نموده­اند. مهمترین انتقادات سیاسی و حقوقی که نسبت به این منشور صورت گرفته عبارت است از:

1- در میان دیدگاه­های مطرح شده عده­ای با گرایشات سیاسی متفاوت، علت مخالفت خود را عدم ضرورت پرداختن به این امر به جهت تصریح قانون اساسی به حقوق ملت و وجود آن در قوانین عادی کشور بیان داشته­اند. این افراد تاکید دارندکه در منشور حقوق شهروندی دولت چیز جدیدی دیده نمی شود. در این رابطه می­توان به نقطه نظرات جامعه شناسان و حقوقدانان زیادی اشاره کرد.[1]

2- برخی دیگر از کارشناسان با استناد به عدم توجه به حقوق اقلیت ها و آموزش عالی و برخی موارد دیگر، این منشور را در تضاد با قانون اساسی دانسته و خواستار اعلام این مغایرت و تلاش برای تغییر قانون اساسی شده­اند.[2]

3- عده­ای در نگاهی بدبینانه مقصود از طرح زود هنگام و شتابزده این منشور را صرفا انحراف افکار عمومی از اولویت مشکلات اقتصادی به مسائل سیاسی و حاشیه­ای می دانند، موضوعی که در دوره اصلاحات تجربه و پیامدهای منفی آن آشکار شده است. معتقدین به این دیدگاه تاکید می کنند که پس از توافقنامه ژنو3 مطابق با وعده های دولت لازم است اتفاقات مثبتی در عرصه اقتصادی روی دهد و پیش کشیدن مباحث انحرافی و غیر اولویت دار می تواند سرپوشی بر عدم توانایی های دولت به حساب آید. در این رابطه می توان به نوشتاری از حسین شریعتمداری اشاره کرد که تحت عنوان«حقوق شهروندی؛ متن یا حاشیه» می­نویسد:« نمی­توان منشور حقوق شهروندی مورد نظر رئیس جمهور محترم را یک ابتکار یا نوآوری در عرصه حقوق و تامین حقوق شهروندان تلقی کرد. چرا که مفاد آن با تعریف جامع و مانع در قانون اساسی و سایر قوانین پیرامونی آمده و ضرورت اجرایی دارد. از این رو، بیم آن می رود که اقدام مورد اشاره فقط در بستر یک حرکت سیاسی و تبلیغاتی به صحنه آمده باشد که بیش از آن نیز نمونه های مشابهی در دولت موسوم به اصلاحات داشته و سیاسی بودن آن به جای محتوای حقوقی بر کسی پوشیده نیست.»[3] تقی آزاد ارمکی نیز در یاداشتی تصریح می کند: «دولت یازدهم هم مانند دولت های قبلی به جای اجرای وظایف قانونی اش به طرح منشوری جدید دست زده است تا اینکه اجرای قانون اساسی را اصل قرار دهد.»[4]

4- برخی دیگر از مخالفان علت مخالفت خود را اشکالات حقوقی و وجود پاره­ای از نارسائی­ها در آن می دانند. در این خصوص می توان به عدم وجود حقوق اقتصادی در این منشور اشاره کرد که روزنامه رسالت به آن اشاره کرده و می نویسد: «اکنون پیش نویس حقوق شهروندی که در پایگاه اطلاع رسانی رئیس جمهور قرار گرفته است، حقوق اقتصادی و مالکیت را در 3 بند به رسمیت شناخته است. این سه بند اختصاص به حقوق خصوصی دارد و هیچ عنایتی به حقوق عمومی شهروندان در حوزه اقتصاد که در فصل چهارم قانون اساسی به آن اشاره شده، نفرموده است.»[5]

موضوع عدم توجه عملی دولت به آلودگی هوا نیز از جمله حقوق شهروندی است که مورد اشاره سخنگوی قوه قضائیه قرار گرفته و روزنامه وطن امروز هم متعرض آن شده است. این روزنامه در سرمقاله یک شنبه دهم آذر می­نویسد: «نگاهی به گزارش صد روزه رئیس جمهور حکایت از آن دارد که با وجود آن که آلودگی هوا معضل جدی شهروندان کلان شهرها بوده و عواقب و تبعات جبران ناپذیری بر سلامتی شهروندان دارد تاکنون هیچ برنامه استراتژیک عملیاتی از سوی دولت برای این مهم تدوین نشده است. باید از رئیس جمهور حقوق خوانده پرسید که تکلیف قانون و مردم در برابر بی­توجهی دولت به این حق اساسی شهروندی چیست؟».

