تحليل و پرسش و پاسخ سياسي
پاسخ سوالات سیاسی خود را در این صفحه وب ببینید
نگارش در تاريخ دوشنبه 29 دی1393 توسط پاسخگو
چرا جریان اصلاحات که به زبان ادعای بیزاری از رفتار و سلوک احمدی نژاد دارد هراز گاهی ایشان را سوژه ی اصلی رسانه های خود می کند؟!

جريان اصلاح طلب مدعي بيزاري شديد از محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور سابق است. اما اندکي تامل در شواهد موجود و نوع رفتار و سلوک سياسي اين جريان، نه تنها اين مدعا را رد مي‌کند بلکه حاکي از علاقه و شيفتگي اصلاح طلبان به احمدي نژاد است. مرور و رصد رسانه هاي زنجيره اي و وابسته به جريان اصلاح طلب به روشني گوياي اين شيفتگي است. اين رسانه ها از هيچ بهانه اي براي طرح درشت – نه درست- نام احمدي نژاد غفلت نمي‌کنند. اگر چه سعي دارند اين مطرح کردن را هميشه در پوسته اي ظاهري از نگاه انتقادي به مخاطب عرضه کنند اما خود نيز به خوبي مي‌دانند که در دنياي سياست گمنامي حتي از بدنامي نيز بدتر است و از اين رو بي هيچ مناسبت و زمينه‌اي هر از گاهي احمدي نژاد را به سوژه اصلي رسانه هاي خود بدل کرده و به سراغ نزديکان وي مي‌روند. اما دليل اين شيفتگي چيست؟

1- اصلاح طلبان سعي دارند احمدي نژاد را تجسمي از اصولگرايي و جريان اصولگرايي را در وي خلاصه و معرفي کنند. در چنين وضعيتي هجمه به اصولگرايان و رقابت با آنها کار سختي نيست. احمدي نژاد سابقه دو دوره رياست جمهوري را در کارنامه خود داشته و طبيعتاً در اين ديکته 8 ساله مي‌توان غلط‌هاي قابل توجهي براي مانور دادن و تخريب کردن يافت.

2- اصلاح طلبان به احمدي نژاد به عنوان يک سپر سياسي نگاه مي کنند. اين جريان مي‌کوشد با سياه نمايي و بزرگنمايي برخي ضعف‌هاي احمدي نژاد، خيانت‌هاي خود را در ماجراي فتنه 88 توجيه کرده و به دست فراموشي بسپارد. اصلاح‌طلبان با دادن آدرس غلط و تفسيري دلخواه و البته غيرواقعي از فتنه، رفتار غلط احمدي‌نژاد در مناظره‌هاي تلويزيوني را عامل و منشاء فتنه معرفي مي‌کنند. از اين منظر اصلاح طلبان هيچ علاقه‌اي به کنار گذاشتن اين سپر سياسي و رويارويي با سوالات جدي درباره مسائل سال 88 را ندارند.

3- يکي از ويژگي هاي اصلي احمدي نژاد، پتانسيل وي براي ايجاد فضاي دوقطبي در عرصه سياست است. وي اين پتانسيل را در انتخابات سال 84 و در رقابت با هاشمي رفسنجاني با ايجاد دوقطبي فقر و غنا و عدالت و ثروت به نمايش گذاشت و انتخابات سال 88 اوج نمايش اين دوقطبي سازي بود. در اين سال علي رغم عدم حضور هاشمي، احمدي نژاد عملا سه نامزد ديگر را از گردونه رقابت خارج و انتخابات را به عرصه تقابل خود با هاشمي تبديل کرد. اصلاح طلبان به دلايل مختلفي که توضيح آن مقاله اي مفصل و جدا نياز دارد، از ايجاد دوقطبي و فضاي پر زد و خورد سياسي استقبال مي کنند.

4- اصلاح طلبان مي‌دانند که براي ايجاد اختلاف در اردوگاه اصولگرايان، هيچ برگي بهتر از برگ احمدي نژاد در دست ندارند. احمدي نژاد از سويي خود را خارج از اردوگاه اصولگرايان مي‌داند و اصولگرايان نيز نظرات مختلف و گاه متضادي درباره وي دارند. حضور پررنگ احمدي نژاد در ميدان سياسي، پيش از آنکه تهديدي براي اصلاح طلبان باشد، عاملي تنش آفرين در اردوگاه اصولگرايان خواهد بود.

5- اصلاح طلبان در 8 سال دوره رياست جمهوري احمدي نژاد، تصويري سياه و تيره و تار از کشور ارائه کرده و مسبب اين وضعيت را نيز احمدي نژاد معرفي کردند. اين سياه نمايي غيرمنصفانه همچنان نيز ادامه دارد. از اين رو رويه اقتصادي جريان اصلاح طلبي براي پنهان کردن مشکلات، ضعف ها و کم کاري‌هاي اقتصادي خود نياز به يک سيبل انحرافي دارد. سيبلي که بتواند انتقادها و مطالبات اقتصادي را به سمت آن هدايت کرد و خود در امان ماند. به زبان ساده تر مي‌توان گفت اصلاح طلبان اقتصادي يا به عبارت دقيق تر همان کارگزاران، اگر نمره شان در کلاس اقتصاد 2 باشد نياز به رقيبي با نمره صفر دارند تا خود را شاگرد اول کلاس معرفي کرده و برايشان سوت و کف بزنند!

6- هر گروه و جريان سياسي همانقدر که نياز به دوست و متحد دارد نياز به دشمن نيز دارد. دشمني که بوسيله آن هويت خود را تعريف کرده و از تهديد آن براي همگرايي و انسجام در اردوگاه خودي استفاده کند. اين دشمن لازم نيست عملاً و واقعاً هم دشمن باشد. همين که هواداران وي را دشمن تلقي کنند، کفايت مي کند. احمدي نژاد براي اصلاح طلبان چنين کارکردي دارد. عاملي براي ارعاب و در نتيجه انسجام هواداران.

آنچه گفته شد نوع نگاه و بازي عمدتاً رواني و رسانه اي اصلاح طلبان با کارت احمدي نژاد است. اينکه نسبت و نگاه احمدي نژاد به اين بازي اصلاح طلبان چگونه است و اردوگاه اصولگرايان بايد با اين بازي چه کند، موضوعاتي جداگانه و البته قابل بررسي هستند.

محمد صرفی

در سال های اخیر بارها شاهد هتاکی غرب به حریم دین مبین اسلام و شخص پیامبر اکرم بوده ایم، چه دلیلی باعث این امر می گردد و چه سودی برای آنان دارد؟!

در پاسخ به این سوال باید رشد اسلام گرایی را مدنظر قرار داد. رشد اسلام گرایی در کشور های اروپایی  به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم شتاب ویژه ای گرفت به گونه ای که تا سال 2010 در اروپا جمعیت مسلمانان بدون احتساب ترکیه به 44 میلیون نفر می رسد و هم اکنون اسلام دومین دین بزرگ اروپاست و البته باید اضافه کرد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال های بعد فروپاشی شوروی، گرایش به اسلام در اروپا و بلکه دنیا، افزایش چشم گیری داشت. از این رو غربی ها راه مقابله با این گرایش انسانی را در دروغ سازی و فریب و ایجاد تصاویر جعلی از اسلام دیدند. اقدامات تروریستی در کشورهای غربی با اطلاع و حتی برنامه ریزی سرویس های جاسوسی این کشورها یا همان خود زنی سیاسی روشی است که برای این مسئله انتخاب شده و یازده سپتامبر با توجه به اینکه اکنون بعد از 13 سال به خوبی ابعاد مختلف آن روشن شده است مثال بسیار مناسبی برای این ستیزه جویی و این خود زنی سیاسی است. در هر حال پایان سخن این که دستگاه های رسانه ای غرب که پیوند خوبی با صهیونیست ها دارند، با تصویرسازی جعلی از اسلام تنها به تخریب وجهه اسلام نمی پردازند، بلکه شهروندان خود را نیز قربانی چنین تصویرسازی ها و بلکه بازی های رسانه ای می کنند.

با استفاده از نوشته مصطفی برزکار

نگارش در تاريخ شنبه 20 دی1393 توسط پاسخگو
در شرایط فعلی چه راه هایی برای مقابله با تحریم های غرب پیشنهاد میدید؟!

مقام معظم رهبري در ديدار مردم قم فرمودند: «دشمني استکبار با ملت ايران، پاياني ندارد و مسئولان بايد با تکيه بر نيروهاي داخلي، حربه تحريم را از دست دشمن غيرقابل اعتماد خارج کنند و با دلبستن به نقطه‌هاي روشن حقيقي، وظايف خود را در تحقق آرمان‌هاي درخشان انقلاب و ملت انجام دهند». ايشان در ادامه افزودند: «هيچکس تصور نکند دشمن از خباثت و خصومت دست برمي دارد».

