تحليل و پرسش و پاسخ سياسي
پاسخ سوالات سیاسی خود را در این صفحه وب ببینید
نگارش در تاريخ سه شنبه 25 آذر1393 توسط پاسخگو

بنظر شما راهپیمایی اربعین چه ضرری برای جامعه استبداد داشت که اکثرا آن را از اخبار خود سانسور کردند؟

راهپیمایی باشکوه اربعین حسینی در کشور عراق که همراه با سکوت خبری امپراطوری رسانه ای دنیای استکبار و وابستگان آن همراه بود، در پیوند با شرایط و زمینه های انجام آن مانور، قدرت نرم شیعه به حساب می آید که می تواند دشمنان و مخالفان آن را به تفکر جدی وادارد. برخی از ویژگی های مربوط به شرایط برگزاری این راهپیمایی عبارت بودند از:

1- آلودگی وسیع مناطقی از کشور عراق به حضور بعثی - تکفیری های داعش که شرارت و جنایت فراوانی را در پرونده سیاه خود داشته و به هیچ ضابطه و هنجار قانونی و اخلاقی پایبند نیستند. این گروه جاهل و شقی در حمله به شیعیان و مناسک و اماکن مقدس آن از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و راهپیمایان احتمال هرگونه خطری را از ناحیه این گروهک تروریستی متصور بودند، ولی به حضور در راهپیمایی و مراسم روز اربعین اصرار داشتند.

2- حضور جمعیت گسترده راهپیمایان که حدود 20 میلیون نفر از 60 کشور مختلف برآورد شده و تعداد آنان در برخی شهرهای محل استقرار و یا عبوری چندین برابر جمعیت ساکنین به حساب می آمد، موجب عدم پاسخگویی امکانات پذیرایی و استراحت شده و در مواردی حتی خیابان ها گنجایش عبور عادی هم به آنها نمی داد و در مواردی دسترسی به آب شرب را هم با سختی مواجه می کرد، اما با این وجود، این جمعیت اصرار به انجام راهپیمایی و درک اربعین در کربلا بود.

3- در حالی که گرهک تروریستی - تکفیری داعش تلاش داشته و دارد که اختلاف قومی مذهبی را در عراق و منطقه ��امن بزند، در بین زائران و راهپیمایان روز اربعین تعدادی از پیروان سایر مذاهب از جمله سنی ها و مسیحیان نیز حضور داشتند که در سیل خروشان جمعیت شیعه حضور یافته و در همراهی و همدلی با آنان، به ادعاهای تکفیری های تروریستی بی اعتنا بودند و بر همزیستی پیروان مذاهب مختلف در جامعه چند قومیتی غرب آسیا و عراق تأکید می کردند.

خیل عظیم جمعیت راهپیمایی کننده و مشتاقان درک اربعین حسینی در کربلا، نه تنها پیام همراهی و اطاعت از راه عزتمندانه امام حسین (ع) و یاران شهیدش را می دهد، بلکه با شعار بلند « لبیک یا حسین» و « هیهات من ذله» پیام استقامت و پایداری بر سر دفاع از عزت و مقابله با ذلت را به قیمت جهاد و شهادت مظلومانه به تمامی جهانیان می رسانند؛ پیامی که نه تنها عبث بودن اقدامات تکفیری های تروریست داعشی و نافرجام بودن تلاش آمریکا و متحدان غربی و منطقه ای آن برای بازگشت به منطقه و فرصت طلبی از حضور داعش را نیز روشن می سازد، چرا که داشتن روحیه جهادی و شهادت طلبی از جمله الزامات سر دادن شعار لبیک یا حسین (ع) در شرایط فعلی است و تمام اصرار راهپیمایان اربعین حسینی هم بر اقتدا به حضرتش در صحنه های خطر و عدم پذیرش ذلت در شرایط تهدید و فشار یزیدیان و ستمگران دوران است.

رسول سنایی راد

نگارش در تاريخ شنبه 15 آذر1393 توسط پاسخگو

حسنی مبارک با چه انگیزه ای تبرئه شد؟ چه سودی برای دولت دارد و پیامدهای آن چه خواهد بود؟!

شگفتی خبرگزاری‌ها، محافل سیاسی، حتی موافقان و مخالفان در مصر، حاکی از آن است که این حکم به جای معیارهای قضایی، دارای انگیزه های سیاسی است و نظر دولت حاکم ژنرال السیسی را تأمین کرده است. اگرچه حکم دادگاه نهایی نیست و دادستان بعد از پایان دادگاه و اعلام نظر قاضی آن گفته است، نسبت به آن تقاضای تجدیدنظر خواهد داد، اما قدر مسلم آن است که حکم قبلی در محکومیت حسنی ‌مبارک به حبس ابد، نقض شده است. مبارک با حکم تبرئه آزاد نخواهد شد و پرونده دیگری با موضوع فساد مالی در قوه قضائیه مصر باز است که حسنی ‌مبارک و برخی از همکاران او در این پرونده در ردیف اول متهمان هستند. برخی ناظران صدور این حکم را بازتاب دیگری از قدرت حاکم در مصر علیه اخوان‌المسلمین دانسته‌‌اند تا نشان دهد «قوه قضائیه» سران اخوان‌المسلمین را مجرم اصلی می‌شمارد. اکنون پرسش‌های بسیاری درباره صدور چنین حکمی، آن هم در برهه کنونی مطرح شده است، از جمله این سوال که دولت ژنرال السیسی از این حکم چه بهره ‌‌ای خواهد برد؟

- بهره‌ گیری اول از صدور حکم تبرئه حسنی‌مبارک برای ژنرال السیسی رئیس‌جمهور مصر، در ارتش مصر است. حسنی‌مبارک در میان ژنرال‌های ارتش مصر و سطوح فرماندهان و بخشی از بدنه آن هوادارانی دارد و به خصوص ضدیت با اخوان در این سطوح از ارتش شدید است.

- تبرئه حسنی‌مبارک، پیام مستقیم السیسی رئیس جمهور مصر به ارتش این کشور است که همچنان حاکمیت در مصر را در اختیار دارد.

- حکم تبرئه حسنی‌مبارک با حکم اعدام یا حبس ابد مرسی رئیس جمهور قبلی از اخوان‌المسلمین تکمیل می‌گردد. از این طریق ژنرال السیسی شعار خود را که قبل از انتخابات ریاست جمهوری مصر گفته بود «اگر انتخاب گردد اثری از اخوان در مصر بر جای نخواهد گذاشت.» تحقق خواهد بخشید.

از طرف دیگر جامعه مصر دچار شکاف‌های متعددی شده است که برجسته‌ترین آن دوقطبی شدن موافقان و مخالفان درباره گذشته قیام و تجربه دولت اخوان‌المسلمین است. با این حکم در عمل دولت حاکم حمایت همه جانبه خود را از مخالفان اخوان نشان می‌دهد.

نمایش مجدد قدرت امنیتی بعد از صدور حکم از سوی دولت، بخش دیگری از بهره‌گیری دولت حاکم در برابر جامعه ملتهب مصر است. زمانی که بیش از دوهزار نفر در اعتراض به حکم صادره از سوی دادگاه در میدان التحریر جمع شدند، این اعتراض مردمی که بیشتر جوانان مصری در آن حضور داشتند، سرکوب شد و براساس گزارش‌های خبری چند کشته بجای گذاشت. در واقع السیسی رئیس جمهور مصر در مقطع فعلی، برای اجرای سیاست‌های امنیتی خود، فضای عمومی در منطقه و همچنین بین‌المللی را مناسب ارزیابی کرده است.

در چنین شرایط دشواری، بهترین شیوه ایجاد آرامش توسل به ابزار قدرت و امنیتی کردن فضای مصر است؛ شیوه ای که السیسی و یارانش در آن مهارت زیادی دارند.

می توان گفت انقلاب مصر ناکام بود و قدرت بار دیگر در اختیار نظامیان قرار گرفت. با این حال توسل به زور و سرکوب همواره تداوم نخواهد داشت و تکرار اعتراضات و حوادث سال 1389 در این کشور مهم دور از ذهن نیست.

نگارش در تاريخ دوشنبه 10 آذر1393 توسط پاسخگو
لطفا توضیحی درمورد مواضع اخیر علی مطهری بدید؟!

داستان ساده دلي به نام علي مطهري مدتهاست که فضاي سياسي کشور را آلوده ساخته و گاه و بي‌گاه بخشي از اذهان عمومي را مشغول به خود مي‌کند. او بعد از فتنه 88 به يکي از مدافعان حقوق سران فتنه بدل گرديد! وي در اين مسير حتي تا تحريف تاريخ نيز پيش رفت و در حالي که هنوز چند سالي از داستان 88 نمي‌گذرد، با چشم بستن بر حقايقي آشکار، کودتاي مخمليني که مدتها قبل سناريوي آن طرحريزي و در کتاب‌هايي به قلم افرادي چون "جين شارپ" نوشته و انتشار يافته بود، منکر شد و تلاش کرد تا "اردوکشي‌هاي خياباني" که مکمل ادعاي دروغين "تقلب" در انتخابات بود را تا سطح "اعتراض مردمي به  نتايج انتخابات" تقليل دهد و در اين بين منکر بازي سران فتنه در به خيابان کشيدن هواداران باشد! درحالیکه نسخه‌هاي کودتاي مخملي پيش از آن در اوکراين و گرجستان و قرقيزستان و ... عملياتي شده بود!