5- در میان مخالفان گروهی دیگر به سابقه این موضوع در ماجرای فتنه 88 و ادعای فرزند یکی از سران فتنه استناد کرده و یادآور شده­اند:« این مدعای آقای روحانی و منتسب کردن تدوین و تهیه منشور حقوق شهروندی در حالی مطرح می شود که بیش از چهار سال پیش و به طور دقیق­تر در روز 24 فروردین ماه سال 1388 همین مسئله از جانب یکی از سران فتنه سال 88 به عنوان ابتکارش برای جذب آرای مردم و اقبال آحاد جامعه به او و برنامه هایش مطرح شده است. نکته ای که مورد ادعای فرزند کروبی نیز قرار گرفته و او منشور حقوق شهروندی روحانی را کپی منشور کروبی در چهار سال پیش می­داند!»[6]



[1] - روزنامه شرق، چهارشنبه 13 آذر، ش 1897

[2] - فاطمه صادقی، جامعه شناس، روزنامه شرق، چهارشنبه 13 آذر، ش 1897 ص 9

[3]  - سرمقاله کیهان شنبه 9 آذر 1392

[4] - تقی آزاد ارمکی، جامعه شناس، روزنامه شرق، چهارشنبه 13 آذر، ش 1897 ص 8

[5] - سرمقاله رسالت یک شنبه 10 آذر1392

[6] - روزنامه جوان شنبه 9 آذر 1392

شناسه مطلب : 263317|
نگارش در تاريخ یکشنبه 22 دی1392 توسط پاسخگو

 

فرض اول در خصوص کسانی که با طرح مکرر این موضوع اقدام به فضاسازی علیه نظام می­کنند این است که این عده نسبت به جرم و خیانت بزرگی که فتنه­گران در سال 88 مرتکب شدند، خود را به تغافل زده و در یک نگاه خوش بینانه بر این باورند که با اندک فشاری به نظام خواهند توانست به خواسته خود در آزادسازی سران فتنه دست یافته و به اصطلاح فضای امنیتی را به سیاسی تبدیل و زمینه فعالیت افراطیون را فراهم نمایند تا بتدریج به قدرت بازگردند. از نگاه این عده که معمولا خودشان نیز در جریان فتنه نقش آفرین بوده اند، دو مشکل اساسی برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت وجود دارد؛

یکی اینکه پاک کردن سابقه فتنه­گری آنها تا زمانی که موسوی و کروبی در حبس و سایر مجرمان در حال گذران دوره محکومیت خویش می باشند، امکان پذیر نخواهد بود. چرا که در این شرایط هم شورای نگهبان به خط قرمز ورود فتنه‌گران به قدرت حساسیت نشان خواهد داد و هم با اقبال عمومی هم مواجه نخواهند شد.

 دوم آنکه افراطیون اصلاح­طلب از سوی کسانی که در سال 88 با توصیه و تجویز آنها پای به خیابان گذاشته و سابقه رویارویی با نظام اسلامی در کارنامه آنها ثبت شده است، مورد بازخواست قرار گرفته و از آنها می پرسند که با چه توجیهی از بازگشت به قدرت در این شرایط دم می زنند که قربانیان فتنه گری گذشته آنها هنوز مجازات خود را پس نداده و معلوم  نیست چه کسانی باید تاوان افراط گری آنها را بپردازند.