در تشريح آنچه مقام معظم رهبري فرموده اند بايد گفت که چون جمهوري اسلامي ايران با دشمناني روبروست که نه تنها قابل اعتماد نيستند، بلکه با توسل به حربه هاي مختلف از جمله تحريم تلاش مي کنند تا اين نظام را از ادامه راه پرافتخار خود بازدارند، از اين رو لازم است تا در مقابل اين تک دشمنان، پاتک مناسب و لازم و کافي صورت گيرد. در واقع اگرچه تحريم شدن کشور به معناي محروميت کشور و بسته شدن دروازه هاي ورود امکانات و ظرفيت هاي بين المللي به روي کشور است اما اين به معناي آن نيست که تنها راه پيشرفت کشور، اتصال به نظام جهاني سرمايه داري و استفاده از ظرفيت هاي آن است. کما اينکه اولا کشورهايي بهتر مي توانند از اين ظرفيت هاي بين المللي استفاده کنند که در درون سامان لازم را به دست آورده باشند و از سوي ديگر بايد به اين نکته بسيار مهم نيز توجه کرد که اتصال به نظام جهاني به معناي آن نيست که بتوان به راحتي از تمامي ظرفيت هاي آن استفاده کرد. از اين جهت، بهترين راه حل معضلات براي يک کشور و تحقق پيشرفت براي آن، اتکاي به ظرفيت هاي درونزاي داخلي آن است و اتفاقا اين موضوع در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران، به دليل ت��ادهاي بنيادين آن با کشورهاي سلطه گر و سلطه جوي غربي، اهميت مضاعف مي يابد.

با اين وجود بايد توجه داشت که اتکاي به اين ظرفيت هاي دروني نيز همينگونه و بدون برنامه محقق نمي شود، بلکه در تلاش براي اتکا به اين ظرفيت ها لازم است تا راهبردهاي لازم براي تحقق آن نيز طراحي و اجرا شوند. برخي از اين راهبردها، هرچند که قبلا نيز بدانها اشاره شده است، که مقام معظم رهبري در اين ديدار بر آنها تأکيد کردند عبارتند از:

 1- اميد بستن به نسل جوان کشور: با توجه به اين بخش از بيانات مقام معظم رهبري که فرمودند: «جبهه مقابل نظام اسلامي به نسل دوم و سوم انقلاب اميد بسته بود تا آنها را از انقلاب اسلامي رويگردان کند اما همين نسل سوم و جوان هاي کشور بودند که حادثه عظيم ۹ دي را بوجود آوردند»، مي توان اينگونه استنباط کرد که از ديدگاه ايشان نسل جوان کنوني کشور از ظرفيت هاي لازم براي نقش آفريني در عرصه هاي مهم انقلاب و نظام اسلامي و از جمله تقويت ساخت دروني از توانايي ها و ظرفيت هاي لازم برخوردار است. از اين رو، باور به توانمندي ها و ظرفيت هاي نسل جوان کشور و استفاده از اين ظرفيت ها بايستي مورد توجه جدي مسئولان باشد.

 2- اتحاد و اتفاق ملي: معظم له اتحاد و اتفاق ملي را مهمترين نياز امروز خواندند و ايجاد تفرقه و دودستگي در ميان مردم، به هر عنوان و با هر توجيه را ضد منافع ملي و ضد آرمان‌ها دانستند.

 3-کمک به مسئولان و دولت: ايشان کمک به مسئولان و دولت را وظيفه‌اي همگاني برشمردند و افزودند: دولتي‌ها هم بدانند که تنها چيزي که مي‌تواند آنها را به انجام وظايفشان قادر کند، تکيه بر مردم و نيروهاي داخلي است. در واقع چون دولت مسئول پيشرفت کشور است و اوست که مي تواند تغييرات و تحولات لازم و متناسب را براي پيشرفت کشور انجام دهد و مديريت کند، لازم است که آحاد ملت و گروه هاي مختلف ياريگر دولت باشند. اين امر همچنين هم افزايي توان ها و ظرفيت هاي موجود در کشور را در پي خواهد داشت که براي حل معضلات پيش رو و مقابله با تحريم ها بسيار اساسي است.

مصطفی قربانی

نگارش در تاريخ شنبه 13 دی1393 توسط پاسخگو
بنظر شما در موقعیت فعلی ایران برگزاری رزمایش محمد رسول الله چه نتایج مثبتی می تواند داشته باشد؟!

1- بازتاب گسترده رزمایش ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رسانه های خارجی نشان دهنده اهمیت قدرت دفاعی و نظامی ایران برای دیگر کشورهاست. این موضوع نیز نشان می دهد که بیگانگان همواره در حال رصد کردن توان دفاعی و نظامی ایران بوده و این موضوع نقش اساسی در چگونگی مواجه آنان با کشورمان دارد.

2- اقتدار دفاعی نیروهای نظامی ایران، حرف مشترک همه رسانه های خارجی بود و این موضوع گویای این است که دشمنان پیام رزمایش محمد رسول الله (ص) را خوب درک کرده اند و به توان بالای رزمی و نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران واقف شده اند، اما برخی از آنان می خواهند از این پیام مهم برداشتی در جهت ایران هراسی داشته باشند، در حالی که این موضوع واقعیت ها را تغییر نمی دهد. واقعیت این است که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جهت دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی کشور و نیز دفاع از صلح و ثبات منطقه از توان رزم و قدرت دفاعی بالایی برخوردارند و شانتاژ تبلیغاتی برخی رسانه های خارجی فقط سبب تصور غلط آنان از ایران شده و این تصور غلط به تنها کمکی به آنان نمی کند، بلکه سبب غافلگیری آنان در مواقع ضرور نیز خواهد شد.

3- نمایش اقتدار و توان رزم نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران - با حضور نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و یگان هایی از سپاه پاسداران- با استقبال بسیاری از رسانه های منطقه مواجه شد. این موضوع به معنای علاقمندی ملت های و بسیاری از دولت های منطقه به نقش جمهوری اسلامی ایران در ایجاد صلح و ثبات در منطقه است و بسیاری از آنان بر این باورند که نظام جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح آن صادقانه و با در نظر گرفتن مصالح ملت های منطقه، از صلح و ثبات در منطقه حمایت می کنند. این موضوع در کمک های مستشاری نیروهای مسلح کشورمان به ارتش سوریه و عراق جهت مقابله با تروریست ها به روشنی دیده می شود، در حالی که نیروهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی برخی کشورهای منطقه همچون عربستان و ترکیه با یدک کشیدن اهداف آمریکا و صهیونیسم به دنبال تقویت تروریست ها در منطقه هستند که حاصلی جز کشتار مردم بی گناه نداشته است.

در نهایت این که باتوجه به حضور دشمن جدیدی به نام تروریسم تکفیری در منطقه، رزمایش اخیر این پیام را به تروریست ها می دهد که در صورت هرگونه اقدام علیه ایران، پاسخ قاطعی به آنها داده خواهد شد.

روح الله صالحی

غربی ها در فتنه 88 از چه روش هایی برای رسیدن به خواسته های خود استفاده کردند؟!

غرب براي اجرايي كردن اهداف و استراتژيهاي حداكثري، مياني و حداقلي، متناسب با آنها تاكتيك‌هايي را براي تأثيرگذاري بر نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري طراحي نمود. برخي از اين تاكتيك‌ها عبارتند از؛

1- تشديد فشارهاي اقتصادي و سياسي؛ غرب به صحنه گرداني ايالات متحده در راستاي رويگرداني مردم ايران از دولت نهم دركنار ديگر اقدامات خود كه به برخي از آنها در ذيل اين بحث اشاره خواهد شد، به زعم خود دست به شناسايي نقاط ضعف دولت نهم زد و همزمان با پوشش گسترده رسانه‌اي، معضلات اقتصادي جامعه ايران را در دستور كار خود قرار داد و براي واقعي جلوه دادن آنها در عرصه سياسي نيز اهرم‌هاي فشار عليه جمهوري اسلامي ايران را تعبيه نمود.تشديد تحريم‌هاي اقتصادي و جلوگيري از ورود قطعات و لوازم اصلي برخي نيازمنديهاي صنعتي و هواپيمايي به همراه فشارهاي سياسي چون صدور قطعنامه‌ هاي مختلف عليه ايران در شوراي امنيت و تهديد به حمله نظامي از طريق رژيم صهيونيستي بخشي از اين فشارهاي اقتصادي و سياسي بود كه با هدف نمايش ضعف دولت نهم در دستور كار كاخ‌ سفيد عليه ايران قرار گرفت.

كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي در اين قضايا مطابق با خواسته آمريكا حركت مي‌كردند و مخالف چند كشور اروپايي با ايران را از طريق رسانه‌هاي خود طوري القا مي‌نمودند كه گويي نظام جهاني و همه كشورهاي دنيا با اقدامات ايران مخالفت مي‌نمايند.

2- بحراني جلوه دادن اوضاع كشور؛ از ديگر تاكتيك‌ هاي آمريكا، بحران نمايي از اوضاع ايران بودجه تا نتيجه طبيعي آن آمادگي ذهني مردم براي تغيير دولت در انتخابات دهم باشد. در كنار اين اقدامات، رسانه‌هاي غربي به همراه رسانه‌هاي همسو با آنها در منطقه و داخل روندي را آغاز كردند كه ستايش از عملكرد نخست ‌وزير دوران جنگ تحميلي به رغم اختلافات بنيادي كه با آرمان‌هاي امام (ره)داشت و مقايسه آن دوران با دوران فعلي (دولت نهم) در صدر فعاليت ‌هاي تخريبي آنها قرار گرفت.