اما علي مطهري بي‌توجه به اين همه اسناد و مدارک و توضيحات و پاسخ‌هاي ارائه شده توسط بسياري از کارشناسان، هنوز که هنوز است بعد از گذشت پنج سال از خرداد 88، بر ادعاهاي ناصواب خود پافشاری میکند!

اما پرده دوم اين سناريو آن که مواضع اخير علي مطهري حتي اصحاب فتنه را نيز به طمع انداخته است! به نحوي که خانواده يکي از سران فتنه جوگير شده و در نامه‌اي خطاب به مطهري، از وي خواسته تا مقدمات لازم جهت برپايي دادگاهي علني سران فتنه را دنبال نمايد!

در بخشي از اين نامه آمده است: « کروبي در آخرين ديدار اعضاي خانواده برابر با چهارشنبه پنجم آذر ماه ۱۳۹۳ ضمن انتقادي صريح و شفاف از بي مسئوليتي مقامات عالي در نقض صريح قوانين اساسي و عادي کشور، از جنابعالي خواستند به طرفيت از ايشان پيگير حق دادرسي شان و فراهم ساختن مقدمات لازم در جهت برپايي دادگاهي علني مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسي باشيد تا ضمن استماع کيفرخواست حاکميت، دفاع و ادله خود را در کنار پاسخ به تهمت هاي يکطرفه دين فروشان در چند سال گذشته ارائه کنند.»

اين نامه در حالي انتشار يافته است که براي همگان آشکار گرديده شرايطي که براي سران فتنه تحت عنوان حبس خانگي تعريف شده، جز از خاستگاه رافت اسلامي برنخواسته است و اگر قرار بر مواجهه قانوني با اين مجرمين بود، شديدترين مجازات‌ها در انتظار آنان قرار داشت! فهم اين مطلب نه آنقدر دشوار است که نيازمند شرحي مبسوط باشد، و نه آنقدر فني و پيچيده که سران فتنه و حاميان وي از آن سر در نياورند!

اما آنچه قابل توجه است، بهره‌برداري رسانه‌اي است که سران فتنه اينبار از طريق علي مطهري دنبال مي‌کنند. آنان به خوبي آگاهند که مطهري از توان و منطق لازم براي به ثمر رساندن مطالبات غيرقانوني آنان برخوردار نيست، اما به اين مساله هم واقف‌اند که وي مي‌تواند بازيچه خوبي براي جوسازي عليه نظام و مطرح کردن مجدد نام سران فتنه در سايت‌‌ها و رسانه‌هاي بيگانه و ضدانقلاب بوده و به تريبوني براي تضعيف نظام بدل گردد. با اين سناريو است که کروبي ترجيح مي‌دهد از ميان اين همه از نزديکان و هم حزبی‌ها و هم جناحي‌هاي خود، وکالتش را به نام "علي مطهري" صادر نمايد!

با بهره گیری از نوشتار رضا موحدی

نگارش در تاريخ دوشنبه 3 آذر1393 توسط پاسخگو

با توجه به شرایط فعلی ایران از لحاظ مسائل اقتصادی و ... چرا اینقدر واردات به کشور زیاد است و راه حل این مسئله چیست؟!

در سخنرانی16/6/89 در جمع کارآفرینان سراسر کشور، ساماندهی وضعیت واردات را یکی از پیش نیازهای خودکفایی برشمرده و اینچنین بیان می‌دارند: «مسئله‏ ى واردات بى‏ رويه و بى‏ منطق ضرر بزرگى است، خطر بزرگى است؛ مردم هم بايد اين را بدانند. وقتى يك محصول خارجى را ما داريم مصرف مي‌كنيم، در واقع داريم يك كارگر خودمان را بیکار مي‌كنيم‏»

 به این ترتیب مهمترین سوألات مطرح در این زمینه عبارتند از:

  1. شکی نیست که بخش عمده مدیران و مسئولین سیستم اداری کشور، افرادی مؤمن و متدین و دلسوز هستند، بنابراین اگر مشکلات واردات و نیز صادرات، ناشی از سوء استفاده و رانت‌خواری نیست، آیا نباید مشکلات را متوجه عدم شایسته‌سالاری و سوء‌مدیریت دانست؟
  2. چنانچه هیچ‌یک از این موارد مصداق ندارد، چرا مدیران در شناسایی و مجازات افراد خاطی در زیرمجموعه خود سهل‌انگاری می‌کنند و چرا چنین افرادی برکنار نمی‌شوند و چرا در معدود برخوردها، به جابجایی آنها در سطوح همطراز و بلکه بالاتر اکتفاء می‌شود؟
  3. آیا افراد فرصت‌طلبی که فقط به منافع خود می‌اندیشند و ارزشی برای ملت و مملکت قائل نیستند و گاهی یک شبه میلیاردر می‌شوند، خائن و مستحق اشد مجازات نیستند؟ اصولاً چرا با قانونگذاری مناسب و نظارت کافی، زمینه‌های نفوذ و رخنه افراد فرصت طلب، مسدود نمی‌شود؟
  4. حال که انقلاب اسلامی راه خود را پیدا کرده و در مدتی نسبتاً کوتاه، مسیر پیشرفت همه‌جانبه را با سرعت طی نموده است، آیا انصاف است که با فرصت دادن به سودجویانِ فرصت‌طلب، از جامعه سلب اعتماد نموده و روند رشد کشور را کند و دستاوردهای کسب شده را نابود سازیم؟
  5. اگر قرار باشد ما نیز همانند غرب و شرق، فقط نگاه مادی به موضوع رقابت در محیط کسب و کار و تولید و تجارت داشته باشیم و کار برای رضای خدا و خدمت به کشور و مردم را از سرلوحه تلاش‌های خود پاک کنیم و همچنان نظریه‌ها و معیارهای شرقی و غربی را مبنای کار خود قرار دهیم، پس تفاوت ما با نظام‌های سرمایه‌داری، سوسیالیستی و دیگر مکاتب غیر اسلامی چیست؟

متأسفانه گاهی برخی از مسئولین در پاسخ به این سؤالات، سعی می‌کنند تا به جای اعتراف به عملکرد نادرست خود و عذرخواهی و استعفا یا حداقل جبران کم‌کاری‌های خود، با مقصریابی، متهم‌سازی و انداختن تقصیر به گردن دیگران، از خود سلب مسئولیت نموده و کوتاهی خود را به افراد مجعول و حتی اموات حوادث نسبت دهند و این روندی است که از سال‌ها قبل وجود داشته و هم‌ا‌کنون نیز ادامه دارد.

برای برون‌رفت از این مشکل (واردات بی‌رویه) چه باید کرد:

  1. فرهنگ‌سازی و باورمندسازی مردم در مورد کارآیی اصول و ارزش‌های اسلامی برای کسب روزی حلال و موفقیت مشروع در همه عرصه‌ها از جمله محیط کسب و کار.
  2. تفهیم جدایی حساب عملکرد بد برخی از مردم و مسئولین از اسلام، برای اقشار و اصناف مختلف جامعه در جهت جلب همراهی و رفع مشکلات موجود در این زمینه.
  3. جلوگیری از نفوذ افراد فرصت‌طلب و غیرمتعهد به سیستم اداری و بروز زمینه‌های رانت خواری، اعم از رانت اداری، تسهیلاتی و اطلاعاتی به بستگان و آشنایان.
  4. تقویت نظام کنترلی و برخورد جدی، قاطع و شدید و مصادره بی‌قید و شرط اموال خاطیان و اخلال‌گران عرصه اقتصادی از جمله واردکنندگان متخلف و مجرم.
  5. تشکیل کمیته‌های مشترک متشکل از نمایندگان همه بخش‌ها و دستگاه‌های ذینفع و ذیربط در هر عرصه و برگزاری جلسات مشورتی متناسب با موضوعات مورد نظر.
  6. ایجاد تعادل در میزان واردات نسبت به صادرات و حتی‌المقدور، الزام تجار متعهد به صدور کالا و خدمات معادل و بلکه بیشتر، با تأکید و تمرکز بر صادرات غیر نفتی.
  7. ایجاد تمرکز در ضابطه‌گذاری و سیاستگذاری‌های اقتصادی و تعیین مرجع تصمیم‌گیری و تعریف دقیق نقش و مسئولیت متقابل هر فرد و دستگاه متناسب با هر موضوع.
  8. محاسبه دقیق ظرفیت تولید در هر بخش و برآورد منطقی و برنامه‌ریزی کارشناسانه برای واردات کالاهای ضروری و استراتژیک مورد نیاز با رویکرد حمایت از تولید داخلی.
  9. ترغیب و حمایت از تولیدکنندگان، صادر کنندگان و وارد کننده‌گانی که کیفیت، کمیت، نوآوری و قیمت منصفانه را در عرضه کالا، خدمات و محصولات خود رعایت می‌کنند.                   احمدرضا هدایتی
نگارش در تاريخ دوشنبه 26 آبان1393 توسط پاسخگو

با توجه به نامه های گذشته مسئولین دولت آمریکا به رهبر انقلاب و بی جواب ماندن آنها، انگیزه اوباما را از ارسال نامه جدید چه می دانید؟!