فرض دوم در این ماجرا آن است که افراطیون اصلاح طلب امیدی به آزادی سران فتنه با راهکار فشار به نظام ندارند اما اولین نگرانی آنها این است که اگر ادامه وضعیت فعلی آنها را وادار به توبه کند، اولا خطای خود را پذیرفته و گناه بزرگ فتنه­گری علیه نظام اسلامی در کارنامه اصلاحات ثبت شده و در ادامه کار سیاسی آنها تاثیر منفی خواهد گذاشت. ثانیا چنانچه پرونده سران فتنه با مدیریت نظام بسته شود، از نظر آنها فتنه و اصلاحات افراطی به پایان خود نزدیک شده و عملا بستر سوء استفاده از آزادی قهرمانانه و ظرفیت محوری آنها از بین خواهد رفت.

 لذا افراطیون با علم به اینکه نظام از موضع خود عقب نشینی نخواهد کرد، بر طبل آزادی سران فتنه می­کوبند تا اولا این موضوع به عنوان خواست مشترک اصلاحاتی­ها فراموش نشود و ثانیا، آرامش فعلی کشور دستخوش فضای نامساعد سیاسی و روانی گردد. تلاش اصلاح­طلبان برای کشاندن دولت یازدهم به این ماجرا و تغییر اولویت اقتصادی دولت به اولویت های فرعی و حاشیه ای نیز در همین راستا ارزیابی می­گردد.

ادامه این فشارها دو احتمال دیگر را نیز در پی دارد؛ یکی فشار به نظام جهت برگزاری دادگاه محاکمه سران فتنه که در این صورت افراطیون اقدام به جنجال­آفرینی کرده و برای مدت مدیدی به سوژه کافی جهت راه اندازی جو روانی نامساعد دست خواهند یافت تا با صدور حکم نهایی، زمینه برخی اقدامات را نیز به زعم خویش فراهم سازند. احتمال بعدی فوت سران فتنه در شرایط حبس است که به دلیل کهولت سن و برخی بیماری­ها متصور می­باشد. فضاسازی جهت آزادی آنها بستر لازم را برای سوء استفاده از مرگ احتمالی سران فتنه را نیز فراهم می سازد. 

 

 

نگارش در تاريخ جمعه 6 دی1392 توسط پاسخگو
آیا مواضع اعلامی رژیم صهیونیستی با لحاظ رابطه راهبردی آنها با غرب، می‌تواند رفتار و تعهد امریکا و غرب نسبت به توافق ژنو را تغییر دهد؟

نگاهی تاریخی به سیاست­های آمریکا در منطقه و میزان نفوذ و اثرگذاری لابی‌های صهیونیستی بر ساختار قدرت در امریکا نشان می دهد که اسرائیل در این کار تاکنون موفقیت‌آمیز عمل کرده است. فراموش نکنیم که ساختار قدرت در ایالات متحده به نحوی شکل گرفته است که دولت فقط بین 30 تا 60 درصد قدرت در این کشور را در اختیار دارد و وقتی ما از آمریکا حرف می زنیم نباید فقط به دولت آمریکا توجه کنیم. بقیه قدرت در این کشور به کنگره، سنا، گروه­های فشار و لابی­ها تعلق دارد. آن چیزی که امروز ما تحت عنوان تمایل دولت آمریکا به پیشرفت مذاکرات و حل مسایل با ایران مطرح می­کنیم، فقط به 30 تا 60 درصد دولت مربوط می شود. به هر حال در شرایط کنونی کنگره با دولت دموکرات همراه نیست. لذا بیش از چهل درصد قدرت در آمریکا در اختیار دولت نیست و اسرائیلی­ها برای پیشبرد اهداف خود به خصوص در زمینه رابطه آمریکا با ایران، تلاش می­کنند با بخش­های دیگر قدرت در آمریکا کار کنند. آنها به شدت تلاش می­کنند که رسانه­ها، لابی‌ها، نمایندگان کنگره و بعضا سنا را تحت تاثیر خود قرار دهند و با اهداف خود همراه کنند.