3- فضاسازي براي كاهش حضور مردم در پاي صندوق‌هاي رأي؛

تجربه انتخابات 30 ساله جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد كه رسانه‌هاي غربي و مقامات آمريكايي در ماههاي منتهي به انتخابات، فضاسازي زيادي براي كاهش حضور مردم در پاي صندوق‌هاي رأي انجام مي‌دهند و با تهيه گزارشات و تحليلهاي جهت دار قهر با نظام و صندوق‌ها را به مردم القاء مي‌نمايند.

4- تشكيك در سلامت انتخابات؛ زماني كه غرب از مرحله قبل نتيجه مورد نظر را كسب نكرد، مرحله تشكيك در سلامت انتخابات را كليد زد و به مردم القاء نمود كه برگزار كنندگان انتخابات وابسته به يك جريان خاص از حكومت هستند و لزوما اعتقادي به روي كار آمدن منتخبين مردم ندارند و در نتيجه چنين انتخاباتي از سلامت لازم برخوردار نيست.

5- طرح بحث تقلب در انتخابات؛ پس از آشكار شدن نتيجه انتخابات، چنانچه نتيجه دلخواه آنها باشد آنرا تأييد مي‌كنند ولي اگر نتيجه انتخابات، پيروزي رقيب باشد به صورت گسترده و از طريق تاكتيك رواني «تكرار دروغ تبديل مي‌شود به دروغ درست» بحث تقلب در آراء صندوق‌ها را مطرح و به شدت بر روي آنها اصرار مي‌نمايند. حداقل نتيجه قهري چنين امري با توجه به كاركرد رسانه‌هاي مختلف در دنياي امروز، ايجاد ترديد در سلامت انتخابات خواهد بود.

نگارش در تاريخ یکشنبه 30 آذر1393 توسط پاسخگو

بعد از گذشت چند سال از فنته 88، آیا باز هم ضرورتی برای مطرح کردن این موضوع هست؟!

فتنه 1388 از پيچيده‌ترين و عميق‌ترين توطئه‌هايي بود كه بر انقلاب اسلامي ايران حادث شد. اين فتنه مبتني بر طراحي عميق و حساب‌شده بود كه چگونگي آن در اين مختصر قابل تبيين نيست؛ اما بر سر حذف يا زنده نگه داشتن آن در افكار عمومي دو نگاه در كشور وجود دارد. برخي معتقدند كه اتفاقي بود كه گذشت و نبايد اختلافات را زنده نگه داشت. بايد در مقابل همديگر گذشت كرد و به فكر آينده بود. گروه دوم كه اصل نظام و جريان مؤمن به آن است نيز با اصل اين پيشنهاد موافقند، اما از غائله‌آفرينان مطالباتي دارند كه هنوز محقق نشده است؛ بنابراين همچنان بر يادآوري فتنه اصرار دارند. مقام معظم رهبري نيز هر از گاهي فتنه را يادآوري مي‌کنند. برای نمونه در شهريورماه امسال در جمع هيئت دولت تأكيد كردند كه وزرا به قولي كه هنگام رأي اعتماد داده‌اند كه با فتنه مرزبندي داشته باشند مقيد باشند و يا در هفته بسيج، اهل فتنه 1388 را افرادي خواندند كه فاقد بصيرت لازم بودند. اما عمده دلايلي كه بايد همچنان از فتنه گفت، عبارتند از:
1ـ فتنه‌گران در ازاي هزينه‌هايي كه بر نظام و انقلاب و مردم تحميل كردند، هزينه‌اي را پرداخت نكرده و تاكنون حاضر به پرداخت آن نشده‌اند. لطمات اقتصادي بخشي از اين هزينه است كه علاوه بر خسارت مادي به كشور، باعث افزايش تحريم‌ها شدند. قدرت دفع فتنه توسط نظام موجب تشديد تحريم‌ها شد كه حكايت از همسويي اصحاب فتنه و غرب داشته و دارد.
2ـ دشمن در رسيدن به اهداف خود بسيار اميدوار و به صورت عريان وارد عرصه شد از به‌كارگيري توئیتر تا حمايت همه‌جانبه رسانه‌اي تا نام بردن اوباما از يكي از سران فتنه و... بخشي از اين اميدواري است، بنابراين كساني كه نظام را به سمتي بردند كه موجب اميدوا��ي دشمن شد، نبايد در افكار عمومي به فراموشي سپرده شده و از نظرها محو شوند.
3ـ نسل‌‌هاي بعدي انقلاب نبايد از فتنه بي‌خبر بمانند. رويش‌‌‌هاي انقلاب بايد بدانند بر نظام مظلوم ما چه گذشته است. بايد بدانند كه نظام جمهوري اسلامي ايران در مقطعي از تاريخ خود با وجود مشاركت 85 درصدي مردم نتوانست در مقابل چشم ملت‌‌هاي اسلامي سر بلند كند (اين سخن مقام معظم رهبري است) بايد نسل‌‌هاي آينده خائنان به انقلاب و مدعيان دروغين جمهوريت و امام را بشناسند و...
4ـ يادآوري مكرر فتنه براي پيشگيري از بازگشت اين جماعت به پست‌‌هاي كليدي و غيركليدي نظام لازم است. اگر فتنه‌گران و عملكردشان به فراموشي سپرده شوند، خطر بازگشت بی‌هزینه‌شان به نظام بسیار جدی است.
5ـ پيشگيري از تكرار فتنه از ديگر عوامل تأكيد بر آن است. طراحان فتنه بايد هميشه در معرض پاسخگويي و اتهام باشند. نبايد مجال طراحي مجدد فتنه به آنان داده شود. اگر با غائله‌آفرينان 1378 برخورد مناسب مي‌شد، فتنه 1388 به‌وقوع نمی‌پیوست. اين تجربه ارزشمند اكنون در مقابل ما است. بنابراين يادآوري خاطرات تلخ از تكرار آن خاطرات  جلوگيري خواهد کرد.
6ـ يادآوري فتنه از انسجام و سازماندهي مجدد آن نيز جلوگيري خواهد کرد. برخورد و مواجهه امام با نهضت آزادي مثال خوبي است. اگر امام(ره) در سال 1366 آن نامه محكم و تأثيرگذار را به وزير وقت كشور درباره نهضت آزادي نمي‌نوشت و اگر اكنون آن سند در تاريخ انقلاب ثبت نشده بود، معلوم نبود نهضت آزادي اكنون در كجاي جورچین انقلاب قرار داشت. اگر اصحاب فتنه رها شوند و بدون پرداخت هزينه به فعاليت عادي خود بپردازند مجدد به سازمان‌دهي روي خواهند آورند و چه‌بسا خود را صاحب و مالك حقيقي انقلاب بدانند.
7 ـ اصحاب فتنه هنوز با اپوزيسيون خارج از كشور و دوستان فراري خود مرزبندي نكرده‌اند و حاضر نيستند از آنان ابراز برائت كنند. بنابراين تا زماني كه آنان بدون عذرخواهي و بدون توضيح درباره چرايي طراحي آن فتنه به بازگشت اصرار مي‌ورزند بايد پشت دروازه‌‌هاي نظام معطل بمانند.
۸ ـ از همه مهم‌تر مگر مي‌شود قيام نهم دي‌ماه 1388 را از تاريخ ايران و انقلاب محو كرد. بنابراين تا اين روز گرامي داشته مي‌شود و نام آن روي خيابان‌ها، ميدان‌ها و كوچه‌‌هاي شهرها و روستاهاي ايران مي‌درخشد. ننگ فتنه نيز باقي است. اين ننگ ابدي با هيچ تدبيري پاك نخواهد شد.

نگارش در تاريخ سه شنبه 25 آذر1393 توسط پاسخگو

بنظر شما راهپیمایی اربعین چه ضرری برای جامعه استبداد داشت که اکثرا آن را از اخبار خود سانسور کردند؟

راهپیمایی باشکوه اربعین حسینی در کشور عراق که همراه با سکوت خبری امپراطوری رسانه ای دنیای استکبار و وابستگان آن همراه بود، در پیوند با شرایط و زمینه های انجام آن مانور، قدرت نرم شیعه به حساب می آید که می تواند دشمنان و مخالفان آن را به تفکر جدی وادارد. برخی از ویژگی های مربوط به شرایط برگزاری این راهپیمایی عبارت بودند از:

1- آلودگی وسیع مناطقی از کشور عراق به حضور بعثی - تکفیری های داعش که شرارت و جنایت فراوانی را در پرونده سیاه خود داشته و به هیچ ضابطه و هنجار قانونی و اخلاقی پایبند نیستند. این گروه جاهل و شقی در حمله به شیعیان و مناسک و اماکن مقدس آن از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و راهپیمایان احتمال هرگونه خطری را از ناحیه این گروهک تروریستی متصور بودند، ولی به حضور در راهپیمایی و مراسم روز اربعین اصرار داشتند.

2- حضور جمعیت گسترده راهپیمایان که حدود 20 میلیون نفر از 60 کشور مختلف برآورد شده و تعداد آنان در برخی شهرهای محل استقرار و یا عبوری چندین برابر جمعیت ساکنین به حساب می آمد، موجب عدم پاسخگویی امکانات پذیرایی و استراحت شده و در مواردی حتی خیابان ها گنجایش عبور عادی هم به آنها نمی داد و در مواردی دسترسی به آب شرب را هم با سختی مواجه می کرد، اما با این وجود، این جمعیت اصرار به انجام راهپیمایی و درک اربعین در کربلا بود.