در باره دلایل نامه اخیر آقای اوباما به رهبری؛

- برخی آن را اتمام حجت بر ایران می دانند

- گروهی هم آن را نشان دهنده بن بست امریکا به ویژه شخص اوباما و حزب دمکرات خوانده اند .

- بعضی از تحلیل گران نامه به شخص رهبری نشان دهنده جایگاه رهبری در ایران تلقی کرده اند یعنی توافق نهایی باید با اجازه و تایید رهبری باشد.

- گروهی این نامه را از سر استمداد در مسایل منطقه ای در یمن و سوریه و عراق به ویژه بر علیه داعش می دانند .

- عده ای هم معتقدند اوباما با توجه به پیروزی مردم عراق علیه داعش رندانه در صدد شریک شدن در این پیروزیها تحلیل می کنند.

- برخی هم نامه نگاری اوباما را نوعی فرار به جلو در صورت شکست توافقنامه و همچنین تشویق ایران به توافق و علامت شتاب گرفتن مذاکرات تحلیل کرده اند.

نگارش در تاريخ جمعه 16 آبان1393 توسط پاسخگو

در خصوص انقلاب مردم یمن، اهداف رسانه ها از حاشیه پردازی و  نپرداختن به اصل مطالبات مردم چیست؟!


منشأ اصلی اعتراضات یمنی‌ها در گذشته و حال حاضر به سیاست‌هایی برمی‌گردد که رژیم حاکم بر یمن در پیش گرفته بود و با کنار رفتن «عبدالله صالح» انتظار می‌رفت تغییراتی ایجاد شود که متأسفانه این‌طور نشد و پس از گذشت دو سال رئیس‌جمهور موقت، همچنان سعی ندارد از سایه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خارج شود و به واقعیت‌های درونی کشورش توجه کند و تغییرات نمایشی او در دولت، تأمین‌کننده مطالبات مردم این کشور نیست.
اما در این میان، رسانه‌های غربی و عربی، به‌ویژه رسانه‌های فارسی‌زبان همواره در صدد توجیه اقدامات دولت یمن و زیرسؤال بردن حرکت‌های مردمی در این کشور هستند. نگاهی به نقش این رسانه‌ها و در ادامه آن بی‌توجهی و کم‌توجهی رسانه‌های کشورمان به تحولات این کشور قابل توجه است. رسانه‌های غربی با نادیده‌گرفتن مطالبات مردم یمن به فرافکنی روی آورده‌اند و سعی می‌کنند اتفاقات اخیر را در حد درگیری بین دولت و یک گروه پایین بیاورند، در حالی که همین گروه که حوثی‌ها باشند، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تشکیل‌دهنده جمعیت این کشور، بیش از 40 درصد جمعیت یمن را شامل می‌شوند.
با بررسی خط رسانه‌ای غرب در خصوص یمن مشاهده می‌شود که سه هدف در این مسیر دنبال می‌شود:
1- یکی از اهداف این رسانه‌ها تلاش برای سرپوش گذاشتن بر استبداد و ناکارآمدی حاکمان این کشور است. آنها هیچ اشاره‌ای به این نکته نمی‌کنند که وابستگی و سرسپردگی حکومت یمن به غرب و آل‌سعود از دلایل اصلی قیام مردم است، بلکه می‌کوشند تا خواسته‌های فرعی و نه‌چندان مهم را از علل قیام معرفی کنند.
2- نکته دیگر این است که همین رسانه‌ها با گزینش تیترهای خاص و جانبدارانه در تلاشند تا این‌طور القا کنند که قیام در شیعیان خلاصه می‌شود و قیام همه مردم یمن نیست. آنها در انتخاب تیترها و نوع پردازش اخبار و وقایع می‌کوشند تحولات را در حد درگیری بین دولت و شیعیان حوثی تنزل دهند.
3- مورد دیگری که با همدستی دولت یمن از سوی این رسانه‌ها دنبال می‌شود این است که به جای حل‌کردن مشکلات داخلی و پاسخ‌دادن به اعتراضات مردم به هر بهانه‌ای می‌خواهند جمهوری اسلامی ایران را متهم به دخالت در امور داخلی یمن بکنند، در حالی که برخلاف این ادعاها، ایران هیچ دخالتی در موضوع یمن نکرده و همواره بر حفظ ثبات و در کنار آن توجه به خواسته‌های مردم تأکید کرده است.
نکته مهمی که در مقابل این فضاسازی وجود دارد این است که رسانه‌های داخلی کشورمان به موضوع یمن بی‌توجه هستند یا آن‌طور که باید به آن نمی‌پردازند. مردم یمن مخالف تسلط قدرت‌های غربی و برخی حاکمان منطقه بر امور این کشور هستند و بیداری اسلامی در یمن نویدبخش آینده‌ای روشن برای مردم و گروه‌های مختلف در این کشور است، لذا رسانه‌ها باید با درک اوضاع منطقه در این عرصه بیش‌ازپیش نقش ایفا کنند.

علی حیدری

نگارش در تاريخ پنجشنبه 8 آبان1393 توسط پاسخگو

آیا واقعا طبق بیانات رئیس جمهور امام حسین علیه السلام با سپاه دشمن مذاکره کردند؟

معاویه با معرفی یزید برای جانشینی خود که نقض توافق صلح وی با امام حسن مجتبی علیه السلام بود و نیزتلاش یزید بن معاویه برای گرفتن بیعت اجباری از امام حسین علیه السلام ،آنهم در شرایطی که فساد دربار اموی به اوج رسیده و یزید بازگشت به ارزشهای جاهلی را به نمایش گذاشته بود،حرکت به سوی عاشورا را کلید زد.انگاره اصلی یزید برای واداشتن امام حسین علیه السلام به بعت که ماموریت آن را به  والی مدینه نماینده خویش واگذار کرده بود مناسب دانستن معادله قدرت به نفع خود بود که ناشی از اشتباه محاسباتی و غفلت از عواملی چون "عزت نفس "، "روح متعالی" و "شجاعت" امام حسین علیه السلام بود.از این  رو یزید با انتخاب سیاست فشار به دنبال تحمیل اراده نحس و استکباری خویش برآمده و تصور می کرد می تواند مذاکره را ابزاری برای نیل به هدف پلیدش یعنی واداشتن آن حضرت به تسلیم و سازش قرار دهد،اما بر خلاف این انگاره ی یزیدی ، امام حسین علیه السلام که تربیت شده مکتب علوی و اسلام ناب محمدی (ص) بوده و زندگی را"عقیده و جهاد" می دانست ،نه تنها سازش را بر نمی تافت بلکه مرگ سرخ و شهادت را عین سعادت می دید.

چنین معنایی از زندگی بود که به حماسه بزرگ عاشورا انجامید و فریاد بلند "هیهات منا الذله"حضرت (ع) سید الشهدا (ع)نشان سازش ناپذیری در برابر ظلم و ستم برای همیشه تاریخ شد و لذا در نشانه شناسی قیام عاشورا نه تنها از مذاکره و سازش اثری نمانده بلکه معلوم می شود واقع گرایی یزید و تصور داشتن دست برتر در معادله قدرت نیز تصوری یکسویه و فریبنده بوده است.

حماسه بزرگ کربلا نشان داد که در نگاه حسینی سازش با ظلم بی معنا است و بجای پذیرش ذلت،قیام و لو به قیمت مرگ سرخ و شهادت ترجیح داده می شود. امروز هم عاشورا درس آموز تمامی آزادگان است و حسینیان زمان در ب��ابر فشار یزیدیان می ایستند و با فریاد بلند "هیهات منا الذله "زیر بار ذلت و سازش نمی روند.یزیدیان نیز فهمیده اند که با گسترش تفکر عاشورایی ،الزاما همان نتیجه ی جنگ ظالمانه در روز عاشورا تکرار نمی شود بلکه عاشورائیان در دنیای امروز می توانندمعادله را به نفع پیروزی جبهه حق و مظلومان تغییر دهند.همانگونه که در نبرد 33 روزه،22 روزه،8روزه و 51 روزه یزیدیان صهیونیست شکست خوردند و یزیدیان داعش نیز علیرغم تکرار تمامی شقاوت ها و بی رحمی های لشکریان یزید ،امروز روند افول و نابودی را طی می کنند.

ایکاش معنای هیهات مناالذله را سران کاخ سفید نیز فهم کرده و از شکست نمایندگانشان در جنگهای نیابتی پیشین علیه مقاومت و انقلاب اسلامی عبرت گرفته باشند. راستی چه بی راهه است تفسیر پیام رسا و کوبنده واقعه عظیم کربلا به مذاکره و سازش .بله ، جای بسی تعجب است اما هستند نا آگاهان و مغرضانی که این حماسه جاوید را چنین تفسیر می کنند.

رسول سنایی راد

نگارش در تاريخ یکشنبه 4 آبان1393 توسط پاسخگو

به دنبال اسید پاشی های اخیر در اصفهان، با چه دلیل و منطقی برخی این جریان را به مبارزه با بد حجابی و نهی از منکر مرتبط می کنند؟!