بنابراین در یک ارزیابی کلی می توان گفت که خیلی مشکل است که آمریکا بتواند سیاستی را طراحی و اعمال کند که از دسترس تاثیر لابی­های قدرتمند صهیونیستی که به نفع سیاست­های رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه به شدت برنامه­ریزی و لابی می­کنند و پول هنگفت هزینه می نمایند دور باشد. لذا با مرور زمان، معلوم می‌شود که منافع طرفین چه اقتضایی دارد و با چه مکانیزمی آمریکایی‌ها می‌خواهند بر عوامل مزاحم از جمله لابی­های اسرائیلی غلبه کنند. اما آنچه تا کنون مطابق با سابقه و عملکرد آمریکا به یاد داریم این است که اهداف و خواسته‌های صهیونیست ها برای سران امریکا و غرب دارای اولویت و ارجحیت بوده است. 

نگارش در تاريخ پنجشنبه 5 دی1392 توسط پاسخگو

بین حل مساله هسته­ ا ی ایران و حفظ روابط راهبردی واشنگتن- تل­آویو، کدام یک برای آمریکایی­ها دارای ارزش راهبردی است؟چرا؟

مطالعه تاریخ، سیر تحول و سطوح روابط رژیم صهیونیستی با غرب به ویژه آمریکا نشان می دهد این روابط از چنان پیچیدگی و ارزش راهبردی برای طرفین برخوردار است که گاها برخی از تحلیل گران سیاسی در واکاوی چیستی و چگونگی آن راه افراط و تفریط را طی می‌کنند. از مهمترین نشانگان برای اثبات ارزش راهبردی این رژیم در نزد امریکا و گسترش روابط تا سطح استراتژیک بین آنها، این است که موجودیت و امنیت این رژیم در منطقه همواره بدون توجه به مشی سیاسی و نگاه حزبی، در دستورکار مشترک همه روسای جمهور امریکا قرار داشته و امریکا در همه شرایط از غاصب سرزمین های اشغالی فلسطین حمایت کرده است. تجربه نشان داده است که علل این حمایت چیزی جز قدرت لابی یهود در شکل‌دهی به سیاست ایالات متحده آمریکا نیست. به تصریح کتاب «نفوذ اسرائیل در آمریکا» که توسط جامعه شناس آمریکایی، جیمز پتراس به رشته تحریر درآمده، این نفوذ در میان بالاترین سطوح حکومتی، جامعة تجاری، جامعة دانشگاهی و مذهبی(به‌خصوص بنیادگرایان مسیحی و صهیونیست‌های مسیحی) و رسانه‌های جمعی بسیار گسترده و عمیق  است. به‌ نظر وی، اساس قدرت لابی صهیونیستی ریشه در نسبت بالای خانواده‌های یهودی در  مرفه‌ترین و بانفوذترین خانواده‌ها در آمریکا دارد. در این ‌میان، لابی یهود و نظریه‌پردازانش برتری فکری خود را  نیز از طریق اعمال فشار و جلب حمایت افکار عمومی به‌دست آورده‌اند.

از دیگر نشانگان اهمیت راهبردی رژیم صهیونیستی برای امریکا می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- تعداد قطعنامه­هایی که علیه اسرائیل صادر شده و توسط امریکا وتو شده است؛ به گزاف نیست اگر گفته شود امریکا هر قطعنامه ای که از مراجع حقوقی بین المللی علیه اسرائیل صادر شده را وتو کرده است. این موضوع به رغم موقعیت قابل توجهی که اعراب برای امریکا داشته و گاها موجبات نگرانی و سردی روابط آنها با امریکا را نیز فراهم کرده است، همواره در اولویت سیاست های روسای جمهور این کشور قرار داشته است.