3- در حالی که گرهک تروریستی - تکفیری داعش تلاش داشته و دارد که اختلاف قومی مذهبی را در عراق و منطقه ��امن بزند، در بین زائران و راهپیمایان روز اربعین تعدادی از پیروان سایر مذاهب از جمله سنی ها و مسیحیان نیز حضور داشتند که در سیل خروشان جمعیت شیعه حضور یافته و در همراهی و همدلی با آنان، به ادعاهای تکفیری های تروریستی بی اعتنا بودند و بر همزیستی پیروان مذاهب مختلف در جامعه چند قومیتی غرب آسیا و عراق تأکید می کردند.

خیل عظیم جمعیت راهپیمایی کننده و مشتاقان درک اربعین حسینی در کربلا، نه تنها پیام همراهی و اطاعت از راه عزتمندانه امام حسین (ع) و یاران شهیدش را می دهد، بلکه با شعار بلند « لبیک یا حسین» و « هیهات من ذله» پیام استقامت و پایداری بر سر دفاع از عزت و مقابله با ذلت را به قیمت جهاد و شهادت مظلومانه به تمامی جهانیان می رسانند؛ پیامی که نه تنها عبث بودن اقدامات تکفیری های تروریست داعشی و نافرجام بودن تلاش آمریکا و متحدان غربی و منطقه ای آن برای بازگشت به منطقه و فرصت طلبی از حضور داعش را نیز روشن می سازد، چرا که داشتن روحیه جهادی و شهادت طلبی از جمله الزامات سر دادن شعار لبیک یا حسین (ع) در شرایط فعلی است و تمام اصرار راهپیمایان اربعین حسینی هم بر اقتدا به حضرتش در صحنه های خطر و عدم پذیرش ذلت در شرایط تهدید و فشار یزیدیان و ستمگران دوران است.

رسول سنایی راد

نگارش در تاريخ شنبه 15 آذر1393 توسط پاسخگو

حسنی مبارک با چه انگیزه ای تبرئه شد؟ چه سودی برای دولت دارد و پیامدهای آن چه خواهد بود؟!

شگفتی خبرگزاری‌ها، محافل سیاسی، حتی موافقان و مخالفان در مصر، حاکی از آن است که این حکم به جای معیارهای قضایی، دارای انگیزه های سیاسی است و نظر دولت حاکم ژنرال السیسی را تأمین کرده است. اگرچه حکم دادگاه نهایی نیست و دادستان بعد از پایان دادگاه و اعلام نظر قاضی آن گفته است، نسبت به آن تقاضای تجدیدنظر خواهد داد، اما قدر مسلم آن است که حکم قبلی در محکومیت حسنی ‌مبارک به حبس ابد، نقض شده است. مبارک با حکم تبرئه آزاد نخواهد شد و پرونده دیگری با موضوع فساد مالی در قوه قضائیه مصر باز است که حسنی ‌مبارک و برخی از همکاران او در این پرونده در ردیف اول متهمان هستند. برخی ناظران صدور این حکم را بازتاب دیگری از قدرت حاکم در مصر علیه اخوان‌المسلمین دانسته‌‌اند تا نشان دهد «قوه قضائیه» سران اخوان‌المسلمین را مجرم اصلی می‌شمارد. اکنون پرسش‌های بسیاری درباره صدور چنین حکمی، آن هم در برهه کنونی مطرح شده است، از جمله این سوال که دولت ژنرال السیسی از این حکم چه بهره ‌‌ای خواهد برد؟

- بهره‌ گیری اول از صدور حکم تبرئه حسنی‌مبارک برای ژنرال السیسی رئیس‌جمهور مصر، در ارتش مصر است. حسنی‌مبارک در میان ژنرال‌های ارتش مصر و سطوح فرماندهان و بخشی از بدنه آن هوادارانی دارد و به خصوص ضدیت با اخوان در این سطوح از ارتش شدید است.

- تبرئه حسنی‌مبارک، پیام مستقیم السیسی رئیس جمهور مصر به ارتش این کشور است که همچنان حاکمیت در مصر را در اختیار دارد.

- حکم تبرئه حسنی‌مبارک با حکم اعدام یا حبس ابد مرسی رئیس جمهور قبلی از اخوان‌المسلمین تکمیل می‌گردد. از این طریق ژنرال السیسی شعار خود را که قبل از انتخابات ریاست جمهوری مصر گفته بود «اگر انتخاب گردد اثری از اخوان در مصر بر جای نخواهد گذاشت.» تحقق خواهد بخشید.

از طرف دیگر جامعه مصر دچار شکاف‌های متعددی شده است که برجسته‌ترین آن دوقطبی شدن موافقان و مخالفان درباره گذشته قیام و تجربه دولت اخوان‌المسلمین است. با این حکم در عمل دولت حاکم حمایت همه جانبه خود را از مخالفان اخوان نشان می‌دهد.

نمایش مجدد قدرت امنیتی بعد از صدور حکم از سوی دولت، بخش دیگری از بهره‌گیری دولت حاکم در برابر جامعه ملتهب مصر است. زمانی که بیش از دوهزار نفر در اعتراض به حکم صادره از سوی دادگاه در میدان التحریر جمع شدند، این اعتراض مردمی که بیشتر جوانان مصری در آن حضور داشتند، سرکوب شد و براساس گزارش‌های خبری چند کشته بجای گذاشت. در واقع السیسی رئیس جمهور مصر در مقطع فعلی، برای اجرای سیاست‌های امنیتی خود، فضای عمومی در منطقه و همچنین بین‌المللی را مناسب ارزیابی کرده است.

در چنین شرایط دشواری، بهترین شیوه ایجاد آرامش توسل به ابزار قدرت و امنیتی کردن فضای مصر است؛ شیوه ای که السیسی و یارانش در آن مهارت زیادی دارند.

می توان گفت انقلاب مصر ناکام بود و قدرت بار دیگر در اختیار نظامیان قرار گرفت. با این حال توسل به زور و سرکوب همواره تداوم نخواهد داشت و تکرار اعتراضات و حوادث سال 1389 در این کشور مهم دور از ذهن نیست.

نگارش در تاريخ دوشنبه 10 آذر1393 توسط پاسخگو
لطفا توضیحی درمورد مواضع اخیر علی مطهری بدید؟!

داستان ساده دلي به نام علي مطهري مدتهاست که فضاي سياسي کشور را آلوده ساخته و گاه و بي‌گاه بخشي از اذهان عمومي را مشغول به خود مي‌کند. او بعد از فتنه 88 به يکي از مدافعان حقوق سران فتنه بدل گرديد! وي در اين مسير حتي تا تحريف تاريخ نيز پيش رفت و در حالي که هنوز چند سالي از داستان 88 نمي‌گذرد، با چشم بستن بر حقايقي آشکار، کودتاي مخمليني که مدتها قبل سناريوي آن طرحريزي و در کتاب‌هايي به قلم افرادي چون "جين شارپ" نوشته و انتشار يافته بود، منکر شد و تلاش کرد تا "اردوکشي‌هاي خياباني" که مکمل ادعاي دروغين "تقلب" در انتخابات بود را تا سطح "اعتراض مردمي به  نتايج انتخابات" تقليل دهد و در اين بين منکر بازي سران فتنه در به خيابان کشيدن هواداران باشد! درحالیکه نسخه‌هاي کودتاي مخملي پيش از آن در اوکراين و گرجستان و قرقيزستان و ... عملياتي شده بود!

اما علي مطهري بي‌توجه به اين همه اسناد و مدارک و توضيحات و پاسخ‌هاي ارائه شده توسط بسياري از کارشناسان، هنوز که هنوز است بعد از گذشت پنج سال از خرداد 88، بر ادعاهاي ناصواب خود پافشاری میکند!

اما پرده دوم اين سناريو آن که مواضع اخير علي مطهري حتي اصحاب فتنه را نيز به طمع انداخته است! به نحوي که خانواده يکي از سران فتنه جوگير شده و در نامه‌اي خطاب به مطهري، از وي خواسته تا مقدمات لازم جهت برپايي دادگاهي علني سران فتنه را دنبال نمايد!

در بخشي از اين نامه آمده است: « کروبي در آخرين ديدار اعضاي خانواده برابر با چهارشنبه پنجم آذر ماه ۱۳۹۳ ضمن انتقادي صريح و شفاف از بي مسئوليتي مقامات عالي در نقض صريح قوانين اساسي و عادي کشور، از جنابعالي خواستند به طرفيت از ايشان پيگير حق دادرسي شان و فراهم ساختن مقدمات لازم در جهت برپايي دادگاهي علني مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسي باشيد تا ضمن استماع کيفرخواست حاکميت، دفاع و ادله خود را در کنار پاسخ به تهمت هاي يکطرفه دين فروشان در چند سال گذشته ارائه کنند.»

اين نامه در حالي انتشار يافته است که براي همگان آشکار گرديده شرايطي که براي سران فتنه تحت عنوان حبس خانگي تعريف شده، جز از خاستگاه رافت اسلامي برنخواسته است و اگر قرار بر مواجهه قانوني با اين مجرمين بود، شديدترين مجازات‌ها در انتظار آنان قرار داشت! فهم اين مطلب نه آنقدر دشوار است که نيازمند شرحي مبسوط باشد، و نه آنقدر فني و پيچيده که سران فتنه و حاميان وي از آن سر در نياورند!