متأسفانه روزنامه‌ها و پایگاه‌‌های یک جریان خاص در داخل کشور چنین جهت‌گیری را در پیش گرفته و طوری به نگارش مطالب پرداختند که گویا عوامل و دست‌اندرکاران این جنایت همگی دستگیر شده و اعتراف کرده‌اند که هدف‌شان مبارزه با بدحجابی و نهی از منکر در جامعه بوده است!
آنچه اهمیت این موضوع را دو چندان می‌کند دو مسئله است:
۱ ـ این جنجال و فضاسازی علیه نیروهای ارزشی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در آستانه ماه محرم انجام می‌شود. قیام و حرکت حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) برای احیای امر به معروف و نهی از منکر بود. امام حسین(ع) با قیام خود، اسلام و حقیقت را زنده کرد و بشریت را از ضلالت و گمراهی نجات داد.
۲ ـ این هیاهو و جنجال رسانه‌ای علیه آمران به معروف و ناهیان از منکر و اصل امر به معروف و نهی از منکر با اتهامات واهی و بی‌اساس، دقیقاً زمانی صورت می‌پذیرد که پس از سال‌ها موضوع امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد!

در ادامه فقط نمونه‌هایی از این دست آورده می‌شود تا بدانیم چه کسانی و چگونه با سخنان و نوشته‌های خود، زمینه‌ها و بسترهای جنجال‌آفرینی را در این خصوص برای شبکه‌های ماهواره‌ای و جریان‌های ضدانقلابی فراهم کردند:
۱ـ- آیت‌الله موسوی بجنوردی، مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده امام خمینی در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار جماران می‌گوید: «در فقه امام، امر به معروف و نهی از منکر باید عاقلانه و از روی ادب باشد، به‌گونه‌ای که فرد بپذیرد و درک کند که عمل اشتباهی انجام داده است.» وی در بخش دیگری از اظهارات خود این گونه می‌گوید: «تفهیم معنای منکر به افراد باید با لطف، محبت، از روی ادب و به دنبال ایجاد آگاهی باشد، اما اگر کار ناپسندی انجام دهیم، برای مثال بدگویی کنیم و دشنام دهیم، کتک‌کاری کنیم یا احیاناً جنایتی مرتکب شویم، مثل «اسیدپاشی»، خود مصداق منکر است و نمی‌تواند به معنی نهی از منکر باشد.» موسوی بجنوردی در بخش دیگری از این مصاحبه می‌گوید: «اسلام می‌گوید وجادلهم بالتی هی احسن و این یعنی ما باید به بهترین نحو امر به معروف و نهی از منکر کنیم، به طوری که مؤثر واقع شود. با کارهایی که مصداق جنایت هستند نمی‌توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اسلام ضد جنایتی از قبیل اسیدپاشی است و افرادی که چنین کاری را انجام می‌دهند یا از اسلام آگاهی ندارند یا مغرض هستند و می‌خواهند اسلام را بدنام کنند.»
واقعاً سؤال این است که آقای موسوی بجنوردی از کجا می‌دانند که عاملان اسیدپاشی به نام امر به معروف و نهی از منکر این کار را کرده‌اند که این چنین سخن گفته و پنجه بر حقیقت زده‌اند؟!
۲ـ بررسی‌های روزنامه‌های وابسته به جبهه مدعی اصلاحات و طرفدار دولت طی روزهای اخیر و همچنین پایگاه‌های این جریان، در تحلیل و تبیین موضوع انگیزه‌های عاملان اسیدپاشی در اصفهان، از ادبیاتی شبیه آنچه موسوی بجنوردی به کار برده، استفاده کرده‌اند.
این نوع ادبیات، نشان می‌دهد به کار برندگان آن تا چه اندازه در راستای مطامع سیاسی، حاضرند ارزش‌ها را قربانی کنند و به چهره حقیقت پنجه اندازند. متهم‌سازی آمران به معروف و ناهیان از منکر به اسیدپاشی، در حالی صورت می‌پذیرد که هیچ یک از نیروهای انقلابی و مذهبی جامعه، عمل زشت و ضدانسانی اسیدپاشی را نه تنها تأیید نمی‌کنند، بلکه آن را جنایتی می‌دانند که باید عاملان آن را به شدیدترین وجه مجازات کرد تا عبرت دیگران شود.

یدالله جوانی

نگارش در تاريخ دوشنبه 21 مهر1393 توسط پاسخگو

دلیل مخالفت آمریکا و آل سعود با انقلاب دوم یمن چیست؟!

یمن با توجه به موقعیت استراتژیک آن همواره در کانون تحولات بوده است. بخش جنوبی یمن در شمال غربی و شمال شرقی «باب المندب» قرار گرفته و این تنگه بین دریای سرخ و اقیانوس هند واقع شده و نزدیکترین آب راه بین شرق و غرب می باشد. یمن با تسلط بر باب المندب قادر به کنترل دریای سرخ بوده و حتی می تواندآنجارا با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیکی «بریم» ببندد. یمن دارای جزایر زیادی با ویژگی های سوق الجیشی در دریای سرخ است که تعداد آنها به 380 جزیره می رسد و بیشتر آنها در جنوب دریای سرخ و در طول سواحل این کشور قرار دارند و از آنها می تواند در مقاصد نظامی و کنترل عبور و مرور کشتی ها استفاده نماید. موقعیت ژئوپولتیکی این کشور باعث شده تا این کشور همیشه در کانون توجه قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای قرار بگیرد.

قیام اخیر مردم یمن که به رهبری شیعیان الحوثی منجر به امضای توافقنامه صلح با دولت صنعا شد از سوی بسیاری از ناظران منطقه ای به انقلاب دوم یمن مشهور شده است. پیروزی شیعیان در این منطقه استراتژیک قطعا بدون واکنش نمی تواند باشد. در این میان دو کشور عربستان و آمریکا از پیروزی انقلابیون یمنی بیشترین احساس خطر را داشته اند.

به همین دلیل مقامات جنبش انصارالله، انفجار هفته گذشته صنعا را انتقام امریکا و عربستان از انقلابیون می دانند. چرا که تظاهرات انقلابیون باعث شد بن مبارک گزینه نخست وزیری مورد حمایت آن ها مجبور به استعفا شود. واکنش این دو کشور به چند دلیل بوده است:

اول اینکه در صورت پیروزی انقلابیون و تکمیل انقلاب دوم یمن این کشور از حالت دست نشاندگی خارج شده و عربستان و آمریکا مانند قبل قادر به دخالت در آن نخواهند بود. چرا که از سال 1962 که حکومت امامهای زیدی با کودتایی پایان یافت، تاکنون این کشور در سیاست داخلی و خارجی خود استقلال نداشته و همواره به عنوان دنباله رو سیاست های دیگران عمل می کرده است.

دومین دلیل مربوط به تهدیدات پیروزی انقلاب شیعیان یمن برای عربستان است. عربستان کشوری است که به دلیل وجود جمعیت بیش از 4 میلیونی شیعه که حتی برخی منابع این آمار را 7 میلیون نیز ذکر کرده اند، همواره از قدرت گرفتن شیعیان در منطقه احساس ترس کرده است. نمونه واضح این امر در بحرین بود که به دنبال قیام مردم این کشور، عربستان نیروهای سپر جزیره را وارد بحرین کرد تا جلوی پیروزی انقلاب شیعیان را بگیرد. در مورد یمن نیز وضع بدین منوال است. زمانی که الحوثی ها پرچم قیام اخیر را به دست گرفتند دیگر قبایل و گروه ها به دنبال آن ها در صنعا تحصن کردند و این امر نشان داد شیعیان از نفوذ قابل توجهی در یمن برخوردارند. از این رو عربستان سعی دارد که با دخالت در یمن مانع پیروزی انقلابیون شود.

دلیل سوم به وضعیت استراتژیک یمن برمی گردد. آمریکا در مورد تنگه ها و آبراه های مهم دنیا همواره حساسیت زیادی نشان داده است. به همین دلیل سعی دارد با دخالت در یمن مانع تسلط انقلابیون بر تنگه مهم باب المندب شوند. لذا دخالت اخیر آن ها در یمن از این جهت قابل تفسیر است.

در پایان می توان بر این امر تاکید کرد که تلاش های عربستان  و آمریکا برای انتخاب بن مبارک به عنوان نخست وزیر جدید نشان دهنده هراس این دو کشور از به قدرت رسیدن دولتی مستقل در یمن است. چرا که سیاست عربستان در دهه های اخیر این بوده که از یک دولت تضعیف شده در یمن حمایت کند. چرا که یمن در طول تاریخ همواره به عنوان قدرتی در برابر عربستانی ها بوده است. از سوی دیگر آمریکا نیز در راستای استراتژی ها بلند مدت خود سعی دارد حافظ وضع موجود باشد و با بازیگرانی که در صدد تغییر وضع موجود باشند برخورد کند. الحوثی ها نیز نشان داده اند که همانگونه که در زمان علی عبدالله صالح، دیکتاتور سابق یمن، شش بار با ارتش این کشور جنگیده اند همچنان به دنبال قطع نفوذ و مداخله خارجی ها در یمن هستند.