2- حمایت­های نظامی- جنگی از رژیم صهیونیستی؛ دولت آمریکا به جهت اهمیت راهبردی که برای رژیم صهیونیستی قایل است از ابتدای جعل این رژیم در منطقه، حمایت مالی و دیپلماتیک بی‌چون‌ و ‌چرای خود از آن را ادامه داده است. افزون بر این،  حمایت از جنگ‌های خشونت‌بار اسرائیل برضد کشورهای عربی نیز که از سال‌های1948 همزمان با تاسیس این رژیم منحوس در فلسطین شروع و با جنگ هایی چون ۱۹۶۷، ۱۹۷۳ و۱۹۸۲ با اعراب و سپس جنگ آمریکا با عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ ادامه یافته؛ تا حمایت از حمله اسرائیل به لبنان و غزه و تهدید مستمر نظامی ایران و سوریه از سال ۲۰۰۱ تاکنون را دربرمی‌گیرد.

  3- کمک­های مالی؛ طبق تاریخچه کمکهای امریکا به اسرائیل، «رابطه ویژه» میان این دو کشور تا بعد از دهه ۱۹۶۰ هنوز ایجاد نشده بود. کمکهای امریکا به اسرائیل، تا پیش از سال ۱۹۶۵ پایین‌تر از صدمیلیون دلار در سال بود و مهمترآنکه صرفا بخش محدودی از این کمکها در قالب کمکهای نظامی صورت می‌گرفت. اما این مساعدتها در سال ۱۹۶۶ دو برابر گردید، در سال ۱۹۷۱ تا شش‌ برابر افزایش یافت و در سال ۱۹۷۴ بار دیگر پنج‌ برابر شد. تاجایی ‌که به ۶/۲ میلیارد دلار بالغ گردید. در سالهای بعد، میزان این مساعدتها تا پنج‌‌میلیارد ‌دلار افزایش یافت، ضمن‌آنکه بیشتر این کمکها بلاعوض بودند و تقریبا تمام آنها در مصارف نظامی هزینه می‌شدند. این ارقام نشان می‌دهند که میان امریکا و اسرائیل «رابطه ویژه»‌ای شکل گرفته است که هیچ کشور دیگری جز اسرائیل از آن برخوردار نیست؛ چنانکه در طی یک روند ده‌ساله کمک‌های عمدتا بلاعوض امریکا به اسرائیل را از رقمی میلیونی به میلیاردی (دلار) رساند. با این حال، چنین کمک هایی به معنای آن است که این رژیم برای امریکا ارزش استراتژيک دارد.

4- حمایت از موجودیت و امنیت رژیم صهیونیستی در طول بیش از 65سال از تاسیس پایه های شوم آن در منطقه؛

5- حمایت گفتمانی از رژیم صهیونیستی؛ امریکایی ها رژیم صهیونیستی را در درون گفتمان لیبرالیسم و در واقع در دایره خودی تحلیل می کنند و معتقدند اساسا صهیونیسم مولود ترکیب لیبرالیسم و امپریالسیم برای چپاول منطقه اسلامی بوده است. این در حالی است که غرب ایران اسلامی را در گفتمان مقابل آن، یعنی گفتمان اسلامی تجزیه و تحلیل می کند. از این رو، اسرائیل در الگوهای دوستی و دشمنی به لحاظ تضاد ایدئولوژیکی که با جمهوری اسلامی ایران و گفتمان رقیب لیبرال دموکراسی، یعنی گفتمان اسلامی دارد در حیطه غربی قرار می گیرد و به شدت از سوی غرب با همه ابزار و وسایل حمایت می شود.

6- نیاز به رژیم صهیونیستی برای پیشبرد سیاستهای راهبردی امریکا؛ مطابق با دکترین امنیت ملی امریکا برای قرن 21 و همچنین سیاست های اعلامی و اعمالی روسای جمهور امریکا، واشنگتن برای پیشبرد سیاست هایش در منطقه استراتژیک غرب آسیا به رژیمی چون اسرائیل نیاز راهبردی دارد تا نقش حافظ منافع آنها را در منطقه بازی کند.

بنابراین ملاحظه همه موارد گفته شده ما را منطقا به یک نتیجه مهم می رساند که آمریکایی ها در هر شرایطی اولویت سیاست هایشان را حمایت از رژیم صهیونیستی قرار داده و خواهند داد و در هر انتخابی ارجحیت با این رژیم خواهد بود.   