اما آنچه قابل توجه است، بهره‌برداري رسانه‌اي است که سران فتنه اينبار از طريق علي مطهري دنبال مي‌کنند. آنان به خوبي آگاهند که مطهري از توان و منطق لازم براي به ثمر رساندن مطالبات غيرقانوني آنان برخوردار نيست، اما به اين مساله هم واقف‌اند که وي مي‌تواند بازيچه خوبي براي جوسازي عليه نظام و مطرح کردن مجدد نام سران فتنه در سايت‌‌ها و رسانه‌هاي بيگانه و ضدانقلاب بوده و به تريبوني براي تضعيف نظام بدل گردد. با اين سناريو است که کروبي ترجيح مي‌دهد از ميان اين همه از نزديکان و هم حزبی‌ها و هم جناحي‌هاي خود، وکالتش را به نام "علي مطهري" صادر نمايد!

با بهره گیری از نوشتار رضا موحدی

نگارش در تاريخ دوشنبه 3 آذر1393 توسط پاسخگو

با توجه به شرایط فعلی ایران از لحاظ مسائل اقتصادی و ... چرا اینقدر واردات به کشور زیاد است و راه حل این مسئله چیست؟!

در سخنرانی16/6/89 در جمع کارآفرینان سراسر کشور، ساماندهی وضعیت واردات را یکی از پیش نیازهای خودکفایی برشمرده و اینچنین بیان می‌دارند: «مسئله‏ ى واردات بى‏ رويه و بى‏ منطق ضرر بزرگى است، خطر بزرگى است؛ مردم هم بايد اين را بدانند. وقتى يك محصول خارجى را ما داريم مصرف مي‌كنيم، در واقع داريم يك كارگر خودمان را بیکار مي‌كنيم‏»

 به این ترتیب مهمترین سوألات مطرح در این زمینه عبارتند از:

  1. شکی نیست که بخش عمده مدیران و مسئولین سیستم اداری کشور، افرادی مؤمن و متدین و دلسوز هستند، بنابراین اگر مشکلات واردات و نیز صادرات، ناشی از سوء استفاده و رانت‌خواری نیست، آیا نباید مشکلات را متوجه عدم شایسته‌سالاری و سوء‌مدیریت دانست؟
  2. چنانچه هیچ‌یک از این موارد مصداق ندارد، چرا مدیران در شناسایی و مجازات افراد خاطی در زیرمجموعه خود سهل‌انگاری می‌کنند و چرا چنین افرادی برکنار نمی‌شوند و چرا در معدود برخوردها، به جابجایی آنها در سطوح همطراز و بلکه بالاتر اکتفاء می‌شود؟
  3. آیا افراد فرصت‌طلبی که فقط به منافع خود می‌اندیشند و ارزشی برای ملت و مملکت قائل نیستند و گاهی یک شبه میلیاردر می‌شوند، خائن و مستحق اشد مجازات نیستند؟ اصولاً چرا با قانونگذاری مناسب و نظارت کافی، زمینه‌های نفوذ و رخنه افراد فرصت طلب، مسدود نمی‌شود؟
  4. حال که انقلاب اسلامی راه خود را پیدا کرده و در مدتی نسبتاً کوتاه، مسیر پیشرفت همه‌جانبه را با سرعت طی نموده است، آیا انصاف است که با فرصت دادن به سودجویانِ فرصت‌طلب، از جامعه سلب اعتماد نموده و روند رشد کشور را کند و دستاوردهای کسب شده را نابود سازیم؟
  5. اگر قرار باشد ما نیز همانند غرب و شرق، فقط نگاه مادی به موضوع رقابت در محیط کسب و کار و تولید و تجارت داشته باشیم و کار برای رضای خدا و خدمت به کشور و مردم را از سرلوحه تلاش‌های خود پاک کنیم و همچنان نظریه‌ها و معیارهای شرقی و غربی را مبنای کار خود قرار دهیم، پس تفاوت ما با نظام‌های سرمایه‌داری، سوسیالیستی و دیگر مکاتب غیر اسلامی چیست؟

متأسفانه گاهی برخی از مسئولین در پاسخ به این سؤالات، سعی می‌کنند تا به جای اعتراف به عملکرد نادرست خود و عذرخواهی و استعفا یا حداقل جبران کم‌کاری‌های خود، با مقصریابی، متهم‌سازی و انداختن تقصیر به گردن دیگران، از خود سلب مسئولیت نموده و کوتاهی خود را به افراد مجعول و حتی اموات حوادث نسبت دهند و این روندی است که از سال‌ها قبل وجود داشته و هم‌ا‌کنون نیز ادامه دارد.

برای برون‌رفت از این مشکل (واردات بی‌رویه) چه باید کرد:

  1. فرهنگ‌سازی و باورمندسازی مردم در مورد کارآیی اصول و ارزش‌های اسلامی برای کسب روزی حلال و موفقیت مشروع در همه عرصه‌ها از جمله محیط کسب و کار.
  2. تفهیم جدایی حساب عملکرد بد برخی از مردم و مسئولین از اسلام، برای اقشار و اصناف مختلف جامعه در جهت جلب همراهی و رفع مشکلات موجود در این زمینه.
  3. جلوگیری از نفوذ افراد فرصت‌طلب و غیرمتعهد به سیستم اداری و بروز زمینه‌های رانت خواری، اعم از رانت اداری، تسهیلاتی و اطلاعاتی به بستگان و آشنایان.
  4. تقویت نظام کنترلی و برخورد جدی، قاطع و شدید و مصادره بی‌قید و شرط اموال خاطیان و اخلال‌گران عرصه اقتصادی از جمله واردکنندگان متخلف و مجرم.
  5. تشکیل کمیته‌های مشترک متشکل از نمایندگان همه بخش‌ها و دستگاه‌های ذینفع و ذیربط در هر عرصه و برگزاری جلسات مشورتی متناسب با موضوعات مورد نظر.
  6. ایجاد تعادل در میزان واردات نسبت به صادرات و حتی‌المقدور، الزام تجار متعهد به صدور کالا و خدمات معادل و بلکه بیشتر، با تأکید و تمرکز بر صادرات غیر نفتی.
  7. ایجاد تمرکز در ضابطه‌گذاری و سیاستگذاری‌های اقتصادی و تعیین مرجع تصمیم‌گیری و تعریف دقیق نقش و مسئولیت متقابل هر فرد و دستگاه متناسب با هر موضوع.
  8. محاسبه دقیق ظرفیت تولید در هر بخش و برآورد منطقی و برنامه‌ریزی کارشناسانه برای واردات کالاهای ضروری و استراتژیک مورد نیاز با رویکرد حمایت از تولید داخلی.
  9. ترغیب و حمایت از تولیدکنندگان، صادر کنندگان و وارد کننده‌گانی که کیفیت، کمیت، نوآوری و قیمت منصفانه را در عرضه کالا، خدمات و محصولات خود رعایت می‌کنند.                   احمدرضا هدایتی
نگارش در تاريخ دوشنبه 26 آبان1393 توسط پاسخگو

با توجه به نامه های گذشته مسئولین دولت آمریکا به رهبر انقلاب و بی جواب ماندن آنها، انگیزه اوباما را از ارسال نامه جدید چه می دانید؟!

در باره دلایل نامه اخیر آقای اوباما به رهبری؛

- برخی آن را اتمام حجت بر ایران می دانند

- گروهی هم آن را نشان دهنده بن بست امریکا به ویژه شخص اوباما و حزب دمکرات خوانده اند .

- بعضی از تحلیل گران نامه به شخص رهبری نشان دهنده جایگاه رهبری در ایران تلقی کرده اند یعنی توافق نهایی باید با اجازه و تایید رهبری باشد.

- گروهی این نامه را از سر استمداد در مسایل منطقه ای در یمن و سوریه و عراق به ویژه بر علیه داعش می دانند .

- عده ای هم معتقدند اوباما با توجه به پیروزی مردم عراق علیه داعش رندانه در صدد شریک شدن در این پیروزیها تحلیل می کنند.

- برخی هم نامه نگاری اوباما را نوعی فرار به جلو در صورت شکست توافقنامه و همچنین تشویق ایران به توافق و علامت شتاب گرفتن مذاکرات تحلیل کرده اند.

نگارش در تاريخ جمعه 16 آبان1393 توسط پاسخگو

در خصوص انقلاب مردم یمن، اهداف رسانه ها از حاشیه پردازی و  نپرداختن به اصل مطالبات مردم چیست؟!