یوسف شفیعی

نگارش در تاريخ چهارشنبه 16 مهر1393 توسط پاسخگو

آیا طبق گفته علی مطهری ادامه حصر سران فتنه غیر قانونی می باشد؟

علی مطهری در ادامه حمایت از سران فتنه و تلاش برای رفع حصر آن‌ها، در نامه‌ای به رئیس‌جمهور دوباره رفع حصر سران فتنه را از وی خواستار شد و در پایان، رئیس‌جمهور را در صورت مسامحه در انجام این درخواست، به طرح پرسش در مجلس تهدید کرد. مطهری در این نامه برای مستند و قانونی نشان دادن درخواستش، به اصل‌هایی از قانون اساسی متوسل شده و حصر سران فتنه بدون حکم قضایی و اجازه نداشتن آن‌ها برای دفاع از خود را خلاف قانون اساسی دانسته است. در اینجا برای اجتناب از اطناب و ورود به بخش‌های مختلف ادعای وی که پاسخ‌های خود را دارد، به یک نکته که به‌نظر جامعیت لازم را دارد، بسنده می‌شود.
مطهری در بخشی از نامه خود آورده است: «... مسئله حصر خانگی آقایان حجت‌الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی، سه سال و هشت ماه است که برخلاف اصول متعدد قانون اساسی بدون حکم قضایی و اینکه آن‌ها اجازه دفاع از خود داشته باشند، ادامه دارد. ممکن است حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر حصر خانگی این دو که در شرایط اضطراری صادر شده، برای مدت موقت - مثلاً یک ماه - و تا زمان بازگشت شرایط عادی به جامعه، قابل پذیرش باشد؛ اما ادامه آن بدون حکم قضایی قطعاً وجاهت قانونی، شرعی و اخلاقی ندارد و خلاف فصل سوم قانون اساسی است.»
ظاهراً آقای مطهری حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی را پذیرفته؛ اما درباره زمان و شرایط، حرف دیگری دارد. با مراجعه به قانون اساسی که مبنای ادعای آقای مطهری است، معلوم می‌شود که اصل یکصدوهفتاد و ششم آن، مشخصاً مربوط به «شورای عالی امنیت ملی» است. در بخشی از این اصل آمده است: «به‌منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، «شورای عالی امنیت ملی» به ریاست رئیس‌جمهور با وظایف زیر تشکیل می‌گردد:
1- تعیین سیاست‌های دفاعی - امنیتی کشور در محدوده سیاست‌های کلی تعیین‌شده از طرف مقام رهبری.
2- هماهنگ نمودن فعالیت‌های سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلی دفاعی - امنیتی.
3- بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی.
اعضای شورا عبارتند از: رؤسای قوای سه‌گانه. رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری، وزرای امور خارجه، کشور، اطلاعات، حسب مورد وزیر مربوط و عالی‌ترین مقام ارتش و سپاه...»
اصل فوق، ماهیت امنیتی بودن این شورا و ابعاد آن را کاملاً مشخص کرده است. معنای اصلی و کلان آن، این است که هر موضوعی به این شورا احاله شود، دارای بعد امنیتی است و دیگر اینکه موضوعات مهم امنیتی خاص باید به این شورا ارجاع داده شود. از آنجایی که سران قوا و از جمله رئیس قوه قضائیه در این شورا حضور دارند، مسائل قضایی که ابعاد امنیتی پیدا می‌کنند، از نظر قانونی که از فحوای این اصل استنباط می‌شود، تابع نظر این شورا است و دیگر زمان و شرایط در آن دخیل نیست مگر به تشخیص شورا. زمانی که شورا تشخیص داد به هر دلیلی جنبه امنیتی موضوع منتفی شده و آن را از حیطه وظایف خود خارج ساخت، موضوع در محل مربوط به خودش رسیدگی می‌شود. بنابراین تا زمانی که نظر شورای عالی امنیت ملی بر حصر سران فتنه است، این حصر کاملاً قانونی است و هیچ مغایرتی با سایر اصول قانون اساسی ندارد.

نگارش در تاريخ دوشنبه 7 مهر1393 توسط پاسخگو

آمریکا در گذشته حامی اصلی گروهک داعش محسوب می شد ، با توجه به  فراخوان اخیر آمریکا برای مبارزه با آن در حال حاضر این گروهک با چه پشتیبانی به فعالیتها و جنایات خود ادامه میدهد؟!

سردار جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح پاسخ گفت:

براساس اطلاعات، اخبار و مجموعه تحلیل‌هایی که ما در اختیار داریم ایجاد کننده، مدیریت و لجستیک داعش و تروریست‌های منطقه توسط سرویس‌های بیگانه و در رأس آن آمریکایی‌ها بوده است.

این همکاری‌ها هنوز هم ادامه دارد و اینکه آمریکایی‌ها به بهانه مبارزه با داعش می‌خواهند با این گروه تروریستی مقابله ‌کنند، فریب افکارعمومی است و آمریکا با اقدامات گذشته خود نتوانست در منطقه آنطور که باید و شاید پایه‌های خود را محکم کند. - به نظر می‌آید آمریکا تغییر تاکتیک داده و به این وسیله تلاش می‌کند تا مجدداً نوعی حضور جدید را در منطقه برای خودش رقم بزند.

نگارش در تاريخ شنبه 29 شهریور1393 توسط پاسخگو
با توجه به جنایات بی حد داعش در مقابل اسرا و گروگان ها، علت آزادی گروگانهای ترکیه ای چیست؟!!


نیروهای داعش این افراد را سه ماه پیش، در ماه ژوئن، پس از حمله به کنسولگری ترکیه در شهر موصل عراق گروگان گرفتند. در ماه ژوئیه نیز ۳۲ راننده کامیون اهل ترکیه که در یک حمله جداگانه توسط داعش گروگان گرفته شده بودند، بعد از سه هفته آزاد شدند.

این در حالی است که گروه داعش در عمل نشان داده تا چه حد قساوت و سنگدلی در قبال گروگان ها و اسرا دارد و تلاش دارد با اعمالی چون سر بریدن و فیلم برداری از این صحنه ها، کافران را به زعم خود مجازات و مرعوب سازند تا زمینه پیشروی خود را فراهم و سرزمین های بیشتری را تصرف کنند.

موضوع عجیب دیگر در ماجرای آزادی اتباع ترکیه این است که رئیس جمهور تركیه در بیانیه خود به دلیل آزادی گروگان ها، نامی از گروه تروریستی داعش به میان نیاورده است.

به گزارش العالم، بیانیه نهاد ریاست جمهوری تركیه حاوی چند نكته است. نخست اینكه آزادی ربوده شدگان براساس یك عملیات اطلاعاتی قوی صورت گرفت و در آن ...


ادامه مطلب...

نسبت رویکرد نوعثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه با حمایت این کشور از گروه های تروریستی چگونه است؟

به فرض اینکه بین حمایت ترکیه از گروه های تروریستی با رویکرد نوعثمانی گری حاکم بر سیاست خارجی این کشور نسبت مستقیمی وجود دارد و چون حمایت ترکیه از این گروه ها در طی بحران در دو کشور سوریه و عراق بخوبی تجلی یافته است، برای این منظور لازم است که سیاست خارجی ترکیه در قبال دو کشور سوریه و عراق تشریح شود. در توضیح باید گفت با توجه به اینکه پس از جنگ جهانی دوم، برای سیاست خارجی ترکیه، خاورمیانه در درجه دوم اهمیت بوده است، رویکرد ترکیه در قبال بحران سوریه و عراق را بایستی در چارچوب نوعثمانی گرایی حاکم بر سیاست خارجی این کشور مورد بررسی قرار داد. احمد داود اوغلو، استاد روابط بین الملل و معمار و طراح این سیاست، بر آن است که سیاست خارجی ترکیه نامتعادل بوده و تأکید بیش از حد به روابط ...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه 6 شهریور1393 توسط پاسخگو
با توجه به شرایط نابرابر غزه در مقابل رژیم صهیونیستی راجع به علت پیروزی آن توضیح دهید!

از صدر اسلام تا کنون، جبهه مقاومت اسلامی همواره با دو چالش اصلی مواجه بوده و هست: «چالش بیرونی» که همان صف آرایی نظام سلطه و استکبار است، و «چالش درونی» که همین آیه یأس خوانی سست عنصران داخلی است. نکته مهمی که سست عنصران جبهه داخلی غالباً از آن غفلت می کنند، «قدرت مطلق پنداری» جبهه دشمن است. این مسأله موجب می شود که اینها مقاومت را بی فایده تلقی کرده و راه حل مشکلات را در مذاکره و سازش با نظام سلطه و استکبار جستجو کنند.

در قرآن هم از گروهی سخن به میان آمده است که با قیافه حق به جانب، مجاهدان و شهدا را سرزنش می کنند که اگر به توصیه ما مبنی بر کنار آمدن با دشمن و دست برداشتن از مقاومت توجه می کردند کُشته نمی شدند! (آل عمران/165) اینها با اینکه ژست «عقلانیت» و «واقع گرایی» می گیرند، متأسفانه از دیدن قدرت مقاومت و حقیقتی که قرآن کریم به ما یادآوری می کند عاجزند؛ غالباً به ابزارهای مادی بیش از وعده های صادق الهی ایمان دارند؛ اکثراً معادلات ظاهری را مؤثرتر از قواعد الهیِ حاکم بر خلقت می دانند؛ و معمولاً از فکر مقاومت هم بر خود می لرزند، گرچه با هیاهوی تبلیغاتی، مخالفان خود را بزدل می نامند و سرزنش می کنند!