نگارش در تاريخ پنجشنبه 5 دی1392 توسط پاسخگو

رژیم صهیونیستی از چه اهرم­هایی برای تغییر دیدگاه‌ها ی موجود غرب در قبال پرونده هسته ای ایران دارد؟

رژیم صهیونیستی برای تغییر دیدگاه ها و روندهای موجود در غرب در خصوص مسائل مربوط به موضوع هسته ای ایران تلاش های نفس‌گیری را در حوزه های مختلف شروع کرده و در این راه برای به کرسی نشاندن مواضع خود و خطرناک جلوه دادن برنامه هسته ای ایران از همه اهرم ها و ابزار های فشار استفاده می‌نماید. برخی از این اهرم‌ها عبارتند از:  

1- الگوی اقناع و سیاست متقاعد سازی؛ اگر کنگره امریکا رویکرد ضد ایرانی و اسرائیلی محور دارد، دلیل آن را باید در تولید دانشی دانست که دارای جهت گیری ضد ایرانی یا اسرائیلی محور می باشد. بنابراین همه سازوکارهای تصمیم گیری، ماهیت اجبار آمیز یا الزام گونه ندارد، بلکه لابی های آمریکایی بخش قابل توجه قدرت خود را از طریق الگوی اقناع و سیاست متقاعد سازی به دست آورده اند. تحقق این امر براساس سازوکارهای مبتنی بر متقاعد سازی صورت می گیرد. اتاق‌های فکر، موسسات پژوهشی و گروه‌های اندیشه محور چنین کارویژه‌ای را عهده‌دار می باشند. به این ترتیب اگر آیپک درصدد باشد تا اهداف راهبردی خود در راستای منافع اسرائیل را پیگیری نماید، چنین فرآیندی از طریق تولید مقاله و رهنامه‌های اجرایی و یا ادبیات راهبردی امکان پذیر است. تولید دانش، زیربنای تصمیم گیری براساس سازوکارهای متقاعد سازی می باشد.

2- روش­های اعمال نفوذ آیپک؛ در جامعه­ی سیاسی ایالات متحده که شاخص هایی همچون تبلیغات و پول نقش مهمی دارند، لابی های گروه های مختلف می‌توانند نقش آفرینی کنند. لابی های مختلف از طریق این شاخص ها درصدد نقش‌آفرینی و فشار به قانونگذاران و سیاستمداران دولت هستند تا منافع مورد نیاز خودشان را تامین کنند. در این میان کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل(آیپک) در حوزه خاورمیانه به شدت فعال است و در راستای منافع اسرائیل نقش بسیار مهمی در تصمیم گیری های راهبردی آمریکا در برخورد با موضوعات مختلف ایفا می کند. آیپک به عنوان نماد گروه ذی نفوذی محسوب می شود که دارای رویکرد اسرائیل محور است، بنابراین چنین مجموعه‌ای نیازمند اثربخشی بر دستگاه های اجرایی و نهادهای حکومتی در راستای اهداف خود می باشد.

3- نفوذ از طریق افرادی که در درون ساختار حکومتی آمریکا هستند و خود اسرائیلی بوده و نیازی نیست که اسرائیل بخواهد بر آمریکا تاثیر داشته باشد، چرا که لابی اسرائیل موفق شده از نیروهای خود در پست های مهم امریکا استفاده کند.

نگارش در تاريخ یکشنبه 10 آذر1392 توسط پاسخگو
آیا واقعا صهیونیست ها موافق توافقنامه ژنو نبودند ؟ موضعشان چه بود ؟