منشأ اصلی اعتراضات یمنی‌ها در گذشته و حال حاضر به سیاست‌هایی برمی‌گردد که رژیم حاکم بر یمن در پیش گرفته بود و با کنار رفتن «عبدالله صالح» انتظار می‌رفت تغییراتی ایجاد شود که متأسفانه این‌طور نشد و پس از گذشت دو سال رئیس‌جمهور موقت، همچنان سعی ندارد از سایه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خارج شود و به واقعیت‌های درونی کشورش توجه کند و تغییرات نمایشی او در دولت، تأمین‌کننده مطالبات مردم این کشور نیست.
اما در این میان، رسانه‌های غربی و عربی، به‌ویژه رسانه‌های فارسی‌زبان همواره در صدد توجیه اقدامات دولت یمن و زیرسؤال بردن حرکت‌های مردمی در این کشور هستند. نگاهی به نقش این رسانه‌ها و در ادامه آن بی‌توجهی و کم‌توجهی رسانه‌های کشورمان به تحولات این کشور قابل توجه است. رسانه‌های غربی با نادیده‌گرفتن مطالبات مردم یمن به فرافکنی روی آورده‌اند و سعی می‌کنند اتفاقات اخیر را در حد درگیری بین دولت و یک گروه پایین بیاورند، در حالی که همین گروه که حوثی‌ها باشند، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تشکیل‌دهنده جمعیت این کشور، بیش از 40 درصد جمعیت یمن را شامل می‌شوند.
با بررسی خط رسانه‌ای غرب در خصوص یمن مشاهده می‌شود که سه هدف در این مسیر دنبال می‌شود:
1- یکی از اهداف این رسانه‌ها تلاش برای سرپوش گذاشتن بر استبداد و ناکارآمدی حاکمان این کشور است. آنها هیچ اشاره‌ای به این نکته نمی‌کنند که وابستگی و سرسپردگی حکومت یمن به غرب و آل‌سعود از دلایل اصلی قیام مردم است، بلکه می‌کوشند تا خواسته‌های فرعی و نه‌چندان مهم را از علل قیام معرفی کنند.
2- نکته دیگر این است که همین رسانه‌ها با گزینش تیترهای خاص و جانبدارانه در تلاشند تا این‌طور القا کنند که قیام در شیعیان خلاصه می‌شود و قیام همه مردم یمن نیست. آنها در انتخاب تیترها و نوع پردازش اخبار و وقایع می‌کوشند تحولات را در حد درگیری بین دولت و شیعیان حوثی تنزل دهند.
3- مورد دیگری که با همدستی دولت یمن از سوی این رسانه‌ها دنبال می‌شود این است که به جای حل‌کردن مشکلات داخلی و پاسخ‌دادن به اعتراضات مردم به هر بهانه‌ای می‌خواهند جمهوری اسلامی ایران را متهم به دخالت در امور داخلی یمن بکنند، در حالی که برخلاف این ادعاها، ایران هیچ دخالتی در موضوع یمن نکرده و همواره بر حفظ ثبات و در کنار آن توجه به خواسته‌های مردم تأکید کرده است.
نکته مهمی که در مقابل این فضاسازی وجود دارد این است که رسانه‌های داخلی کشورمان به موضوع یمن بی‌توجه هستند یا آن‌طور که باید به آن نمی‌پردازند. مردم یمن مخالف تسلط قدرت‌های غربی و برخی حاکمان منطقه بر امور این کشور هستند و بیداری اسلامی در یمن نویدبخش آینده‌ای روشن برای مردم و گروه‌های مختلف در این کشور است، لذا رسانه‌ها باید با درک اوضاع منطقه در این عرصه بیش‌ازپیش نقش ایفا کنند.

علی حیدری

نگارش در تاريخ پنجشنبه 8 آبان1393 توسط پاسخگو

آیا واقعا طبق بیانات رئیس جمهور امام حسین علیه السلام با سپاه دشمن مذاکره کردند؟

معاویه با معرفی یزید برای جانشینی خود که نقض توافق صلح وی با امام حسن مجتبی علیه السلام بود و نیزتلاش یزید بن معاویه برای گرفتن بیعت اجباری از امام حسین علیه السلام ،آنهم در شرایطی که فساد دربار اموی به اوج رسیده و یزید بازگشت به ارزشهای جاهلی را به نمایش گذاشته بود،حرکت به سوی عاشورا را کلید زد.انگاره اصلی یزید برای واداشتن امام حسین علیه السلام به بعت که ماموریت آن را به  والی مدینه نماینده خویش واگذار کرده بود مناسب دانستن معادله قدرت به نفع خود بود که ناشی از اشتباه محاسباتی و غفلت از عواملی چون "عزت نفس "، "روح متعالی" و "شجاعت" امام حسین علیه السلام بود.از این  رو یزید با انتخاب سیاست فشار به دنبال تحمیل اراده نحس و استکباری خویش برآمده و تصور می کرد می تواند مذاکره را ابزاری برای نیل به هدف پلیدش یعنی واداشتن آن حضرت به تسلیم و سازش قرار دهد،اما بر خلاف این انگاره ی یزیدی ، امام حسین علیه السلام که تربیت شده مکتب علوی و اسلام ناب محمدی (ص) بوده و زندگی را"عقیده و جهاد" می دانست ،نه تنها سازش را بر نمی تافت بلکه مرگ سرخ و شهادت را عین سعادت می دید.

چنین معنایی از زندگی بود که به حماسه بزرگ عاشورا انجامید و فریاد بلند "هیهات منا الذله"حضرت (ع) سید الشهدا (ع)نشان سازش ناپذیری در برابر ظلم و ستم برای همیشه تاریخ شد و لذا در نشانه شناسی قیام عاشورا نه تنها از مذاکره و سازش اثری نمانده بلکه معلوم می شود واقع گرایی یزید و تصور داشتن دست برتر در معادله قدرت نیز تصوری یکسویه و فریبنده بوده است.

حماسه بزرگ کربلا نشان داد که در نگاه حسینی سازش با ظلم بی معنا است و بجای پذیرش ذلت،قیام و لو به قیمت مرگ سرخ و شهادت ترجیح داده می شود. امروز هم عاشورا درس آموز تمامی آزادگان است و حسینیان زمان در ب��ابر فشار یزیدیان می ایستند و با فریاد بلند "هیهات منا الذله "زیر بار ذلت و سازش نمی روند.یزیدیان نیز فهمیده اند که با گسترش تفکر عاشورایی ،الزاما همان نتیجه ی جنگ ظالمانه در روز عاشورا تکرار نمی شود بلکه عاشورائیان در دنیای امروز می توانندمعادله را به نفع پیروزی جبهه حق و مظلومان تغییر دهند.همانگونه که در نبرد 33 روزه،22 روزه،8روزه و 51 روزه یزیدیان صهیونیست شکست خوردند و یزیدیان داعش نیز علیرغم تکرار تمامی شقاوت ها و بی رحمی های لشکریان یزید ،امروز روند افول و نابودی را طی می کنند.

ایکاش معنای هیهات مناالذله را سران کاخ سفید نیز فهم کرده و از شکست نمایندگانشان در جنگهای نیابتی پیشین علیه مقاومت و انقلاب اسلامی عبرت گرفته باشند. راستی چه بی راهه است تفسیر پیام رسا و کوبنده واقعه عظیم کربلا به مذاکره و سازش .بله ، جای بسی تعجب است اما هستند نا آگاهان و مغرضانی که این حماسه جاوید را چنین تفسیر می کنند.

رسول سنایی راد

نگارش در تاريخ یکشنبه 4 آبان1393 توسط پاسخگو

به دنبال اسید پاشی های اخیر در اصفهان، با چه دلیل و منطقی برخی این جریان را به مبارزه با بد حجابی و نهی از منکر مرتبط می کنند؟!

متأسفانه روزنامه‌ها و پایگاه‌‌های یک جریان خاص در داخل کشور چنین جهت‌گیری را در پیش گرفته و طوری به نگارش مطالب پرداختند که گویا عوامل و دست‌اندرکاران این جنایت همگی دستگیر شده و اعتراف کرده‌اند که هدف‌شان مبارزه با بدحجابی و نهی از منکر در جامعه بوده است!
آنچه اهمیت این موضوع را دو چندان می‌کند دو مسئله است:
۱ ـ این جنجال و فضاسازی علیه نیروهای ارزشی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در آستانه ماه محرم انجام می‌شود. قیام و حرکت حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) برای احیای امر به معروف و نهی از منکر بود. امام حسین(ع) با قیام خود، اسلام و حقیقت را زنده کرد و بشریت را از ضلالت و گمراهی نجات داد.
۲ ـ این هیاهو و جنجال رسانه‌ای علیه آمران به معروف و ناهیان از منکر و اصل امر به معروف و نهی از منکر با اتهامات واهی و بی‌اساس، دقیقاً زمانی صورت می‌پذیرد که پس از سال‌ها موضوع امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد!