پیروزی مقاومت اسلامی در غزه، بار دیگر ثابت کرد که مقاومت، تنها راه به زانو در آوردن جبهه استکبار است. این درس بزرگی برای امت اسلامی و ملت ایران و بخصوص کسانی است که از خوف استکبار، هنوز قدرت مقاومت را نمی‎شناسند، و سودای سازش با شیطان و خیال خام بازی برد-برد را در سر می پرورانند. رهبر انقلاب اسلامی در خطبه های نماز عید فطر اخیر، به درس بزرگ مقاومت ملت فلسطین اشاره کرده و فرمودند:

«مردمى محصور از همه طرف، در یک نقطه کوچک و محدود: دریا به رویشان بسته، خشکى به رویشان بسته، مرزها تماماً به روى آنها بسته؛ این مردم در مقابل یک دشمن مسلحِ خبیثِ بى رحمى مثل رژیم صهیونیست و رؤساى پلید و خبیث و نجس آن رژیم قرار گرفته اند و آنها هم بدون هیچ ملاحظه اى شب و روز دارند می کوبند؛ اما این مردم ایستاده اند، مقاومت می کنند؛ این درس است. این نشان می دهد که "قدرت مقاومت" انسان، از آنچه ما در ذهن خودمان تصور می کنیم، بمراتب فراتر است. قدرت خودمان را بشناسیم. »

پس بدانیم: نه دشمن آنقدرها که نشان می دهد قوی است و نه ما آنقدرها که بعضی گمان می کنند ضعیفیم. اگر بایستیم حتماً پیروزیم. «وَ لَيَنْصُرَنَ‏ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيز». (الحج/40) قوی مطلق و قدرت مطلق خداست، و مقاومت هم قدرت و قوّت خود را از اتصال به منبع لایزال قدرت الهی اخذ می کند، و شیطان و اولیاء او قدرتی ندارند جز القای ترس و شک و یأس در قلوب مجاهدان و رزمندگان. پس با دوستان شیطان بجنگید، و بدانید که نیرنگ شیطان ضعیف است. «فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً». (النساء/76)

برگرفته از مقاله سید کمیل باقرزاده

نگارش در تاريخ چهارشنبه 22 مرداد1393 توسط پاسخگو

اهداف منطقه ای اسرائیل از حمله به غزه چیست؟

عمده ترین دلیل منطقه ای بحران غزه، احیاء ارتش و تفوق نیروهای دولتی علیه تندروهای جبهه النصره در سوریه است. برحسب برآوردهای میدانی، ارتش سوریه در منطقه القلمون، حماء، ریف ادلب و دمشق، پیروزهای عمده ای به دست آورده و با پیشروی ارتش، شکاف عمده ای در اردوگاه مخالفان اسد به وجود آمد(خبرگزاری فارس، ۶/۵/۹۳)
با سوگند ریاست جمموری مجدد بشار اسد، این فرضیه تثبیت شد که تفوق مجدد محور مقاومت، یکی از دلائل جنگ جدید غزه است. نکته مهمتر اینکه ایران به عنوان اصلی ترین حامی جبهه مقاومت با اعلام حمایت از حماس و راهبردهای این جنبش، مقدمات تفوق و همسویی مقاومت با ایران را فراهم نمود.
تاکیدات رهبران نظامی و سیاسی حماس از جمله محمد الضیف رئیس گردان های عزالدین قسام بر پایداری مقاومت و حمایت خالد المشعل از کمک های مادی و معنوی ایران، بیانگر این بود که محور مقاومت برخلاق تصور عمومی، در نبردهای میدانی آرایش جدیدی پیدا کرده است. این آرایش جدید، یکی از دلائل اسرائیل از جنگ جدید غزه است.
رهبران محور مقاومت به خوبی می دانند که با ثبات سیاسی در سوریه و ورود مجدد حماس به سوریه، نبرد اسرائیل و جبهه مقاومت حتمی است. تاکیدات بشار الاسد بر انتقام از اسرائیل با اعلام اینکه سوریه و محور مقاومت جبهه جولان را علیه رژیم غاصب آغاز خواهد نمود، به این معناست که هدف اسرائیل از جنگ جدید در واقع نوعی پیشدستی علیه تفوق محور مقاومت در منطقه است.
در این راستا حماس با توجه به جایگاه ویژه ای که دارد، نقش مهمی در راهبردهای امنیتی رژیم صهیونیستی دارد و حذف حماس یکی از اهداف بلندمدت منطقه ای این رژیم در جنگ غزه است.

نگارش در تاريخ یکشنبه 29 تیر1393 توسط پاسخگو
لطفا در باره اتفاقات نظامی  اخیری  که در غزه و حملات اسرائیل و  دفاع فلسطینیان رخ داده است تحلیل کنید

در حمله اخیر رژیم صهیونیستی به غزه چند نکته مهم وجود دارند که توجه به آنها، تحلیل تحولات نظامی- امنیتی غزه را آسان‌تر می‌گرداند:
1- ارتش رژیم صهیونیستی تجربه جنگ در غزه را دارد. جدای از آنکه این رژیم به دلیل آنکه 38 سال - در فاصله سالهای 1346 تا 1384 - این منطقه را در اشغال خود داشته است، یک‌بار در دی‌ماه 1387 در جنگی 22 روزه و بار دیگر در آبان 1391 و در جنگی 8 روزه بخت خود را در مواجهه با مقاومت غزه آزموده است. در هر نوبت اسرائیلی‌ها دلیل حمله به مردم مظلوم غزه را رفع تهدید علیه شهروندان اسرائیلی اعلام کرده‌اند و دست آخر هم ضمن پناه بردن به قطعنامه شورای امنیت کار را نیمه تمام رها کرده و حتی پس از چندی اعلام کرده‌اند که مقاومت فلسطینی از قبل قوی‌تر شده است! در واقع برای ارزیابی شکست رژیم صهیونیستی کافی است که به ورود سه باره صهیونیست‌ها به یک پرونده، استناد کنیم حمله سوم اسرائیل مانند حمله دوم، اعتراف به ناتوانی در حل پرونده غزه است.

2- اسرائیل در هر سه نوبت از «حمله زمینی» به عنوان یک تهدید قاطع سخن گفته و در دو نوبت قبل عملا نتوانسته نیروی زمینی خود را به طور جدی وارد غزه کند. اسرائیلی‌ها در جریان جنگ 22 روزه


برچسب‌ها: فلسطین, غزه, رژیم صهیونیستی
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه 16 تیر1393 توسط پاسخگو
چرا مذاکرات هسته ای وین 6 مهم است؟

پرونده صلح آمیز هسته ای ایران، طی بیش از یک دهه اخیر فراز و نشیب های فراوانی داشته و همواره یکی از بهانه های عمده غرب برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی بوده است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در طول این مدت به انحاء مختلف نشان داده است که برخلاف تصورات و تبلیغات واهیانه غرب، چه به لحاظ اعتقادی و چه به لحاظ منطقی، تنها بدنبال برخورداری از یک برنامه هسته ای کاملاً صلح آمیز که بهره مندی از آن حق هر ملتی هست، بوده است.  

درست از روز سوم آذر 1392 و پس از آن که وزرای خارجه ائتلاف 1+5 و جمهوری اسلامی ایران در ژنو سوئیس توافق کردند که در شش ماه آینده برای دستیابی به توافق نهایی و جامع در راستای برنامه و اقدام مشترک، نشست‌های دیگری را در پایتخت اتریش (مقر اروپایی سازمان ملل) برگزار کنند، تاکنون پنج دور مذاکرات در وین برگزار شده است که هم اینک نیز دور جدید مذاکرات که از آن با عنوان مذاکرات وین 6 یاد می شود در حال برگزاری است. شایان ذکر است در ژنو تأکید شده است که اگر تا 29 تیر (20 جولای 2014) توافق نهایی انجام نشود این مهلت شش ماه دیگر تمدید خواهد شد.

بی شک مذاکرات کنونی وین را باید مذاکراتی مهم و حائز اهمیت تلقی کرد. اما در پاسخ به این سؤال که چرا وین 6 مهم است، بایستی تأکید کرد که این دور از مذاکرات هسته ای، در حقیقت آخرین آزمون برای غرب بویژه آمریکایی هاست تا برای یک بار هم که شده از کینه ورزی و بهانه تراشی که دیگر نخ نما شده است دست بردارند و در مقابل، حسن نیت خود را در برابر اقدامات اعتمادساز جمهوری اسلامی ایران به اثبات رسانیده و در یک کلام برای ملت ایران اعتماد آفرینی کنند.

غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا به خوبی می داند که جمهوری اسلامی ایران چیزی برای پنهان کردن و مخفی نگه داشتن ندارد و تمامی برنامه ها و فعالیت های هسته ای اش نیز منحصراً صلح آمیز و برای پاسخ به نیاز غیرنظامی کشور در زمینه های گوناگون بهداشت و درمان، انرژی، کشاورزی و سایر حوزه های مشابه است و دیگر دلیلی ندارد که در این حوزه برای ایران تنش آفرینی نمود. لذا این مسأله بر اهمیت وین 6 افزوده است و آن را مهم ساخته است زیرا،  افکار عمومی جهان در آستانه این دور از مذاکرات، بار دیگر چشم به وین دوخته اند تا راستی آزمایی کشورهای غربی را در وعده ها و حرف و حدیث های خویش بیازمایند؛ هر چند که مثلث منافقین، صهیونیست ها و رژیم های سر تا پا مرتجع عربی کما فی السابق سعی در سم پاشی تبلیغاتی در برابر این نشست دارند، اما باید به غرب گوشزد نمود که دیگر مدت زمان زیادی برای پایان زمستان توهم فعالیت های اتمی ایران نمانده و شاید اگر طرف غربی تا روز 29 تیر نمره قبولی نگیرد، روسیاهی برای آنان تا ابد باقی خواهد ماند.

غربی ها نیک می دانند که سیاست یک بام و دو هوا و یا هویچ و چماق و امثالهم شاید زمانی در مورد افرادی همچون قذافی و صدام حسین جواب می داد، اما در مقابل ایران اسلامی قدرتمند که حرف نخست را در منطقه می زند، اثرگذار نبوده و به مثابه کلیشه ای نخ نما شده است. وین 6 آخرین فرصت برای غرب است تا دست از زیاده خواهی ها و طمع ورزی ها و بهانه تراشی های خود بردارند. جمهوری اسلامی ایران با سعه صدر فراوان تاکنون به دقت به مسائل و نگرانی های بی مورد اتحادیه اروپا و آمریکا گوش کرده و تا آنجا که امکان داشته حتی فراتر از پادمان های بین المللی، انعطاف نشان داده و برای تدوین طرح برنامه ای که همه استانداردهای یک برنامه صلح آمیز غیرنظامی را دارا باشد، با ائتلاف 1+5 همکاری کرده است. لذا جمهوری اسلامی ایران با اقدامات متعدد اعتمادساز و ارائه طرح مورد توافق اکثریت، حسن نیت خود را به کرات نشان داده و اینک نوبت غربی هاست تا در وین 6 به انتظارات ملت ایران درباره انجام اقدامات متقابل و نه متضاد، جامع عمل بپوشانند.

غربی ها نیک می دانند که جمهوری اسلامی ایران زمانی که فرصت داشت، در پی ساخت بمب اتمی نبود. به این معنا که در فاصله سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ میلادی زمانی که روابط ایران با غرب و همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی در سطح پائینی قرار  داشت ، زمان کافی وجود داشت، محدودیت های بین المللی کمتر بود و نظارت نسبتا سبک تری صورت می گرفت، سانتریفیوژ کافی برای رفتن به سمت ساخت بمب اتم وجود داشت اما ایران مبتنی بر آموزه دینی و فتوای رهبر انقلاب که سلاح هسته ای و تولید و کاربرد آن "حرام" است، به آن سو نرفت چنانکه حتی گزارش های ارزیابی اطلاعات ملی آمریکا در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲ نیز اذعان کردند که ایران حتی گامی در این مسیر بر نداشته است.  

لذا اینجاست که باید گفت دیگر بهانه ای برای غرب باقی نمانده است؛ وین 6 فرصت طلایی و آخرین فرصت برای غرب جهت دستیابی به یک توافق جامع و کامل با ایران است. غربی ها باید توجه کنند که توهم و محاسبات نادرست و زیاده خواهی و مطالبات غیرواقع بینانه و دروغ و اکاذیب در مورد برنامه هسته ای صلح آمیز ایران می تواند به از دست رفتن این فرصت منجر شود. کوتاه آنکه وین 6 آزمون آخر جهت راستی آزمایی و اعتمادآفرینی غرب در مقابل ایران است و اگر در آن مردود شوند، دیگر این آزمون برای غرب تکرار نخواهد شد.


برچسب‌ها: مذاکرات هسته ای, وین 6, ایران, امریکا, ژنو
نگارش در تاريخ دوشنبه 16 تیر1393 توسط پاسخگو
اخبار کوتاه

*بر اساس اخبار دریافتی شورای شهر تهران قصد دارد ملک «نورالدین زرین‌کلک» که از کشور مهاجرت کرده است را خریداری کند و به موزه تبدیل کند. این درحالی است که  زرین‌کلک در سال 1386 به‌دلیل هتک حرمت یکی از دانشجویان دختر محجبه در سر کلاس، از دانشگاه اخراج شد، وی در واکنش به این اخراج مدعی شد که «افتخار می‌کنم استاد اخراجی دانشگاه جمهوری اسلامی هستم.» ! گفتنی است پیش از این نیز آثار این فرد اخراجی طی مراسمی ویژه به موزه‌ سینما اهدا شده است!

*  «محمد ابراهیم» رئیس کمیته امنیتی شورای استان نینوا، در گفت‌وگویی اعلام کرده است که اطلاعات به دست آمده تأیید می‌کند که ابوبکر بغدادی، سرکرده گروه تروریستی داعش، در شهر موصل (مرکز نینوا) نیست. وی همچنین با اشاره به ویدئویی منشتر شده از سوی این گروهک تکفیری - بعثی  تصریح کرد: کسی که در ویدئوی منتشر شده از سوی حامیان داعش نماز جمعه موصل را برگزار کرد، «ابوبکر خاتونی» والی داعش در موصل بود و نه «ابوبکر بغدادی». گفتنی است حامیان گروه تروریستی داعش، شنبه گذشته با انتشار فیلمی از نماز جمعه داعش در موصل، ادعا کردند که سخنران و خطیب این نماز جمعه «ابوبکر بغدادی» بوده است.

* پایگاه خبری بلومبرگ به نقل از منابعی در شورای امنیت مدعی شد دولت ایران در حال بررسی معرفی «محمد نهاوندیان» به‌عنوان نماینده جدید خود در سازمان ملل است. براساس ادعای این پایگاه خبری، دو دیپلمات عضو شورای امنیت سازمان ملل این خبر را به بلومبرگ اعلام کرده‌اند، اما به دلیل مجاز نبودن به اظهارنظر در این رابطه، خواسته‌اند که نامشان فاش نشود. دولت آمریکا پیش‌تر در ماه آوریل، از اعطای روادید به «حمید ابوطالبی» که برای نمایندگی ایران در سازمان ملل نامزد شده بود، خودداری کرد. واشنگتن نقش‌آفرینی ابوطالبی در تسخیر سفارت وقت آمریکا در سال 1385 را بهانه این اقدام غیرقانونی خود، مطرح کرد!

* انتشار عکسی از ابوبکر البغدادی سرکرده گروه تروریستی داعش با ساعتی بسیار گرانقیمت در دستش، توجه بسیاری از کاربران اینترنت را به خود جلب کرده است و بسیاری از کاربران، نظرات متفاوتی درباره این ساعت در شبکه‌های اجتماعی «توئیتر» و «فیس‌بوک» نوشته‌اند؛ اما نکته مشترک و قابل توجه در این نظرات این است که کاربران با نوعی تمسخر نوشته‌اند: خلیفه ما (رضی‌الله عنه)! ساعت سوئیسی به دست می‌بندد؛ اما سؤال اینجا است که این ساعت از چه مارکی است و خلیفه آن را از کجا آورده است؟! روزنامه ساندی تلگراف هم در این زمینه نوشت: ساعت ابوبکر البغدادی از نوع ساعت‌های لوکس «رولکس» ، «سکوندا» یا «اومگا»  است و به هر حال، قیمت آن بیش از شش هزار دلار است!

*در اقدامی عجیب و البته قابل پیش‌بینی، برخی هواداران گروه تروریستی داعش در حمایت از این گروه تروریستی خطرناک در یکی از شهرهای هلند تجمع کردند! این در حالی است که کارشناسان سیاسی جهان از مدت‌ها پیش درباره بازگشت این تروریست‌ها به کشورهای غربی و حامیان آن‌ها هشدار داده بودند. 

 گفته شده با تسلط داعش بر استان نینوای عراق، آن دسته از افرادی که به بهانه رهایی از صف‌های بنزین و گاز با تروریست‌ها همکاری کرده‌اند، این روزها گرفتار صف جدیدی به نام صف توبه شده‌اند! مردم این منطقه باید ساعت‌ها در این صفوف که داعشی‌ها ایجاد کردند، منتظر بمانند تا بتوانند توبه کنند!

* بی‌بی‌سی خبر داد: «اولین ویدئوی «ابوبکر البغدادی»، رهبر داعش منتشر شده و او در این ویدئو مدعی تشکیل «خلافت اسلامی» و برگزیده شدنش به‌عنوان «خلیفه مسلمانان» شده است. این ویدئوی بیست دقیقه‌ای در یکی از پایگاه‌های خبری وابسته به داعش منتشر و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است. ویدئوی منتشرشده با چند دوربین و به صورت حرفه‌ای فیلمبرداری شده و به نظر می‌آید مربوط به نماز جمعه موصل باشد.»