در کنار مواضع دوگانه آمریکا و انگلیس درباره توافقات ژنو 3، صهیونیسم و سعودی ها در مواضع آشکاری از همان ابتدا خط دشمنی با دیپلماسی هسته ای ایران را آغاز کرده و بعد از نشست ژنو 3 آن را تشدید کردند.در این جهت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهونیستی، تاکید کرد این رژیم به توافقنامه ژنو بین ایران و غرب ملزم نیست. وی افزود: به ایران اجازه دستیابی به توان هسته ای را نخواهیم داد. در ادامه نتانیاهو در سخنانی برای منحرف کردن افکار عمومی از برنامه سلاح های هسته ای این رژیم، گفت: ما اجازه نخواهیم داد ایران به فناوری ساخت سلاح هسته ای دست پیدا کند.
نتانیاهو همچنین در بین اعضای کابینه خود اعلام کرد: آنچه در ژنو حاصل شد توافقی تاریخی نیست، بلکه اشتباهی تاریخی است. امروز جهان به سبب آنکه خطرناک ترین کشور جهان(!) گامی مهم در جهت دستیابی به خطرناک ترین تسلیحات جهان برداشته است به مکانی خطرناک تر تبدیل شده است.این فریبکاری و فرافکنی صهیونیست ها به سعودی ها نیز سرایت کرد به طوری که "عبدالله العسکر" رئیس مجلس شورای عربستان در واکنش به توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 مدعی شد: پس از توافق هسته ای غرب و ایران خواب از چشم ساکنان خاورمیانه ربوده خواهد شد.او در ادامه اظهار داشت: نسبت به آن چیزی که فضای بیشتری در اختیار ایران در منطقه می گذارد احساس نگرانی می‌کنم.
همچنین شاهزاده محمد بن نواف بن عبدالعزیز، سفیر عربستان در لندن، ضمن انتقاد از آنچه «عجله غیر قابل درک» آمریکا در توافق با ایران خواند، اظهار داشت: عربستان سعودی در این زمینه بیکار نخواهد نشست. این شاهزاده سعودی در یک مصاحبه تند و نامتعارف، همزمان با‌ توافق میان ایران و ۱+۵، ایران را ‌مستقیم ‌تهدید کرده و چنین گفت: در صورتی که جامعه جهانی نتواند جلوی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را بگیرد، «همه گزینه‌ها در دسترس خواهد بود».در همین جهت، زمانی که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان تماس تلفنی برقرار کرد و با وی درباره مسائل مهم منطقه، از جمله توافق هسته‌ای ژنو گفت‌وگو کرد، پادشاه عربستان اعلام کرد: «هر راه حلی در این مورد باید به حذف تمامی سلاح‌های کشتار جمعی، به ویژه سلاح‌های هسته‌ای از خاورمیانه و خلیج (فارس) منجر شود.»
سخن بن عبدالعزیر درباره حذف سلاح های هسته ای از خلیج فارس، چنین القا می کند که ایران به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است و اساسا این موضوع در ذهن پادشاه بیمار عربستان، یک پیش فرض تلقی شده، در حالی که نظارت های دقیق آژانس و اعتراف خود غربی ها چنین موضوعی را در باره ایران بی اساس می داند.طبق اعلام کاخ سفید، اوباما و پادشاه عربستان توافق کردند به طور منظم درباره تلاش های 1+5 برای حصول توافق جامع با ایران مشورت کنند.به نظر می رسد عربستان و رژیم صهیونیستی برای ضربه زدن به ایران و به خصوص برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان از هر زمان دیگر به هم نزدیک شده اند. این دو فشار بر آمریکا را با استفاده از لابی های خود در آن کشور افزایش داده اند. آخرین خبرها حکایت از تشکیل گروهی از نمایندگان بندر بن سلطان، مسئول دستگاه اطلاعاتی عربستان و نمایندگان تمیر باردو، رئیس موساد، برای طراحی بدافزاری (ویروس) قوی تر از استاکس نت جهت حمله به تاسیسات اتمی ایران دارد.این اقدامات نشان می دهد صهیونیسم و سعودی ها تمام تلاش خود را به کار بسته اند تا طرف غربی را به عدم پایبندی به تعهداتش در ژنو 3 سوق دهند تا فشارها علیه ایران افزایش یابد.