در ادامه فقط نمونه‌هایی از این دست آورده می‌شود تا بدانیم چه کسانی و چگونه با سخنان و نوشته‌های خود، زمینه‌ها و بسترهای جنجال‌آفرینی را در این خصوص برای شبکه‌های ماهواره‌ای و جریان‌های ضدانقلابی فراهم کردند:
۱ـ- آیت‌الله موسوی بجنوردی، مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده امام خمینی در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار جماران می‌گوید: «در فقه امام، امر به معروف و نهی از منکر باید عاقلانه و از روی ادب باشد، به‌گونه‌ای که فرد بپذیرد و درک کند که عمل اشتباهی انجام داده است.» وی در بخش دیگری از اظهارات خود این گونه می‌گوید: «تفهیم معنای منکر به افراد باید با لطف، محبت، از روی ادب و به دنبال ایجاد آگاهی باشد، اما اگر کار ناپسندی انجام دهیم، برای مثال بدگویی کنیم و دشنام دهیم، کتک‌کاری کنیم یا احیاناً جنایتی مرتکب شویم، مثل «اسیدپاشی»، خود مصداق منکر است و نمی‌تواند به معنی نهی از منکر باشد.» موسوی بجنوردی در بخش دیگری از این مصاحبه می‌گوید: «اسلام می‌گوید وجادلهم بالتی هی احسن و این یعنی ما باید به بهترین نحو امر به معروف و نهی از منکر کنیم، به طوری که مؤثر واقع شود. با کارهایی که مصداق جنایت هستند نمی‌توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اسلام ضد جنایتی از قبیل اسیدپاشی است و افرادی که چنین کاری را انجام می‌دهند یا از اسلام آگاهی ندارند یا مغرض هستند و می‌خواهند اسلام را بدنام کنند.»
واقعاً سؤال این است که آقای موسوی بجنوردی از کجا می‌دانند که عاملان اسیدپاشی به نام امر به معروف و نهی از منکر این کار را کرده‌اند که این چنین سخن گفته و پنجه بر حقیقت زده‌اند؟!
۲ـ بررسی‌های روزنامه‌های وابسته به جبهه مدعی اصلاحات و طرفدار دولت طی روزهای اخیر و همچنین پایگاه‌های این جریان، در تحلیل و تبیین موضوع انگیزه‌های عاملان اسیدپاشی در اصفهان، از ادبیاتی شبیه آنچه موسوی بجنوردی به کار برده، استفاده کرده‌اند.
این نوع ادبیات، نشان می‌دهد به کار برندگان آن تا چه اندازه در راستای مطامع سیاسی، حاضرند ارزش‌ها را قربانی کنند و به چهره حقیقت پنجه اندازند. متهم‌سازی آمران به معروف و ناهیان از منکر به اسیدپاشی، در حالی صورت می‌پذیرد که هیچ یک از نیروهای انقلابی و مذهبی جامعه، عمل زشت و ضدانسانی اسیدپاشی را نه تنها تأیید نمی‌کنند، بلکه آن را جنایتی می‌دانند که باید عاملان آن را به شدیدترین وجه مجازات کرد تا عبرت دیگران شود.

یدالله جوانی

نگارش در تاريخ دوشنبه 21 مهر1393 توسط پاسخگو

دلیل مخالفت آمریکا و آل سعود با انقلاب دوم یمن چیست؟!

یمن با توجه به موقعیت استراتژیک آن همواره در کانون تحولات بوده است. بخش جنوبی یمن در شمال غربی و شمال شرقی «باب المندب» قرار گرفته و این تنگه بین دریای سرخ و اقیانوس هند واقع شده و نزدیکترین آب راه بین شرق و غرب می باشد. یمن با تسلط بر باب المندب قادر به کنترل دریای سرخ بوده و حتی می تواندآنجارا با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیکی «بریم» ببندد. یمن دارای جزایر زیادی با ویژگی های سوق الجیشی در دریای سرخ است که تعداد آنها به 380 جزیره می رسد و بیشتر آنها در جنوب دریای سرخ و در طول سواحل این کشور قرار دارند و از آنها می تواند در مقاصد نظامی و کنترل عبور و مرور کشتی ها استفاده نماید. موقعیت ژئوپولتیکی این کشور باعث شده تا این کشور همیشه در کانون توجه قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای قرار بگیرد.

قیام اخیر مردم یمن که به رهبری شیعیان الحوثی منجر به امضای توافقنامه صلح با دولت صنعا شد از سوی بسیاری از ناظران منطقه ای به انقلاب دوم یمن مشهور شده است. پیروزی شیعیان در این منطقه استراتژیک قطعا بدون واکنش نمی تواند باشد. در این میان دو کشور عربستان و آمریکا از پیروزی انقلابیون یمنی بیشترین احساس خطر را داشته اند.

به همین دلیل مقامات جنبش انصارالله، انفجار هفته گذشته صنعا را انتقام امریکا و عربستان از انقلابیون می دانند. چرا که تظاهرات انقلابیون باعث شد بن مبارک گزینه نخست وزیری مورد حمایت آن ها مجبور به استعفا شود. واکنش این دو کشور به چند دلیل بوده است:

اول اینکه در صورت پیروزی انقلابیون و تکمیل انقلاب دوم یمن این کشور از حالت دست نشاندگی خارج شده و عربستان و آمریکا مانند قبل قادر به دخالت در آن نخواهند بود. چرا که از سال 1962 که حکومت امامهای زیدی با کودتایی پایان یافت، تاکنون این کشور در سیاست داخلی و خارجی خود استقلال نداشته و همواره به عنوان دنباله رو سیاست های دیگران عمل می کرده است.

دومین دلیل مربوط به تهدیدات پیروزی انقلاب شیعیان یمن برای عربستان است. عربستان کشوری است که به دلیل وجود جمعیت بیش از 4 میلیونی شیعه که حتی برخی منابع این آمار را 7 میلیون نیز ذکر کرده اند، همواره از قدرت گرفتن شیعیان در منطقه احساس ترس کرده است. نمونه واضح این امر در بحرین بود که به دنبال قیام مردم این کشور، عربستان نیروهای سپر جزیره را وارد بحرین کرد تا جلوی پیروزی انقلاب شیعیان را بگیرد. در مورد یمن نیز وضع بدین منوال است. زمانی که الحوثی ها پرچم قیام اخیر را به دست گرفتند دیگر قبایل و گروه ها به دنبال آن ها در صنعا تحصن کردند و این امر نشان داد شیعیان از نفوذ قابل توجهی در یمن برخوردارند. از این رو عربستان سعی دارد که با دخالت در یمن مانع پیروزی انقلابیون شود.

دلیل سوم به وضعیت استراتژیک یمن برمی گردد. آمریکا در مورد تنگه ها و آبراه های مهم دنیا همواره حساسیت زیادی نشان داده است. به همین دلیل سعی دارد با دخالت در یمن مانع تسلط انقلابیون بر تنگه مهم باب المندب شوند. لذا دخالت اخیر آن ها در یمن از این جهت قابل تفسیر است.

در پایان می توان بر این امر تاکید کرد که تلاش های عربستان  و آمریکا برای انتخاب بن مبارک به عنوان نخست وزیر جدید نشان دهنده هراس این دو کشور از به قدرت رسیدن دولتی مستقل در یمن است. چرا که سیاست عربستان در دهه های اخیر این بوده که از یک دولت تضعیف شده در یمن حمایت کند. چرا که یمن در طول تاریخ همواره به عنوان قدرتی در برابر عربستانی ها بوده است. از سوی دیگر آمریکا نیز در راستای استراتژی ها بلند مدت خود سعی دارد حافظ وضع موجود باشد و با بازیگرانی که در صدد تغییر وضع موجود باشند برخورد کند. الحوثی ها نیز نشان داده اند که همانگونه که در زمان علی عبدالله صالح، دیکتاتور سابق یمن، شش بار با ارتش این کشور جنگیده اند همچنان به دنبال قطع نفوذ و مداخله خارجی ها در یمن هستند.

یوسف شفیعی

نگارش در تاريخ چهارشنبه 16 مهر1393 توسط پاسخگو

آیا طبق گفته علی مطهری ادامه حصر سران فتنه غیر قانونی می باشد؟

علی مطهری در ادامه حمایت از سران فتنه و تلاش برای رفع حصر آن‌ها، در نامه‌ای به رئیس‌جمهور دوباره رفع حصر سران فتنه را از وی خواستار شد و در پایان، رئیس‌جمهور را در صورت مسامحه در انجام این درخواست، به طرح پرسش در مجلس تهدید کرد. مطهری در این نامه برای مستند و قانونی نشان دادن درخواستش، به اصل‌هایی از قانون اساسی متوسل شده و حصر سران فتنه بدون حکم قضایی و اجازه نداشتن آن‌ها برای دفاع از خود را خلاف قانون اساسی دانسته است. در اینجا برای اجتناب از اطناب و ورود به بخش‌های مختلف ادعای وی که پاسخ‌های خود را دارد، به یک نکته که به‌نظر جامعیت لازم را دارد، بسنده می‌شود.
مطهری در بخشی از نامه خود آورده است: «... مسئله حصر خانگی آقایان حجت‌الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی، سه سال و هشت ماه است که برخلاف اصول متعدد قانون اساسی بدون حکم قضایی و اینکه آن‌ها اجازه دفاع از خود داشته باشند، ادامه دارد. ممکن است حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر حصر خانگی این دو که در شرایط اضطراری صادر شده، برای مدت موقت - مثلاً یک ماه - و تا زمان بازگشت شرایط عادی به جامعه، قابل پذیرش باشد؛ اما ادامه آن بدون حکم قضایی قطعاً وجاهت قانونی، شرعی و اخلاقی ندارد و خلاف فصل سوم قانون اساسی است.»
ظاهراً آقای مطهری حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی را پذیرفته؛ اما درباره زمان و شرایط، حرف دیگری دارد. با مراجعه به قانون اساسی که مبنای ادعای آقای مطهری است، معلوم می‌شود که اصل یکصدوهفتاد و ششم آن، مشخصاً مربوط به «شورای عالی امنیت ملی» است. در بخشی از این اصل آمده است: «به‌منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، «شورای عالی امنیت ملی» به ریاست رئیس‌جمهور با وظایف زیر تشکیل می‌گردد:
1- تعیین سیاست‌های دفاعی - امنیتی کشور در محدوده سیاست‌های کلی تعیین‌شده از طرف مقام رهبری.
2- هماهنگ نمودن فعالیت‌های سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلی دفاعی - امنیتی.
3- بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی.
اعضای شورا عبارتند از: رؤسای قوای سه‌گانه. رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری، وزرای امور خارجه، کشور، اطلاعات، حسب مورد وزیر مربوط و عالی‌ترین مقام ارتش و سپاه...»
اصل فوق، ماهیت امنیتی بودن این شورا و ابعاد آن را کاملاً مشخص کرده است. معنای اصلی و کلان آن، این است که هر موضوعی به این شورا احاله شود، دارای بعد امنیتی است و دیگر اینکه موضوعات مهم امنیتی خاص باید به این شورا ارجاع داده شود. از آنجایی که سران قوا و از جمله رئیس قوه قضائیه در این شورا حضور دارند، مسائل قضایی که ابعاد امنیتی پیدا می‌کنند، از نظر قانونی که از فحوای این اصل استنباط می‌شود، تابع نظر این شورا است و دیگر زمان و شرایط در آن دخیل نیست مگر به تشخیص شورا. زمانی که شورا تشخیص داد به هر دلیلی جنبه امنیتی موضوع منتفی شده و آن را از حیطه وظایف خود خارج ساخت، موضوع در محل مربوط به خودش رسیدگی می‌شود. بنابراین تا زمانی که نظر شورای عالی امنیت ملی بر حصر سران فتنه است، این حصر کاملاً قانونی است و هیچ مغایرتی با سایر اصول قانون اساسی ندارد.