* مدت‌هاست که بازی‌هایی در کشور با نام بازی‌های دخترانه ارائه می‌شود که دقیقاً باتوجه به علایق جنس مونث طراحی شده‌اند و محتوای آن‌ها نیز کاملاً همسو با همان فرهنگ و سبک زندگی غربی است! در این بازی‌ها، آرایش و مدل مو، مد و لباس، چگونگی جذب جنس مخالف! و... آموزش داده می‌شود، تا در سایه این بازی‌ها، نسل بانوان آینده‌مان با سبک منحرف غربی رشد و نمو کند و در کنار ده‌ها شبکه ماهواره‌ای مبتذل - که متأسفانه برخی خانواده‌ها بدون توجه به زیان‌های آن به آن رو آورده‌اند - بنیان خانه و خانواده و ارزش‌ها و هنجارها  در جامعه سست شود.

* در حالی که براساس گفته محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، قرار است دادگاه رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی در مردادماه برگزار شود، به‌تازگی برخی رسانه‌ها خبر  سفر فرزند هاشمی رفسنجانی به کشور کانادا به بهانه حضور در یک دادگاه را مطرح کرده‌اند. گفتنی است مهدی هاشمی بعد از فتنه 88 نیز چند سالی را در لندن به سر می‌برد و در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم به کشور بازگشت.

* والی منطقه «مکیشیفه» در تکریت و از سرکرده‌های گروهک داعش، پس از بازداشت به وسیله ارتش عراق اعلام کرد که در صورت تسلط داعش بر بغداد، اولین جایی که تخریب می‌شود، مرقد امام موسی‌ کاظم(ع) خواهد بود. این تروریست افزود: داعش قصد برپایی دولت خلافت با پایتختی بغداد را دارد و تمام معابد شرک و بت‌پرستی – به تعبیر وی- نابود خواهند شد. وی سپس اولین این معابد را کاظمیه و قبر مطهر امام موسی کاظم (ع) اعلام کرد. والی منطقه «مکیشیفه» در ادامه ادعاهای خود، شیعه و اهل سنت را کافر اعلام کرد و گفت: تنها کسانی که توبه کنند و ایمان بیاورند و با «ابوبکر بغدادی» رهبر داعش بیعت کنند، از دایره کفر بیرون خواهند آمد.

* پایگاه خبری العهد که یوسف قرضاوی ریاست آن را بر عهده دارد، در بیانیه‌ای که امضای وی نیز در آن است، با بیان اینکه اقدام داعش در اعلام خلافت از نظر شرعی باطل است، اعلام کرد که این اقدام «در خدمت طرح اسلامی نیست.» در این بیانیه آمده است: این اقدام داعش پیامدهای خطیری برای اهل تسنن عراق و سوریه بر جای می‌گذارد. این در حالی است که اتحادیه جهانی علمای مسلمین، پیش‌تر، از ناآرامی‌ها در عراق حمایت کرده و رخدادها در عراق را «انقلاب» خوانده بود. 


برچسب‌ها: شورای شهر تهران, داعش
نگارش در تاريخ شنبه 7 تیر1393 توسط پاسخگو
آیا داعش با امریکاست؟ اصولا امریکا در مقابل گروه داعش  چه موضعی دارد ؟

درباره مواضع آمریکایی‌ها در قبال گروه تروریستی داعش و بحران عراق، ذکر چند نکته حائز اهمیت است:

اول اینکه هر چند بنا بر شواهد و اسناد متقن، داعش و دیگر گروه‌های تروریستی منطقه، دست‌پرورده آمریکا هستند؛ اما جنایات گسترده و ددمنشانه آنان و از سویی، رفتارهای پیش‌بینی نشده و مهار نشدنی آن‌ها سبب شده که آمریکایی‌ها نیز این روزها از آنان وحشت داشته باشند؛ از این رو بی‌میل نیستند که این تروریست‌ها نیز سر به نیست شوند؛ اما در نگاه آنان، این کار باید در راستای ‌منافع آمریکا و البته با تضعیف جبهه مقاومت صورت گیرد. یعنی انرژی و توان این جبهه در رویارویی و مقابله با این تروریست‌ها تضعیف شود به‌گونه‌ای که دیگر خطری برای منافع غرب و رژیم صهیونیستی نداشته باشند!

نکته دوم اینکه پیروزی حزب مالکی در انتخابات عراق، برای آمریکا و برخی دول مرتجع منطقه،‌ بسیار گران تمام شد؛ از این رو آمریکایی‌ها می‌خواهند از اهرم داعش برای عقب‌نشینی دولت مالکی و پذیرش خواسته‌های غیرقانونی خود، استفاده ابزاری کنند. به همین دلیل، حتی کمک نظامی به عراق  و حمله به داعش را نیز به کناره‌گیری مالکی از قدرت منوط می‌کنند. در سفر اخیر هم، جان‌کری در اربیل، مرکز اقلیم کردستان، به‌صراحت اعلام کرد که آمریکا قصدی برای جلوگیری از پیشروی داعش ندارد.

نکته سوم هم اینکه علت تأکید این روزهای آمریکایی‌ها بر تشکیل دولت وحدت ملی‌ در عراق، به معنای درست و منطقی آن نیست، بلکه از نگاه آمریکایی‌ها، دولت وحدت‌ ملی یعنی؛ حضور حتی گروه‌های تروریستی‌ای چون داعش، بعثی‌ها و برخی تندروهای قومی و مذهبی و... در آن.

نکته آخر اینکه هر چند برخی جریانات شیعه و بزرگان آن در داخل عراق نیز گاه با دولت مالکی مخالفت‌هایی دارند؛ اما در حال حاضر، وضعیت عراق ایجاب می‌کند که این گروه‌ها و دیگر مردم و جریانات سیاسی و مذهبی عراق، پشت سر دولت مالکی برای مقابله با تروریست‌های داعش بایستند و نگذارند آمریکایی‌ها از انتقاد برخی از آن‌ها علیه مالکی به نفع منافع خود و رژیم صهیونیستی استفاده ابزاری کنند. به نظر می‌رسد سفر کری به عراق، هیچ مشکلی از بحران عراق را کم نخواهد کرد و فقط، همکاری و اتحاد و همبستگی مردم و دولت عراق می‌تواند این کشور را از این بحران به سلامت عبور دهد که البته ظواهر امر نیز دلالت بر همین موضوع دارد.


برچسب‌ها: عراق, سوریه, داعش, تروریست, عربستان و کشورهای عربی
نگارش در تاريخ چهارشنبه 14 خرداد1393 توسط پاسخگو
 

 علی‌اکبر ناطق‌نوری، در دیدار با طلاب و فضلای حوزه علمیه خوزستان، سخنان قابل تأملی بیان کرد. وی با بیان اینکه وضعیت فرهنگی مردم نسبت به دوران آغازین انقلاب در زمینه مسائل اعتقادی و دینی ضعیف‌تر شده، گفت: «در دوران شاهنشاهی، اگر جوانی خواهان مبارزه با حکومت بود، علم اسلام را بلند کرده و ظاهر خود را بر اساس مبانی دینی تغییر می‌داد، به طوری که پسران پیراهن‌های یقه آخوندی و ته‌ریش گذاشته و دختران نیز با حجاب کامل و چادر در مکان‌های عمومی همچون دانشگاه حاضر می‌شدند.»

  ناطق نوری، در ادامه بیان داشت: هم‌اکنون نیز اگر جوانی بخواهد بر خلاف حکومت عمل کند و یا به نوعی اعتراضی نسبت به دولت و حکومت داشته باشد، اعتراض خود را با تغییر ظاهر و بدحجابی نشان می‌دهد!

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، مقابله مستقیم با معضلات اجتماعی همچون بدحجابی را اقدامی غلط و نادرست عنوان کرد و گفت: «اینکه نیروی انتظامی یا منکرات به‌طور مستقیم وارد کار شده و با قلع و قمع دختران و پسران(!) آن‌ها را برای ارشاد، تنبیه و یا مجازات به مرکز مبارزه با مفاسد اخلاقی ببرد، به طور کامل اشتباه بوده و در برخی اوقات نتیجه عکس و نامطلوبی نیز داشته است.»

تحلیل‌: درباره این سخنان آقای ناطق‌نوری چند نکته قابل تأمل وجود دارد: اول اینکه ایشان هر کس را که ظاهری ناهنجار داشته باشد، مخالف نظام و دولت می‌داند در حالی که واقعاً چنین نیست و نباید همه این‌ها را با یک چوب راند. مگر ایشان در راهپیمایی‌های میلیونی مردم تهران در 22 بهمن و روز قدس و... جوانان بسیاری با چنین ظاهری ندیده‌ است؟! دوم اینکه، وی برای تشریح برخورد و تذکر نیروی انتظامی به افرادی که دارای پوشش و یا رفتار ناهنجار هستند، از عبارت کاملاً نابجای «قلع‌وقمع دختران و پسران» استفاده کرده که به دور از واقعیت و فراتر از هر گونه اغراقی و صرفاً برای بزرگنمایی است.

و نکته آخر اینکه، وی در همین سخنرانی می‌گوید نباید با اقدامات خود کاری کرد که به آمریکا بهانه بدهیم. حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اظهارات خود وی نمی‌تواند بهانه‌ای به آمریکا و غرب بدهد که آن‌ها مدعی شدند در ایران، دختران و پسران توسط پلیس قلع‌وقمع می‌شوند و...؟!