نگارش در تاريخ شنبه 9 آذر1392 توسط پاسخگو
لطفا بفرمائید غرب در مقابل توافق نامه ژنو چه نظری دارد؟

با وجود مواضع اعلامی غربی ها در حمایت از توافق نامه ژنو 3 و با وجود امیدواری دولت روحانی و تبلیغ اصلاح طلبان مبنی بر اقدام بی بدیل دولت همسو با آن ها در حل مسئله هسته ای کشورمان، اما گذشت زمان نشان می دهد که گرایشاتی در بین سیاستمداران غربی وجود دارد که اصل تعهدات ژنو 3 را با مشکل مواجه می کند. این مواضع گویای این است که در حالی که مسئولان سیاست خارجی کشورمان با شفاف سازی و صداقت کامل پای میز مذاکره با غرب نشستند، سیاستمدارن غربی به ویژه انگلیسی ها و آمریکائی ها مواضع دوگانه ای را اتخاذ کرده و همچنان خط مخالف خوانی خود را زنده نگه داشته اند.تنها چند ساعت از انتشار توافق ژنو نگذشته بود و در حالی که ظریف در جمع خبرنگاران ایرانی از به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی برای ایران در توافق نامه ژنو 3 سخن می گفت، جان کری در کنفرانس خبری خود اعلام کرد در این توافق، «حق غنی‌سازی برای ایران به رسمیت شناخته نشده است.» وی همچنین تاکید کرد که « این توافق جلوی پیشرفت برنامه هسته ای ایران را می گیرد.»

آمریکا به همین جا اکتفا نکرد و سندی را در تأیید صحبت های کری در سایت کاخ سفید منتشر کرد.همزمان نیز «اریک کانتور»، رهبر اکثر جمهوریخواهان مجلس نمایندگان آمریکا در پی توافق اولیه ایران و 1+5، با صدور بیانیه‌ای ابراز نگرانی کرد که این توافق قابلیت غنی‌سازی ایران را به اندازه کافی متوقف نمی کند. وی در حالی که اذعان کرد که توافقنامه حق غنی سازی ایران را محفوظ داشته، خواستار اقدامات شدید علیه ایران شد: «تعداد بیشمار قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل خواستار تعلیق کامل فعالیت های هسته‌ای ایران شده است، بنابراین مشکل ساز است که این توافق همچنان به ایران اجازه غنی‌سازی می‌دهد».
لیندزی گراهام یکی از سناتور های آمریکا در گفتگو با شبکه تلویزیونی سی ان ان درباره توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 گفت مسئله اساسی برای جهان این است که آیا ایران طبق این قرارداد مجبور خواهد بود توانمندی های هسته‌ای خود را برای غنی سازی اورانیوم به طور جدی برچیند. البته باید توجه داشت متوقف کردن غنی سازی یک چیز است و برچیدن این برنامه چیز دیگری است. مسئله مهم این است اگر قرار باشد ایران در نهایت حق غنی سازی اورانیوم را داشته باشد پس این توافق چه فایده ای دارد.«رابرت منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا نیز از باراک اوباما به دلیل تلاش برای توقف بررسی طرح افزایش تحریم‌های ایران انتقاد کرد.در همین جهت برخی دیگر از هم‌حزبی‌های ارشد اوباما در سنا از جمله «چاک شامر» تاکید کردند که به همراه برخی از جمهوری‌خواهان، طرح افزایش تحریم‌های ایران را در نشست روز 9 دسامبر سنا مورد بررسی قرار می‌دهند.
در اقدامی همسو با سیاستمداران آمریکایی، ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلیس، در جمع خبرنگاران در ژنو برنامه اتمی ایران را "تهدید بزرگ" در خاورمیانه خواند و اعلام کرد: باید نگرانی‌ همسایه‌های ایران هم مورد توجه قرار داشته باشد. او که به شکل آشکاری تحت لابی گری های دشمنانه ارتجاع عرب قرار داشت، تصریح کرد: بریتانیا تماس ها با عربستان سعودی و دیگر کشورها را حفظ خواهد کرد. وی همچنین در جمع نمایندگان مجلس انگلیس بار دیگر ایرانیان را مردمی فریب کار خواند و خواستار نظارت جدی تر بر ایران شد.