نگارش در تاريخ دوشنبه 7 مهر1393 توسط پاسخگو

آمریکا در گذشته حامی اصلی گروهک داعش محسوب می شد ، با توجه به  فراخوان اخیر آمریکا برای مبارزه با آن در حال حاضر این گروهک با چه پشتیبانی به فعالیتها و جنایات خود ادامه میدهد؟!

سردار جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح پاسخ گفت:

براساس اطلاعات، اخبار و مجموعه تحلیل‌هایی که ما در اختیار داریم ایجاد کننده، مدیریت و لجستیک داعش و تروریست‌های منطقه توسط سرویس‌های بیگانه و در رأس آن آمریکایی‌ها بوده است.

این همکاری‌ها هنوز هم ادامه دارد و اینکه آمریکایی‌ها به بهانه مبارزه با داعش می‌خواهند با این گروه تروریستی مقابله ‌کنند، فریب افکارعمومی است و آمریکا با اقدامات گذشته خود نتوانست در منطقه آنطور که باید و شاید پایه‌های خود را محکم کند. - به نظر می‌آید آمریکا تغییر تاکتیک داده و به این وسیله تلاش می‌کند تا مجدداً نوعی حضور جدید را در منطقه برای خودش رقم بزند.

نگارش در تاريخ شنبه 29 شهریور1393 توسط پاسخگو
با توجه به جنایات بی حد داعش در مقابل اسرا و گروگان ها، علت آزادی گروگانهای ترکیه ای چیست؟!!


نیروهای داعش این افراد را سه ماه پیش، در ماه ژوئن، پس از حمله به کنسولگری ترکیه در شهر موصل عراق گروگان گرفتند. در ماه ژوئیه نیز ۳۲ راننده کامیون اهل ترکیه که در یک حمله جداگانه توسط داعش گروگان گرفته شده بودند، بعد از سه هفته آزاد شدند.

این در حالی است که گروه داعش در عمل نشان داده تا چه حد قساوت و سنگدلی در قبال گروگان ها و اسرا دارد و تلاش دارد با اعمالی چون سر بریدن و فیلم برداری از این صحنه ها، کافران را به زعم خود مجازات و مرعوب سازند تا زمینه پیشروی خود را فراهم و سرزمین های بیشتری را تصرف کنند.

موضوع عجیب دیگر در ماجرای آزادی اتباع ترکیه این است که رئیس جمهور تركیه در بیانیه خود به دلیل آزادی گروگان ها، نامی از گروه تروریستی داعش به میان نیاورده است.

به گزارش العالم، بیانیه نهاد ریاست جمهوری تركیه حاوی چند نكته است. نخست اینكه آزادی ربوده شدگان براساس یك عملیات اطلاعاتی قوی صورت گرفت و در آن ...


ادامه مطلب...

نسبت رویکرد نوعثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه با حمایت این کشور از گروه های تروریستی چگونه است؟

به فرض اینکه بین حمایت ترکیه از گروه های تروریستی با رویکرد نوعثمانی گری حاکم بر سیاست خارجی این کشور نسبت مستقیمی وجود دارد و چون حمایت ترکیه از این گروه ها در طی بحران در دو کشور سوریه و عراق بخوبی تجلی یافته است، برای این منظور لازم است که سیاست خارجی ترکیه در قبال دو کشور سوریه و عراق تشریح شود. در توضیح باید گفت با توجه به اینکه پس از جنگ جهانی دوم، برای سیاست خارجی ترکیه، خاورمیانه در درجه دوم اهمیت بوده است، رویکرد ترکیه در قبال بحران سوریه و عراق را بایستی در چارچوب نوعثمانی گرایی حاکم بر سیاست خارجی این کشور مورد بررسی قرار داد. احمد داود اوغلو، استاد روابط بین الملل و معمار و طراح این سیاست، بر آن است که سیاست خارجی ترکیه نامتعادل بوده و تأکید بیش از حد به روابط ...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه 6 شهریور1393 توسط پاسخگو
با توجه به شرایط نابرابر غزه در مقابل رژیم صهیونیستی راجع به علت پیروزی آن توضیح دهید!

از صدر اسلام تا کنون، جبهه مقاومت اسلامی همواره با دو چالش اصلی مواجه بوده و هست: «چالش بیرونی» که همان صف آرایی نظام سلطه و استکبار است، و «چالش درونی» که همین آیه یأس خوانی سست عنصران داخلی است. نکته مهمی که سست عنصران جبهه داخلی غالباً از آن غفلت می کنند، «قدرت مطلق پنداری» جبهه دشمن است. این مسأله موجب می شود که اینها مقاومت را بی فایده تلقی کرده و راه حل مشکلات را در مذاکره و سازش با نظام سلطه و استکبار جستجو کنند.

در قرآن هم از گروهی سخن به میان آمده است که با قیافه حق به جانب، مجاهدان و شهدا را سرزنش می کنند که اگر به توصیه ما مبنی بر کنار آمدن با دشمن و دست برداشتن از مقاومت توجه می کردند کُشته نمی شدند! (آل عمران/165) اینها با اینکه ژست «عقلانیت» و «واقع گرایی» می گیرند، متأسفانه از دیدن قدرت مقاومت و حقیقتی که قرآن کریم به ما یادآوری می کند عاجزند؛ غالباً به ابزارهای مادی بیش از وعده های صادق الهی ایمان دارند؛ اکثراً معادلات ظاهری را مؤثرتر از قواعد الهیِ حاکم بر خلقت می دانند؛ و معمولاً از فکر مقاومت هم بر خود می لرزند، گرچه با هیاهوی تبلیغاتی، مخالفان خود را بزدل می نامند و سرزنش می کنند!

پیروزی مقاومت اسلامی در غزه، بار دیگر ثابت کرد که مقاومت، تنها راه به زانو در آوردن جبهه استکبار است. این درس بزرگی برای امت اسلامی و ملت ایران و بخصوص کسانی است که از خوف استکبار، هنوز قدرت مقاومت را نمی‎شناسند، و سودای سازش با شیطان و خیال خام بازی برد-برد را در سر می پرورانند. رهبر انقلاب اسلامی در خطبه های نماز عید فطر اخیر، به درس بزرگ مقاومت ملت فلسطین اشاره کرده و فرمودند:

«مردمى محصور از همه طرف، در یک نقطه کوچک و محدود: دریا به رویشان بسته، خشکى به رویشان بسته، مرزها تماماً به روى آنها بسته؛ این مردم در مقابل یک دشمن مسلحِ خبیثِ بى رحمى مثل رژیم صهیونیست و رؤساى پلید و خبیث و نجس آن رژیم قرار گرفته اند و آنها هم بدون هیچ ملاحظه اى شب و روز دارند می کوبند؛ اما این مردم ایستاده اند، مقاومت می کنند؛ این درس است. این نشان می دهد که "قدرت مقاومت" انسان، از آنچه ما در ذهن خودمان تصور می کنیم، بمراتب فراتر است. قدرت خودمان را بشناسیم. »

پس بدانیم: نه دشمن آنقدرها که نشان می دهد قوی است و نه ما آنقدرها که بعضی گمان می کنند ضعیفیم. اگر بایستیم حتماً پیروزیم. «وَ لَيَنْصُرَنَ‏ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيز». (الحج/40) قوی مطلق و قدرت مطلق خداست، و مقاومت هم قدرت و قوّت خود را از اتصال به منبع لایزال قدرت الهی اخذ می کند، و شیطان و اولیاء او قدرتی ندارند جز القای ترس و شک و یأس در قلوب مجاهدان و رزمندگان. پس با دوستان شیطان بجنگید، و بدانید که نیرنگ شیطان ضعیف است. «فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً». (النساء/76)

برگرفته از مقاله سید کمیل باقرزاده